سرمقاله

موزه، فضای مادی و معنوی

احمد زهادی


موزه، محل استقرار آثار هنری، تاریخی، فرهنگی و میراث ملتهاست. اما بهراستی در عصر مدرن این تنها نقش موزه نیست، موزه نقطه عطف پیوند جامعه و مردم با

تاریخ، فرهنگ و دستاوردهای نوین بشر است و در این میان آنچه نقش خود را هر چه پر رنگتر نشان میدهد، فضای مادی و معنوی موزههاست که حاصل مستقیم تاثیر

معماری موزه و معنویت حاکم بر آن معماری است. این فضا به جهت نقش معنوی بسیار بالا، لاجرم میبایست جریانی از انرژی و تفکر معنوی را در خود داشته باشد.

مخاطب موزه به جهت علاقه و عشق به تحقیق در عرصههای مختلف از جمله هنر، تاریخ، ریشه مدرنیته و ... در موزه حضور مییابد و میبایست به محض حضور،

ارتباطی با فضا برقرار نماید که بیش از پیش به احساسات خود نزدیک شود و این ارتباط اگرچه میبایست از همه آثار معماری با افراد بر قرار شود، اما این مهم در

معماری موزه اهمیتی دو چندان دارد. به زعم اینجانب مخاطب موزه فارغ از آثار موجود در آن، الزاما باید توسط ساختمان موزه هم در بیزمانی قرار گیرد.

در بین موزههایی که تا به حال بازدید کردهام برخی از آنها به لحاظ طراحی جامع و کامل به نظر می آمده عموماً ابعاد تجاری نداشته یا کمتر داشتهاند. از جمله موزه

احمدآباد ـ هند به طراحی لوکوربوزیه. در اولین نکتهای که در بازدید از موزه به چشم می رسد این است که بیش از پنجاه درصد از فضای طراحی شده از نقطه نظر تجاری

غیرمفید و نا کارآمد است اما دقیقاً وجود همین فضاهاست که منجر به ایجاد حس فزاینده درونی در افراد میشود و آن هم در نتیجه ایجاد ارتباط بین فرد با فضا و محیطی

است که در آن قرار دارد و معماری موجود به یاری فرد میآید تا خویش را بیشتر دریابد و با هدف و موضوع اصلی موزه مرتبط شود. به بیان دیگر فرم معماری تحت

تاثیر فضای مقدس و ارزشمند درونی است.

برای دریافت دقیقتر موضوع باید به بررسی ساختار بنای موزه پرداخت که به صورت تمثیلی میتوان به طراحیهای دو معمار ارزشمند لوکوربوزیه و دوشی اشاره نمود.

ساختمانها و موزه هایی که این دو معمار طراحی کرده اند اغلب فاقد درب ورودی اند و هیچ مانعی بین ورود افراد به محیط داخل وجود ندارد و دربها اغلب به صورت

پرده ای بالا و پایین میروند. همچنین لایههایی در طراحی مشاهده میشود که اغلب کاربردی ندارند اما مثل ترکیب سایه و ریتم، فضای شگفتی را ایجاد می نماید و باعث

به وجود آمدن حس شادمانی و لذت و درک زیبایی در مخاطب میگردد.

لذا به جرات میتوان گفت موزه به عنوان محل تلاقی انسان، میراث و جامعه، فقط شامل ابعاد تاریخی یا بیان موضوع مورد نظر نبوده و نمیتوان نقش آن را محدود به

حفظ آثار هنری دانست بلکه فضایی است برای تعامل، تفکر، تغییر و بسط نگرش انسان با محیط اطراف مبتنی بر هدف خاص موزه. موزه ابزار بیان دستاوردهای نوین و

کهن جامعه و انسان است.

مطالب فوق دغدغه ذهنی مجله بوده در همین راستا شماره حاضر فصلنامه به موضوع "رویکردهای نوین موزه در دنیا" اختصاص داده شد تا ارزش موزه به عنوان

مکانی آموزشی و مأمنی برای دستاوردهای فرهنگ، تمدن و هویت بشر با نگاهی به جایگاه معماری در تکامل و به ظهور رساندن اهداف موزه پررنگتر شود و امید است

انتشار این سند معتبر در کنار نیل به اهداف فوقالذکر و جلب توجه اشخاص درگیر در معماری موزه به نکات مذکور، موجب توسعه هر چه بیشتر صنعت گردشگری در

جهت رشد اقتصادی و فرهنگی جامعه گردد و چه بسا که ایران زمین با داشتن چنین پیشینه تاریخی و ثروتی عظیم به لحاظ آثار تاریخی و پتانسیلهای مورد نظر فرهنگی

در این خصوص، لایق توجه بیشتر جهانیان بوده و باید به جایگاه در خورشان و منزلت خود در این خصوص نائل آید.

   


چاپ