مرمت محیطی منظر بندر لافت از طریق راه اندازی اکو موزه

رویا ساعتیان

 

شکل سکونت در روستا با عوامل طبیعی ارتباط زیادی دارد. روستاهای جنوب ایران نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست. روستای لافت، با توجه به نوع اقلیم و عوامل طبیعی،

مجموعهای ازفرهنگ، معماری، آداب و سننی ... دارد که مختص آن محل بوده و باید حفظ و حراست و معرفی شود. در دیدگاه نوین نیز، موزه فقط ساختمانی برای نمایش اشیا

در ویترینها نیست،بلکه چنین فضاهایی به صورت طبیعی، زنده و پویا میتواند نقش موزه را ایفا کند.

نگاه به  میراث فرهنگی در گذشته، به چشم شیء ماندگار و جاویدان بود ولی امروزه این دیدگاه تغییر کرده و مفهوم جدیدی پیدا کرده است و آن عبارت است از آمیزه

پیچیدهای از طبیعت و تاریخ، آداب و رسوم، زبان و سنتها

پس از جنگ جهانی دوم اقتصاد کشورهای اروپایی  بدلیل بسته شدن کارخانهها، رها شدن معادن و مکانهای صنعتی، افزایش نرخ بیکاری، فقدان تجارت، از بین رفتن

سنتها و آداب و رسوم و ... به زوال رفت. در طول این دوره مفهوم اکوموزه با هدف بهرهبرداری و بهبود وضعیت فرهنگ رو به زوال و همچنین تقویت اقتصاد آن

ناحیه به سرعت در اروپا گسترده شد. در واقع هدف از ایجاد اکوموزه در آن دوره اولاً حفاظت از میراث در خطر موجود در محل و در ثانی به عنوان یک ابزار  برای

کمک به جوامع مربوطه، جهت مفهوم بحشیدن به این میراث بود. از جمله این نوع اکوموزهها در اروپا به ویژه اطراف پارکهای صنعتی  شمال و شرق فرانسه دیده

میشود.

پس از برگزاری کنفرانس سازمان ملل متحد درباره محیطزیست و توسعه (در سال۱۹۹۲) در ریودوژانیرو، محیطزیست برای تمامی کشورها تبدیل به یک دغدغه عمده

شد؛ انسان به عنوان موجودی زنده و بخش جداییناپذیر از محیط طبیعی است و پیوندهای نزدیک با محیطزیست خود دارد و استفاده از این محیط، بدون درنظرگرفتن این

پیوندها برای او امکانپذیر نیست. در این مباحث توسعه پایدار و حفظ منابع محیط زیست مفموم جدید بود که مورد توجه ویژه قرار گرفت. به این ترتیب فلسفه اکوموزه،

در ادامه جنبشهای توسعه پایدار و جهانی شدن میراث فرهنگی شکل گرفت.

اکوموزه بیشتر در مکانهای دورو متمرکز تاسیس میشود که فرهنگ سنتی خود را هنوز حفظ کرده است. وظیفه اکوموزه کمک به حفظ سنتهای منحصر به فرد مردم

بومی با توجه به محیط زیست آنهاست. این کار از طریق ایجاد یک دیالوگ واقعی اکولوژیک در منطقه امکانپذیر است. در این راستا لازم است در برنامهریزیهای

محیطی به جوامع بومی بسیار توجه شود و یک هدف مشترک (حفظ منابع) را در همه بخشهای کشاورزی، شکار، توریسم، آموزش و ... مورد توجه قرار داد.

البته ذکر این نکته هم ضروری است که اکوموزهها باید رقابت صحیح در حیطه تفکر و خلاقیت ایجاد کنند، نه در حوزه سرگرمی و تفریح. بررسیهای اخیر  نشان می دهد

که این گونه موزهها اگر بدون برنامه تحت تأثیر مقاصد بزرگ توریستی  قرار گیرند، در درازمدت موجب مصرف میراث مورد نظرمیشوند و آن را از ارزشهای خود تهی

میسازند.

به این ترتیب  با توجه به میراث ارزشمند موجود در روستای لافت (اعم ازمیراث مادی و معنوی) که در ادامه مقاله به تشریح بیان شده است، به منظور حفاظت و مرمت

بافت و کالبد روستا و ساماندهی هسته کهن و واجد ارزش آن  و  نیز حفظ و احیاء ارزشهای فرهنگی و معنوی موجود در روستا و معرفی  تاریخ با ارزش آن به مخاطب،

بهتر است که  روستای لافت به صورت اکو موزه طراحی و راهاندازی گردد.

 

بررسی تاریخی

سابقه سکونت در جزیره قشم به روزگار قبل از اسلام و شاید به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی آن به دوره پادشاهان ماد برسد. به طور کلی قشم و تمدن باستانی آن

همواره به اقوام آریایی و حکومت مرکزی ایران وابسته بوده و عضوی از کالبد ایران به شمار میآمد.

لسترنج درکتاب سرزمینهای خلافت شرقی صفحه ۲۸۲ میگوید: جزیره بزرگی که در قسمت تنگ خلیج فارس واقع است و امروز کشم (قشم) نامیده میشود و این جزیره

را به خاطر طول زیاد آن جزیره « الطویله» نیز نامیدهاند، ظاهرا باید همان جزیرهای باشد که در کتب مرجع ما در قرون وسطی به اسامی مختلف همچون جزیره بنی (یا

ابن) کوان، «بنوکاوان » ، «برخت » ، «ابرکانان » ، «افرکاوان » ، «ابرکمان» و «لافت» میگفتند.

با پیدایش اسلام و در همان آغاز استقرار وگسترش حکومت اسلامی، خلیج فارس و جزیره قشم، توسط مسلمانان فتح شد و آمیزهای از تمدن و فرهنگ اسلامی ـ آریایی در

آن پدید آمد. خلفای عرب و حاکمان منصوب از جانب آنها تا چند قرن بر سرزمین ایران و جزیره قشم و خلیج فارس مسلط بودند تا اینکه با تشکیل حکومت آل بویه،

حکمرانان ایرانی دوباره به منطقه مسلط گردیدند. در زمان شورش مغول و هرجومرج ناشی از آن، رییس قبیله توران در جزیره قشم سکونت اختیار کرد و به آبادانی آن

پرداخت و به تورانشاه ملقب شد. درهمین زمان بود که جزیره قشم در مسیر رفت و آمد از غرب به شرق مورد توجه دریانوردان و بازرگانان اروپایی قرار گرفت. نخستین

اروپاییهایی که جزیره قشم و جزایر اطراف آن را به تصرف در آوردند و بیش از یک قرن بر آن تسلط یافتند، پرتقالیها بودند. آنها در سال ۱۵۰۷ میلادی در جزیره قشم

استحکامات نظامی مهمی ایجاد کردند، و از ورود کشتیهای جنگی سایر دولتها به این جزیره جلوگیری کردند. سپس جای آنها را هلندیها و سرانجام انگلیسیها گرفتند.

با تشکیل حکومت مرکزی صفوی در ایران، پرتقالیها به همت امام قلی خان ـ سردار بلند آوازه عصر صفوی ـ از جزیره بیرون رانده شدند و حاکمیت دولت مقتدر مرکزی

به منطقه اعمال شد. در سال ۱۶۴۵، هلندیها قوای نظامی مهمی در خلیجفارس گرد آوردند و به بهانه این که ایران قرارهای عهدنامه تجاری خود با آن کشور را رعایت

نکرده است، حصار و قلعه قشم را تصاحب کردند و نیروهای نظامی خود را در آنجا اسکان دادند؛ ولی به علت گرمای شدید هوا، بسیاری از نیروهای هلندی تلف شده، و

عاقبت هلندیها مجبور به تخلیه جزیره قشم شدند. در بین سالهای ۱۷۲۰ ـ ۱۷۱۸ میلادی اوضاع خلیج فارس رو به وخامت نهاد. حاکم عمان تعدادی از جزایر واقع در

نزدیک سواحل ایران، از جمله قشم را تصرف کرد؛ ولی چندین فروند کشتی جنگی انگلیسی مهاجمان عمانی را مغلوب کردند. پس از مرگ نادرشاه در سال ۱۷۴۷ میلادی،

نفوذ ایران بر خلیج فارس ضعیفتر شد و طوایف عرب جواسم توانستند دامنه تجاوزات خود را گسترش داده و حوزه متصرفات خویش را تا نزدیکی سواحل ایران برسانند

و در سال ۱۷۶۰، جزیره قشم را که تا آن زمان در تصرف یک طایفه مشخص بود، تسخیر نمایند. در سال ۱۷۶۳، کریم خان زند نفوذ و اقتدار خود را در جنوب ایران

مجدداً مستقر ساخت. در سال ۱۸۸۲ میلادی، حکومت انگلیسی بمبئی تصمیم گرفت که مرکزی جهت توقف نیروی دریایی انگلیس در خیلج فارس ایجاد کند. برای این

منظور چندین نقطه در خلیج فارس مورد بررسی قرار گرفت و بالاخره باسعیدو، واقع در جزیره قشم برای این منظور انتخاب شد. در سال ۱۹۰۹ میلادی، انگلیسیها مجدداً

در بندر باسعیدو، انبارهایی برای سوخت کشتیها ایجاد کردند که در جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت. پس از پایان جنگ جهانی دوم، به فعالیت انگلیسیها در این

بندر خاتمه داده شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، قشم اهمیت بیشتری پیدا کرد، تا اینکه پس از پایان جنگ تحمیلی، در سال ۱۳۶۸ شمسی به عنوان دومین بندر آزاد

ایران شناخته شد و به دنبال آن در سال ۱۳۶۹، این عنوان به تصویب هیأت دولت رسید. در همین سال فعالیت گمرکی این بندر که یکی از فعالترین مناطق تجاری و

صنعتی در خلیج فارس و دریای عمان است، آغاز شد.

لافت یکی از روستاهای جزیره قشم و بندرگاهی است که به دلیل موقعیت استراتژیک آن، در طول تاریخ همواره دارای اهمیت بوده است. امروزه هم دو نقطه بنام لافت نو

و لافت کهنه وجود دارد. فاصل میان دو لافت قطعه کوهی است که بر هر دو لافت مشرف است و بر فراز آن آثار قلعه و برجهای دیدهبانی و سنگرهای نظامی و

آبادیهای دیگر وجود دارد. کوهی که روستای لافت در دامنه آن واقع شده به کوه شهر معروف است و این تسمیه دلالت بر شهریت قدیمی لافت دارد و در مشرق آن کوه

آثار شهر قدیم موجود است و آن را لافت سیدان گویند. هسته اولیه روستای لافت در قسمت کهن و مرکزی روستای کنونی، در جوار چاههای آب و آب انبار و در امتداد

ساحل شکل گرفته است. با پر شدن حدفاصل کنار دریا و دامنه تپههای کمارتفاع، توسعه روستا در جهت شمالی ـ جنوبی در امتداد ساحل ادامه داشته است. مراکز خدماتی

عمومی در ضلع جنوب شرقی و نزدیک چاهها ایجاد شده و همین امر باعث توسعه بافت در ضلع جنوب شرقی شده است. بعدها با تامین آب از شهر قشم، توسعه روستا در

ضلع ورودی (شمالی) روستا صورت گرفته است.


روستای لافت

دلایل شکلگیری روستاهای لافت به عنوان یک مجتمع زیستی عبارتند ازوجود راه دریایی و تسهیل ارتباط دریایی  وجود جنگلهای حرا  وجود آب شیرین (چاههای طلا

یا تَلِ اُونزدیکی به خشکی ایران


 بادهای موسمی

گسترش بافت روستا طی مراحل مختلفی شکل گرفته است. همانطور که در قبل نیز اشاره گردید، با توجه به وضع کالبدی روستا، بافت روستا را می توان به ۳ بخش

مختلف تقسیم کرد:

الف ـ بافت قدیمی و اصلی: قسمت قدیمی روستا شامل هسته اولیه. در بخش مرکزی ساخت و سازهای فعلی بوده و در حد فاصل دریا و تپههای اطراف چاه های آب شکل

گرفته است واین بافت به طول تقریبی یک کیلومتر و عرض متوسط ۱۷۰ متر در چند راستای اصلی به موازات امتداد ساحل واقع است. مساجد این بافت مسجد از ۷

مسجد لافت) در عمل محلههایی را در طول بافت تعریف کردهاند. این محلهها به مرکزیت مساجد شکل گرفتهاند. در عین حال، بافت قدیمی روستا یکپارچه و پیوسته است.

ب ـ ساخت و سازهای قسمت جنوب شرقی روستا: این ساخت و سازها به صورت پراکنده و با تراکم ساختمانی و جمعیتی اندک، در دامنه تپهها و زمینهای مسطح اطراف،

با فاصله از دریا شکل گرفته که موجب جهت دهی توسعه روستا شده و شکلگیری آن به تدریج و به طور پیوسته انجام گرفته است. در داخل تپه مرکزی و حد فاصل این

ساخت و سازها و بافت قدیم روستا، خدمات آموزشی، بهداشتی، درمانی و تاسیسات و تجهیزات لافت به وجود آمده است.

پ ـ ساخت و سازهای بخش شمالی: در سطحی محدودتر و با پراکندگی بیشتر نسبت به ساخت و سازهای جنوب شرقی و در شیب تند تر تپه ماهورها شکل گرفته است با

گذشت زمان و توجه به جنبههای اقتصاد آزاد، توسعه در جهت شمال و به سوی قشم صورت گرفته، عواملی مانند طرح جامع در این شکلگیری تاثیرات به سزایی دارند.

دسترسی اصلی به روستا از طرف قشم، از بخش شمالی روستا است. در بافت قدیم روستا مسیرهای اصلی به صورت شمالی، جنوبی شکل گرفتهاند. این مسیرها نقاط

عطف روستا یعنی مساجد را به هم پیوند میدهند. همچنین یک مسیر ساحلی آسفالته، دسترسیهای سریع و سواره را تامین میکند. در بخشهای جنوب شرقی وشمالی

روستا، معابر تعریف ویژهای ندارند. فضاهای وسیع لابهلای بافت پراکنده، نقش معابر را دارند. در بالاترین لایه بافت جهت هدایت آبهای سطحی به سمت چاههای طلا و

آب انبار، اغلب کوی های منتهی به خانههای بالایی بافت، واقع در دامنه تپهها، بن بست هستند و شکلگیری بافت در لایه بالایی آن به صورتی است که آب جاری از

تپهها، وارد بافت نشود. در روزهای بارانی شدید، در محدوده چاهها دریاچهای تشکیل شده و آب انبار اصلی روستا پر از آب میشود. در این ایام این محل به عنوان یک

مکان تفریحی در سطح منقطه قشم مورد استفاده قرار میگیرد. سرریز آب چاهها و آب انبار از محوطه اطراف مسجد جامع به دریا میریزد. در حال حاضر با امکان تغییر

آب از شهر قشم توسط مخزنهای سیار آب، در حیاط هر واحد مسکونی آب انباری در داخل زمین تعبیه شده است. ولی به طور کلی  سیستم تامین آب روستای لافت

براساس جمعآوری آبهای سطحی از تپههای میانی روستا است.

آبهای سطحی ناشی از بارانهای ناگهانی و سیل آسایی که گاه بر جزیره میبارد، در مجراهای طبیعی و مصنوعی تپهها، جاری میشود و با هدایت از مسیر احداثی کنار

بافت بالایی روستا به طرف مجموعه چاههای طلا و آب انبار اصلی روستا جاری میشوند.

 

مطالعات فرهنگی ـ اقتصادی و اجتماعی

مردم لافت از آنچنان سابقه تمدنی برخوردار بودهاند که بتوانند تولیدکننده آداب و سنن خاص و ارزشمندی باشند.

پوشش مردان لباسهای معمولی و برخی از آنها لباسهای سنتی (دشتاشه و عمامه سفید) است، زنان لباسهای سنتی میپوشند و روسریهای لیو (عربی) بر سر

میکنند، آنها روبند (برقع) میگذارند، اما دختران قبل از ازدواج مجبور به استفاده از آن نیستند. این سنت نیز مانند رسوم دیگر رو به فراموشی است. در هنگام نماز،

زنها کیسههایی به پاها میکنند که یادگار زمانهای گذشته است.

ازدواج نیز در لافت بیشتر به صورت خانوادگی و درون گروهی است.به گونهای که بیشتر خانههای هر بلوک همسایگی دارای یک نام خانوادگیاند. سن ازدواج پایین بوده

و دختران کمتر حق انتخاب دارند.اما در سالهای اخیر اوضاع تغییر کرده است. مراسم ازدواج بسته به تمکن مالی خانوادهها به سمت اجرای مفصل میل دارد. مراسم

عروسی از دوشنبه تا جمعه طول میکشد. قبل از عروسی پیش حلقه میبرند و پس از آن زنها در پاها حلقه میکنند، حنا میبندند و حجله را در خانه عروس آماده میکنند.

در بعضی خانهها فضایی به نام حجله خانه وجود دارد. حجلهآرایی از جذابترین مراسم عروسی در لافت است.

لافتیها با گویشی بسیار نزدیک به قشمی گفتگو میکنند که مانند فارسی بندر است. رسانه تلویزیون در خانهها نقش به سزایی دارد و بر گویش مردم اثر گذاشته است.

لافتیها همچنین ضربالمثلهای بسیار شیرین و با گویش محلی مختص به خود دارند.

برخی از جشنهای این مردمان، خاص این منطقه میباشد از جمله رقص اضوا، رقص شوواری و جشن نوروز دریایی. موسیقی لافت با زندگی مردم آن گره خورده است

و خود را به شکل آشکارتری در مراسم و اعیاد، مجالس مولودیخوانی و عروسیها و جشنها نمودار میسازد.این موسیقی مانند روح مردمان جنوب سرشار از گرما و

تحرک زندگی است.

چرخ زندگی مردمان این بندر به دریا میچرخد و تجارت، صید، دامداری و صنعت، اصلیترین عوامل این چرخهاند. لنجسازی چند سالی است که از رونق افتاده است.

کارگاه لنجسازی در مدخل ورودی لافت در کنار دریا قرار دارد و خود بخشی از روستا به شمار میآید. لنجداری نیز از اشغال اصلی مردم این منطقه است. لنجداران، کالا

را از بندرعباس به دوبی یا بندرهای پاکستان میبردند و اغلب خود در لنج کار نمیکنند. به طور معمول هر سفر ۱۰ روز طول میکشد که نیمی از درآمد حاصل آن به

صاحب لنج و نیم دیگر سهم ملوانها میشود. بسیاری از ساکنان بندر لافت ملوان هستند و روی لنج کار میکنند. همچنین قایق داران گاهی مسافر و برخی مواقع کالا از

لافت به بندر پل می برند و گاه گردشگران را در جنگلهای حرا میگردانند.یکی از اشغال لافتیها صیادی میباشد. این شغل در حال حاضر حضور کمرنگی در بین مشاغل

دیگر دارد و افراد شاید تنها برای مصرف خانوادگی خود صید میکنند. مردم لافت نیز مانند سایر روستاییان دارای صنایعدستی خاص منطقه میباشند که مهمترین آنها

عبارتند از: ماکت لنج، بقایای خشک شده جانوران گیاهی، وسایل حصیری، تزیینات روی لباس، شکدوزی، زریدوزی، شلوار بندری، مواد خوراکی و ...

 

شاخصهای مهم در مرمت محیطی منظر بندرلافت

به طور کلی جاذبههای تاثیرگذار در مرمت محیطی بندر لافت در سه بخش طبیعی، فرهنگی و انسان ساز بوده که شاخصههای آن به قرار زیر میباشد:

الف ـ معماری ویژه بندر لافت: معماری سنتی لافت جلوهگاه بادگیرهای افراشته و منتظم گرمسیری است. همه چیز این معماری، آفتاب و تابش خورشید را به یاد میآورد و

بادگیرهای به رنگ طلا و کوچههای باریک و پرپیچ و خم که سایهسارهایی هستند که دسترسی به فضاهای مسکونی را آسان میکنند، تا رهگذر از تابش خورشید در امان

باشد. شکل کلی معماری لافت، متاثر از معماری نواحی مرکزی ایران و تلفیق آن با معماری عربی است. حیاط مرکزی، بادگیر، ساباط (رواق) و مانند آن پیرو شیوه ایرانی

و تزیینات، گچ بریها و مانند آن، پیرو شیوه عربی است

ـ بادگیرها: در اولین نگاه به روستای لافت، بادگیرهای سر به آسمان کشیده جلب توجه میکند. بادگیرها چنان نشانهها و دستهای برافراشته همواره رو به آسمان دارند

و باد، این عنصر سرکش رازآمیز طبیعت را، همچون ارمغان هستی به درون خانهها میکشاندبادگیرها بیشتر با فرم دو طرفه و چهار طرفه هستند.و جز یک مورد،

همگی پوشش مسطح دارند.پلان عموم بادگیرها نسبت به امتداد ساحل زاویه ای محسوس دارند. بادگیرهای لافت حجیم هستند تابتوانند از بادهای آرام محلی و نسیم ملایم

دریا استفاده کنند.تفاوت اصلی بادگیرهای قشم با مناطق مرکزی ایران در این است که برخلاف بادگیرهای نواحی مرکزی ،که هدف آنها ایجاد نسیم برای افزایش رطوبت

فضاست،این بادگیرها جریان تند هواراباهدف کاستن رطوبت محیط هدایت می کنند. از نظر تزیینات موجود در بادگیر، در لافت از بادگیرهای ساده تا با تزیینات فراوان و

گوناگون به چشم میخورد.

ـ فضاهای ورودی: در لافت تنوع فضای ورودی بسیار زیاد است. بیشتر ورودیها نماهایی روستایی دارند و با اشکال ساده تزیین شدهاند. برخی از احجام بیرونزده یا

تونشسته کاهگلی و برخی با اشکال گچی یا سیمانی تزیین شدهاند. مهمترین عناصر کالبدی ورودی عبارتند از: لنگه، سردر، پله، سطح شیبدار. سردرها اغلب به

صورت احجام بیرونزده و گاه به صورت یک فضای عقبنشسته ایجاد شدهاند. ورود به حیاط به دو صورت امکان پذیر است. ورود بدون واسطه و ورود با گذشتن از

یک فضای کوچک. گوناگونی شکل ورودیها و درها به اندازهایست که گاه به نظر میرسد هرخانهای ویژگی بارز بیرونی دارد که به آسانی، آن را از دیگر منازل جدا

میکند (این تنوع را در بادگیرها هم میتوان دید.)

ـ تزیینات: از شاخصترین تزیینات میتوان آمودبندی درگاهها و درها را برشمرد.

ب ـ جنگلهای حرا: گونه جنگلی حرا از ویژگیهای اکوسیستم سواحل جنوب است، که به طور پراکنده از تنگه هرمز به سمت شرق و اقیانوس هند در سواحل عمان کشیده

میشود. این جنگل در سواحل خلیج فارس در طراف بندر لافت، شمال جزیره قشم تا بندر خمیر دیده میشود. که گونهای از مانگروها (Avicennia marina) به نام

دانشمند بزرگ ایرانی ابوعلی سینا نامگذاری شده است. از خصوصیات درختان حرا، تبدیل آب شور دریا به آب شیرین است. وسیعترین قسمت جنگلهای حرا در آبهای

بین لافت و بندر پل در شمال غربی جزیره قشم در فاصله ۱۴۰ کیلومتری غرب بندرعباس است. ارتفاع این درختان گاهی به ۴ متر و قطر تنه آن تا ۳۰ سانتیمتر

میرسد و دارای برگهای بیضوی شکل با قاعده انتهایی بسیار باریک میباشد. این جنگل در اطراف جزیره قشم در نواری به عرض ۵۰ تا ۵۰۰ متر واقع شده است و

محدودهای برابر با ۱۵۰ کیلومتر و مساحتی معادل ۸۲۳۶ هکتار را در بر میگیرد. این جنگلها بر روی خاکهای لجنی ناشی از رسوب خاکهای حاصل از فرسایش

سواحل استقرار یافتهاند، دایماً در معرض جذر و مد منظم آب دریا قرار دارند و یک دوره رویشی منظم دارند به صورتی که در اواخر تیرماه و اواسط مرداد ماه گل آنها

ظاهر میشود و میوه میدهد. برگ درختان حرا علاوه بر خوشخوراک بودن برای دام، ارزش غذایی معادل جو و یونجه دارد. این مکان به دلیل مساعد بودن شرایط

اکولوژیکی، زیستگاه بسیاری از پرندگان مهاجری است. با توجه به موقعیت قرارگیری و تراکم جنگل حرا بین لافت و بندر خمیر و گوران، چشمانداز بسیار زیبا و نادری

را پدید آورده که یکی از محورهای استراتژیکی در مرمت محیطی منظر روستای لافت به شمار میرود.

ج ـ آب انبارهای لافت: در کناره شمال خاوری روستای لافت، در روزگار مادها و هخامنشیان، مردمان جزیره قشم آبگیر بزرگی در دامنه کوه لافت کندهاند که از

شاهکارهای بزرگ و با اهمیت است. در دوران هخامنشیان که لافت به عنوان پایگاه بزرگ دریایی انتخاب شده، تمام چاهها را به اندازه ۷۶x۶۵x۴۳ متر به صورت

یکپارچه از کوه کندهاند و پس از ۳ متر سنگکنی، کف این محل را صاف و سپس ۸۶ حلقه چاه که قطر بزرگترین آن۲۳۰ سانتیمتر و کوچکترین آنها ۱۸۰سانتیمتر و

ژرفای ۳۴x۲۵ متر است کندهاند. آب باران پس از ریزش کوه شمالی به درون محوطه بزرگ ریخته وسپس به درون چاهها راه مییابند. در زمان ساسانیان آب انبارهای

بزرگی در مرز  باختری این چاه به صورت دایره و شعاع ۱۲ متر و ژرفای ۱۹ متر کنده شده، که از آب انبارهای بزرگ و بیمانند این ناحیه است.

د ـ چاههای طلا: در بندر تاریخی لافت و در کنار قلعه نادری حلقههای چاه آب فراوانی به چشم میخورد که مردم این منطقه با زحمت زیاد در دل سنگهای شیستی کفه

انتهای محوطه حفر کردهاند. تل مشرف بر این چاهها با سطح سنگی مرجانی، آب باران را به گودال محل چاهها هدایت میکند و چون کفه چاهها به لایههای گچی ختم شده

است آب برای مدتی طولانی نسبتاً سالم و خنک در آن باقی میماند، (میگویند تعداد این چاهها به تعداد ایام سال کبیسه ۳۶۶ حلقه بوده و مردم در هر روز از سال دهانه

یکی از آنها را باز و از آن استفاده میکردند).

 

مرمت محیطی منظر بندر لافت از طریق راهاندازی اکوموزه

پذیرش تغییرات و نوآوری در جامعه روستایی تا حد زیادی با انگیزهها، گرایشها، خواستها، آرزوها و بالاخره آگاهی اجتماعی و وسعت جهانبینی روستائیان ارتباط دارد. اگر

در مردم یک جامعه انگیزه پیشرفت ضعیف باشد و شرایط اجتماعی جامعه برای پذیرش پدیدههای جدید و نوآوریهاآمادگی لازم را نداشته باشد، ایجاد تغییر درآن جامعه اگر با

شکست مواجه نگردد، لااقل دشواریهای زیادی در برخواهد داشت و پذیرش آن، زمان زیادی به طول خواهد انجامید، بدان گونه که پدیدههای جدید، خاصیت نو بودن خود را از

دست خواهند داد.       
در روستاهای سنتی که دور از شهرها و وسایل ارتباطی قرار دارند و از شیوههای زندگی شهری کمتر تاثیر پذیرفتهاند، هنوز نگرشهای مردم متاثر از سنتهای کهن و

هنجارهای اجتماعی به نسبت ثابت روستایی است. برعکس در روستاهای مجاور شهرها و آن دسته از روستاهایی که در مسیر راههای ارتباطی قرار گرفتهاند به علت

ارتباط روزافزون بین شهر و ده و بویژه با گسترش رسانههای گروهی در سطح روستاها، خواستها، انگیزههاو آرزوهای افراد تا حد زیادی تغییر کرده است، چنانچه

بسیاری از آثار آن را میتوان در رفتارها و در حیات مردم مشاهده کرد.

انگیزههای روستائیان تا حد زیادی تحت تاثیر نیازها، هنجارها و ارزشهای اجتماعی و به طور کلی شرایط و اوضاع و احوال محیط زندگی آنها قرار دارد. با توجه به

اهداف و راهبردهای اکوموزه، اکوموزه برپایه امکانات، ویژگیها و نیازهای فرهنگی ـ محیطی منطقه شکل میگیرد و بهطورکلی سازمانی است که میراث، طبیعت،

تاریخ، فرهنگ و صنعت را ارج مینهد و باعث حفظ و ارتقاء آن میشودتوافق به معنی یک تعهد طولانی مدت است، نه لزوماً یک وظیفه قانونی  در ایجاد اکوموزه

حضور جامعه محلی به معنای مشارکت  مردم بومی و مسوولان محلی الزامی استحفظ و مراقبت یعنی تعهد اخلاقی نسبت به محیط و دیدی صحیح برای توسعه بومی

در آینده.

مکان ایجاد اکوموزه فقط یک سطح مناسب نیست، بلکه مجموعهای از لایههای فرهنگی، اجتماعی، ارزشهای زیست ـ محیطی که به عنوان میراثی منحصر به فرد محلی

آن منطقه مطرح میشود.

در نتیجه اکوموزه یک روش پویاست که در آن جوامع با هدف رسیدن به توسعه پایدار، میراث خود را مدیریت، تفسیر و حفاظت میکنند. بنابراین سیاست اکوموزه درمشارکت

جوامع تنها پررنگکردن نقش مدیران نیست، بلکه مسئولیت اصلی به عهده مردم بومی منطقه است. با راهاندازی اکوموزه دربندر لافت موارد زیر مد نظر قرار میگیرد

طراحی و اجرای مسیرهای گردشگری و توریستی در روستا  طراحی و اجرای  دسترسیها و مسیرهای گردشگری با محوریت منظر فرهنگی ـ تاریخی جنگلهای حرا، چاههای

طلا، آب انبارها (برکهها) و قلعه نادری و بافت تاریخی لافت و ...  استفاده از نیروهای محلی و بومی به عنوان راهنما در روستا  ایجاد زیر ساختهای خدماتی و رفاهی در

روستا  ایجاد غرفههای فروش محصولات فرهنگی و صنایع دستی منطقه.

با ایجاد چنین موزه ای در سطح بندر لافت، علاوه بر مرمت محیطی منظر روستایی و حفظ پتانسیلهای طبیعی، فرهنگی و انسان ساز روستا و رسیدن به اهداف توسعه

پایدار، اهداف زیر نیز تحقق خواهد یافتارتقای سطح فرهنگ روستا  ایجاد اشتغالزایی  بالا بردن سطح درآمد جامعه روستایی  حفظ و معرفی ارزشهای زیست

محیطی  حفاظت از میراث مادی و معنوی منطقه توسط ساکنین بومی روستا  بالاتر بردن سطح سواد روستاییان  با توجه به موقعیت خاص استراتژیک منطقه در ارتباط

با حوزه خلیج فارس، سرمایهگذاری در این روستا در ابعاد مختلف به پتانسیلهای موجود در منطقه جنوب ایران در تقابل با کشورهای عربی همجوار تاکید میکند.  

 

 

منابع

۱. امری کاظمی، علیرضا، اطلس ژئوتوریسم قشم، پایگاه ملی دادههای علوم زمین کشور، تهران، ۱۳۸۳.

۲. درویشزاده، علی، زمینشناسی ایران، ص ۷۹۹.

۳. افشار سیستانی، ایرج، جغرافیای تاریخی دریای پارس، تهران ۱۳۷۶،ص ۶۰۸.

۴. بلوکباشی، علی، جزیره قشم، تهران ۱۳۷۹،ص ۱۲.

۵. ورجاوند، پرویز، سفرنامه جنوب سیر و سفری در کناوه و جزایر دریای عمان، تهران، ۱۳۵۱.

۶. نوربخش، حسین، جزیره قشم و خلیج فارس، انتشارات سپهر، ۱۳۶۹.

۷. ورجاوند، پرویز، سفرنامه جنوب سیر و سفری در کناوه و جزایر دریای عمان، تهران، ۱۳۵۱.

۸. شعار، جعفر، سفرنامه ابن حوقل (ایران در صورتالارض)، سال ۱۳۴۵.

۹. کازرونی، محمد ابراهیم، تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس، گیلان ۱۳۶۷، ص ۱۳۱.

۱۰. اقتداری، احمد، آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان، تهران، ۱۳۴۸.

۱۱. معماری بندر لافت(جزیره قشم)، سازمان منطقه آزاد قشم، تهران، سال ۱۳۸۰.

 


چاپ