از جمله گفتگوهای منتشر شده در شماره ۳۹ فصلنامه معماری و ساختمان در تابستان ۱۳۹۳

معماری مرتبط با فرهنگ، اقلیم و باورها
هومن بالازاده


جایگاه معماری پایدار در ایران را نسبت به معماری جهان چگونه میبینید؟


جغرافیای معماری مشخص کننده اولیت‌های معماری هر منطقه می‌باشد و معماری هر منطقه را نسبت به خودش میتوان سنجید. در معماری سنتی ایران از سال‌های سال

معماری پایدار وجود داشته و بحثی است که معماران ایران به خوبی از آن آگاه بوده‌اند. در معماری ایران گونه‌های مختلف ساختمانی (مسکونی ـ عمومی) با رعایت

اصول اقلیمی، فرهنگی و با استفاده از یک گونه پایدار از نظر مصالح کل شهر را به صورت یک پارچه و ممتد شکل داده‌اند و از قرارگیری دانه‌های یکپارچه کل

هماهنگ و یکپارچه ای به وجود آمده به گونه‌ای که در هر جغرافیایی معماری خود را منطبق با نیازهای منطقه نموده. در این راستا اگر معماری معاصرکشورمان بتواند

الگوهای جدیدی را با الهام از تجربیات غنی انجام شده در ایران به وجود بیاورد، میتواند معماری مرتبط با فرهنگ، اقلیم، باورها و رفتارهای ایران را فراهم نماید که در

نتیجه به یک الگوی پیشرفته از نظر معماری برسد که نسبت به معماری جهانی نیز جایگاه مشخصی را به وجود بیاورد. شاید ما اگر به جای قیاس معماری ایران نسبت

به کشورهای دیگر بیاییم و یک قیاس موشکافانه‌ای در معماری شهرهای سنتی و شهرهای مدرنمان انجام دهیم نتایج بهتری خواهیم گرفت و میتوانیم در موارد زیادی

 درسهایی از معماری ایران بگیریم که راه کارهای زیادی را که مرتبط با بستر جغرافیایی ایران است به وجود بیاورد. البته استفاده از تجربیات و تکنولوژی‌های پیشرفته

در این بین نیز مساله‌ای است که معماری توسعه یافته در درون خود خواهد داشت و اگر تجربیات گذشته به همراه تکنولوژی‌های به روز انجام شود، معماری هر

منطقه‌ای میتواند جریان توسعه پایدار را در خود به همراه داشته باشد


چهارچوب ارزشیابی پایداری به چه معیارهایی است و کدام یک به نظر شما اولویت دارد؟

توسعه پایدار در واقع بازنگری اصلاح طلبانه‌ای به مدرنیسم و سنت در جهت یافتن راهی بینابینی است. مشکلات زیست محیطی، تامین انرژی و پیامدهای مختلفی که در

 اثر اشتباهات بشر نسبت به محیط و زندگی خود داشته، باعث شده که در این عصر نگاهی دقیق‌تر به عاقبت زمین و انسان شود که معماری نیز بخشی از آن توسعه

می‌باشد. معماری پایدار عکس‌العملی در برابر مشکلات عصر صنعت محسوب می‌گردد که در آن معماری توجه خود را به انسان، طبیعت و چرخه طبیعی انرژی نموده. به

 نظر من بهبود کیفیت محیطی زندگی انسان در روند رشد تکنولوژی بسیار مهم است و در آینده معماری و شهرسازی باید به مساله سلامت روحی و فیزیکی انسان که

مصرف کننده شهر و معماری می‌باشد توجه عمیق‌تری شود و شاید لازم باشد ما در بسیاری از موارد بازنگری اساسی در استراتژی‌هایی مانند ساخت و تکنولوژی

استفاده از متریال‌ها ـ الگوهای فضایی ـ برخورد با طبیعت ـ نورپردازی و گردش هوا در ساختمان‌ها ایجاد نماییم. در معماری پایدار اولویت‌های تصمیم‌گیری عوض شده و

جایگاه معماری به عنوان یک استراتژی مهم برای شکل دهی محیطی سالم برای زندگی انسان اهمیت پیدا می‌کند. معماری آینده علاوه بر ایجاد ارتقا کیفیت فضایی

 معماری به دنبال کیفیت‌های زیست محیطی برای انسان و طبیعت خواهد بود و این دو در کنار هم شرایطی را می‌توانند فراهم کند که کمترین صدمه به انسان و زمین

  بخورد


ارتباط معماری و شهرسازی پایدار با طبیعت را چگونه ارزیابی میکنید ؟

معماری و شهر برای انسان قبل مدرن، نتیجه محدودیت‌های اقلیمی و سازهای از طرفی و باورهای فرهنگی از طرف دیگر بوده. آنچه محیط شهر و معماری در گذشته

بوده برخاسته از بستر و محیط طبیعی آن منطقه بوده. عاملی که باعث شده بود معماران گذشته خود را محدود به متریال‌های سازگار با محیط اثر نمایند. با سرعت گرفتن

رشد و توسعه در شهرها سازگاری محیطی با طبیعت اهمیت کمتری پیدا کرد و اشتباهات زیادی نسبت به آلودگی طبیعت در شهرها و روستاها صورت گرفت که باعث شد

جهان تامل بیشتری نسبت به این مغوله انجام دهد. زمان بازنگری در اصول برخورد با طبیعت در معماری با هدف، رفع ایراداتی که همگی مربوط به رشد سریع شهرها

و جمعیت بوده رسیده. معماری پایدار در جهت رسیدن به اهداف زیر میتواند نقش زیادی داشته باشد:م
 
م۱: اهمیت دادن کاربرد مصالح در زمان تولید و یا بعد از آن به گونه‌ای که با محیط خود همگن باشد، حداقل استفاده از انرژی‌های سوختی و حداکثر به کارگیری

انرژیهای طبیعی. در این راستا معماری پایدار استفاده حداکثر از تکنولوژی را در جهت رسیدن به هم‌خوانی با طبیعت خواهد کرد. هم‌خوانی با طبیعت را در یک کل باید

بررسی کرد و این موضوع در شهرفراتر از مجموعه‌ای از ساختمان‌های منفرد می‌شود. تلاش در جهت رسیدن به یکپارچگی بین طبیعت و شهر نیازمند سیاستگذاری‌ها و

برنامه ریزی‌های کلان مدیریتی خواهد بود که باید از کل به جز در شهرها و محیط‌های انسانی اعمال گردد. با توجه به اینکه ما در کار حرفه‌ای خود زمانی با سایت

پروژه رو به رو می‌شویم، که تصمیمات زیادی راجع به قوانین شهری و فضای پر و خالی نسبت به سایت پروژه گرفته شده و معمار در عمل تصمیم گیرنده جز در عوامل

 محیطی مثل رابطه ساختمان و شهر خواهد بود. در این شرایط معمار باید بر اساس پیش فرض‌هایی که از قبل دیکته شده، طراحی خود را انجام دهد. در جهت رسیدن به

 یک شهر پایدار تمامی افراد باید خود را سهیم در ایجاد ارتباط درست با طبیعت بدانند. در این جهت، قبل از هر چیز باید نگاهی دوباره به قوانین شهری بشود تا یک ایده

یکپارچه در شهر و فضاهای معماری اتفاق بیفتد. معماران که طراحی بخش دانه‌های شهری را به عهده دارند میتوانند تعریف کننده الگوهای نوینی از ارتباط بین

ساختمان و طبیعت را فراهم نمایند. در این راستا دفتر ما نیز کوشش می‌کند تا بتواند علیرغم محدودیت‌های قوانین شهرداری و شهرسازی الگوهایی را در این جهت به

 وجود بیاورد. که این تلاش میتواند به شرح زیر دسته‌بندی شود:
م
م۱ـ ارائه راه حل‌هایی جهت گردش هوایی و نوردهی در پروژه‌های آپارتمانی ـ مسکونی که میان دو یا سه ساختمان دیگر قرار گرفته‌اند و اکثرا از یک ضلع تهویه یا

 نورگیری دارند
 
م۲ـ استفاده از متریال‌های بومی و پایدار در شکل دهی فضاهای بیرونی و درونی ساختمان و ترکیب آن با فضای سبز
 
م۳ـ ادغام فضای سبز در سازماندهی فضایی پروژه به عنوان یک بخش کلیدی در ساختمان‌های مسکونی
 

ارتباط پایداری با زیبایی و آسایش را چگونه می‌بینید؟ آیا با هم در تناقض هستند؟

من منظور این سوال را نمی‌فهمم