بعد پنهان باغ ایرانی

آزاده شاهچراغی

هنگام تماشای تصاویر زیبای باغهای تاریخی ایران، در کتابی که در دست دارم به یاد میآورم که هایدگر میگوید: واقعه بنیادین دوران مدرن، تنزیل عالم هستی به جوهر

تصویر است. حقیقت اینست که باغ ایرانی را در خلال شش دهه۱ مطالعه علمی با دو محور عمود بر هم (کهن الگوی چهار باغ) یا سه کشیدگی موازی۲ (الگوی تک

محوری) آن بر روی عرصه  مربع ـ مستطیل شکل زمین میشناسیم. کرتبندیهای مربع شکل، جویها، حوضها، سینه کبکیها، آبشرهها و آبگردانها جزئی از هویت

کالبدی آنست. در کاشت هم، درختان بومی منطقه که با ترکیب چشمنوازی بر اساس شکل، بافت، رنگ و حجم  نظم یافتهاند، شناسایی شدهاند.

برای من باغ ایرانی آنجایی رمزآلود میشود که تلاش طراحان در بازآفرینی باغ را دشوار و ناکامل مییابم. به بیانی سادهتر، آنچه در اغلب آثار معاصری۳  که نگاهی یا

نیم نگاهی به  باغ ایرانی داشتهاند (و حتی به مناسبتهایی تقدیر شدهاند) عیان است، تکرار هندسه کالبدی باغ است که گاه با دقت و وسواس در اجرای جزییات انجام

شده است. اما آچه حاصل شده فضایی مشابه باغ ایرانی است و نه خود آن!


چرا این گونه است؟ باغ ایرانی چه حقیقتی در محیط واقعی خود پنهان داشته است که درچارچوب "قاب تصویر" جای نمیگیرد؟ بعد پنهان باغ ایرانی چیست که تاکنون در

تکرار و بازآفرینی آن جامانده و غایب شده است؟

به نظر میرسد که هر بار با نگاهی مدرن به سراغ باغ ایرانی رفتهایم چیزی از آن را در همان جا به جای گذاشتهایم. یوهانی پالاسما ۴ در تأیید گفتار هایدگر میگوید که

از میان حواس انسان، تنها حسی که توانسته با رشد حیرتآور و با سرعت بسیار زیاد در دنیای تکنولوژیک گام بردارد، حس بینایی یا قدرت بصری انسان است.

امروزه لذت بصری چنان اهمیت یافته است که گاهی تصاویر مکانها و فضاها همانند سایر محصولات مصرفی برای تولید و استفاده زودگذر آشکار میشوند... تأکید بیش

از حد بر لذت بصری باعث شده است که معماری امروز به جای انعطاف وجودی و تجربه فضایی، خود را بر استراتژی روانشناختی تبلیغات و تحریکهای لحظهای

منطبق کند.۵ این موضوع معماران و فرآیند طراحی آنان را نیز از خود متأثر کرده است. گاهی به نظر میرسد معماری معاصر به هنر تصاویر چاپی بدل گشته است که با

چشمان شتابزده دوربین عکاسی تثبیت شدهاند، صرفا برای آنکه نوعی لذت بصری را به واسطه مجله، کتاب و نمایشگر کامپیوتر به ارمغان ببرند.

اما با باغ ایرانی نمیتوان چنین کرد! زیباییهای باغ ایرانی بسیار فراتر از تصویر است. اگر شناخت ما از باغ تنها به آنچه در تصویر و صفحه دوبعدی کاغذ منعکس

میشود محدود گردد، هرگز آن را دوباره نخواهیم داشت و نخواهیم توانست که داشته باشیم. تصویر نمیتواند درکی از بعد پنهان باغ را با خود به بیننده انتقال دهد. اما

آوای باغ ایرانی، رایحه آن، طعم آن و  لمس آن است که تجربه بودن در آن را کامل میکند. بودن در باغ موجب ادراک فضای آن و تجربه حس مکان میشود. محیط باغ

و معماری حواس آن است که ذهن آگاه باشنده در خود را هم محصور و هم محسور خود میگرداند.

تمامی حواس انسان را مملو از نشاط میکند. وقتی میگوییم "تمامی حواس انسان" صرفا منظورمان پنج حس مشهور۶  یا شش حس انسان۷ و یا دوازده حس۸ و یا

حتی تمامی چهل و پنج نوع ۹ حس انسان است که (تاکنون) شناخته شده است!

این موضوع نه تنها اتفاقی و یا فقط برخاسته از ویژگیهای طبیعت نیست بلکه براساس آن چه دراین نوشتار توضیح داده خواهد شد، در باغ ایرانی، عناصر طبیعی و

مصنوعی به طرز ویژهای متناسب با حواس انسان طراحی و مستقر شدهاند. باید توضیح داد که درطبیعت بِکر و دستنخورده نیز حواس وی به کارگرفته میشود اما در

باغ ایرانی این تحت تأثیر دادن ِحواس بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و چشایی، براساس خواستِ انسان، به صورت هدفمند و با به کارگیری تکنیکهای مشخص، به

طرز متمایز و تشدید یافتهای نسبت به طبیعت بِکر به کارگرفته میشود. درواقع حواس پنجگانه در باغ ایرانی، پیکرهمند است. نظام معماری ِباغ ایرانی، انتظام دادن و

پیکرهمند کردن به همه حواس انسان درباغ را برعهده دارد.

نظام معماری باغ ایرانی که تمامی نظامهای کالبدی، یعنی نظام ساختار هندسی، نظام کاشت، نظام آب، نظام استقرار ابنیه، نظام سایه، نظام منظر و نظام آواها را

ساماندهی میکند و انتظام میبخشد، در محیط باغ نظام تمرکز حواس۱۰ را نیز پدید میآورد. در واقع تمامی نظامهای کالبدی یادشده، بر حواس انسان تأثیر مستقیم،

مشخص و تعریف شدهای دارد. اما نکته قابل توجه و مهم اینجاست که این نظامهای کالبدی به طورهمزمان با هم تحریک حواس انسان را  به طور مطلوبی تشدید

میکنند.

برای بازشناسی اهمیت پیکرهبندی عناصر محرک حواس انسان در باغ ایرانی از دیدگاهی علمی و آزمون شده، چند سطری دراین زمینه سخن میگوییم:

 

حرکت در باغ: معماری حس جهت

با حرکت در محورهای اصلی و فرعی باغ ایرانی، انسان در یک حرکت مستقیم به سمت هدفی (معمولاً در قسمتی مرتفعتر که کوشک قراردارد)، منظری از

آب روان را که در خلاف جهت حرکت وی درحال عبور، ریزش، جهش یا پراکنش است رامشاهده میکند. ضمن آنکه بازی نور و سایه، عطر گیاهان، لمس

خنکی هوا،... تمامی حواس پنجگانه وی را تحت تأثیر قرار میدهد.

 

چشمانداز باغ: معماری حس بینایی

موضوع اصلی شکلدهنده به کالبد  باغ ایرانی، دیدن و نظر کردن است. در باغ، آب در نظر انسان، دائماً پیدا و پنهان میشود. به زیر زمین میرود و هر بار به گونهای

خاص۱۱ بیرون میآید در دیده ناظر قرار میگیرد. نظام آب در باغ ایرانی به گونهای است که سطوح آب استخرها، با انعکاس نور و روشنایی مطلوب را بیشتر میکنند.

سینه کبکیها به گونهای طراحی و ساخته شدهاند که آب هنگام حرکت ازروی آنها بِجهد و حجم آن بیشتر دیده شود که این طراحی هدفمند در باغ ایرانی را گواهی

میدهد. این عنصر به گونهای طراحی شده است که هم حجم آب را بیشتر نشان دهد و هم آوای ویژهای از آب به گوش انسان برساند و هم به عنوان عنصری عملکردی

آب را از یک سطح به سطحی و یا از یک حوزه به حوزه دیگری در باغ انتقال دهد.

کاشت به صورت موازی و یا پنج نقطهای۱۲، حجمی از درختان و گیاهان را در محورهای منظم و انتظام یافته در برابر چشمان انسان در باغ قرار میدهد و نوعی تراکم

مجازی ایجاد میکند. در باغ ایرانی گلها و گیاهان تنوع رنگی دارند و رنگ میوهها نیز در فصولی از سال، منظرهای پرازرنگ درباغ به وجود میآورد. تأکید بر تنوع

رنگ در باغ ایرانی تا جایی است که حتی در مناطق بسیار کمآب مثل طبس و فریمان، از سنگ ریزههای رنگی در پوشاندن سطوح کرتها در باغ استفاده میشود.

نظام استقرار ابنیه باغ ایرانی کالبدی منظم و متقارن را در برابر چشمان بیننده قرار میدهد. رنگ کوشکها معمولاً روشن (و یا سفید) است که درتضاد رنگی (کنتراست)

با رنگ سبز ِتندِ درختان (معمولاً کاج و سرو) در انتهای محور اصلی باغ دیده میشود و نگاه بیننده را به خود جذب و خیره میکند.

در پسزمینه کوشکها معمولاً درختان سوزنی برگ کاشته میشود و از نظر بصری، کوشک برجستهتر و واضحتر دیده میشود. اما بیشترین تأثیر نظام استقرار ابنیه بر

حس بینایی، در باغ ایرانی، مخدوش نکردن فضاست. در باغ فقط ساختمان کوشک در کانون باغ قرار میگیرد و به صورت هدفی برای رسیدن و حرکت در محورهای اصلی

و نیز مکانی برای استقرار و نظاره باغ است. دیگر فضاهای سکونتی و خدماتی پیرامون باغ و به صورت دیوارِ محصورکننده مستقر هستند. استقرار ابنیه سکونتی و

خدماتی اطراف باغ ایرانی، هرگز فضای باغ با شکل مستطیل یا مربع کامل را مخدوش نمیکند و باشنده در باغ نوعی نظم و تقارن ِ بصری را میبیند. تقارن به صورت

بصری و به صورت کالبدی نیست یعنی پلانها و اشکال الزاماً متقارن نیستند، بلکه پوستههای بیرونی و دیوارهها متقارن دیده میشوند. بنابراین نظام آب، کاشت و استقرار

ابنیه به طور کلی و جزئی بر حس بینایی انسان تأثیر مستقیم دارند.

 

آوای باغ: معماری حس شنوایی

صدای آب درباغ ایرانی، گوش انسان را پُر میکند و ناگهان از محیط بیرون ِباغ جدا میکند. صدای آب برای تحریک و جذب حس شنوایی انسان طراحی شده به طوری که

درنقاط گوناگون باغ آواهای گوناگون آب شنیده میشود. آبریز، آبگذر، آبشار، فوارههای کوتاه و بلند، سطح شیبدار، جویها با کفسازی قلوه سنگها و به خصوص

حرکت آب از روی سینه کبکیها، نواهای گوناگونی از آب را به گوش انسان میرساند و ضمن این که ترانهای پیوسته است، آوایی متنوع نیز هست و از همه مهمتر

این که صدای آب برای انسان در فرهنگ ایرانی دارای زیباییشناسی نمادین است بهطوری که شنیدن صدای آب هم برای وی خوشایند است و هم ذهنش تصویر و تصوّر از

تجربهای  مطلوب مجسم میکند. چیزی شبیه تداعی اتفاق میافتد.

نظام کاشت نیز در باغ ایرانی بر حس شنوایی انسان تأثیر مستقیم و بسزایی دارد، صدای وزش باد و پیچیدن آن در میان درختانی که به صورت موازی کاشته شدهاند بخشی

ازنظام آواهای باغ را شکل میدهد. هم چنین گونههای درختان تزئینی و درختان مثمر، گل و گیاهان، موجب میشود پرندگان ویژهای به محیط باغ ایرانی جلب شوند و در آن

نغمهسرایی کنند. نظام استقرارِ ابنیه در باغ ایرانی و به خصوص نحوه قرارگیری کوشک به گونهای است که اصوات آب، وزش باد و نغمه پرندگان داخل فضاهای کوشک و

ایوانهای آن شنیده میشود. استقرارابنیه مسکونی و خدماتی در اطراف باغ، مانع حرکت و وزش باد مطلوب در باغ نمیشود و به ایجاد صدا و تشکیل نظام آواها درباغ

ایرانی کمک میکند.

 

رایحه باغ: معماری حس بویایی

رایحه و عطر گیاهان در باغ مهمترین عامل تحریک حس بویایی انسان در آن است اما نکته جالب توجه این جاست همان گونه که بوی اسپند، تصویر ویژهای به ذهن

ایرانی متبادر می کند،۱۳ عطر برخی از گیاهان و گلها (مانند گل سرخ ایرانی ـ گل محمدی) نوعی زیباییشناسی نمادین در نظر ایرانیان دارد و در ذهن ایشان

تصویرسازی میکند.

نظام کاشت، به همراه نظام آب، گَرد و غبار هوای پیرامون باغ (بهخصوص در مناطق کویری) را میزداید و آب، زمین را مرطوب میکند. یعنی بوی خاک در باغ ایرانی

بویی مطلوب ِانسان ایرانی است. میوههای خوشبو، همانند نارنج و لیمو که ویژه ایران (و البته برخی از شهرها به طور خاص) هستند نیز در باغ نظام بویایی مطلوب به

وجود میآورد.

 

در نظام استقرار ابنیه در باغ، محرکهای بویایی نیز مثل محرکهای شنوایی داخل فضاهای کوشک، ایوانها واتاقها احساس میشوند.ضمن آن که گلهای خوشبو همانند

یاس سفید و بوتههای گل سرخ (گل محمدی)، دراطراف کوشک کاشته میشود زیرا برای شخصی که در کوشک مستقر میشود، عناصر محرک بویایی از فاصله نزدیک

تأثیر مطلوب و خوشایند بیشتری دارد.

 

طعم باغ: معماری حس چشایی

حس چشایی و حس بویایی دو حسِ مرتبط و تکمیلکننده یکدیگر معرفی شدهاند زیرا محرکهای بویایی، حس چشایی انسان را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. نظامِ آب و

نظامِ کاشت در باغ همان گونه که حس بویایی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد، بر حس چشایی نیز مؤثرند. بوی خوش میوهها بر حس چشایی تأثیر میگزارد.

نظام استقرار ابنیه به پاسخ دادن به حسِ چشایی درباغ کمک میکند. در باغ ایرانی جایی برای استقرار، خوردن و نوشیدن وجود دارد از جمله در کوشک، پیرامون حوض اصلی،

کنار جویها و یا حتی در سکوها این امکان هست. سنتهای ایرانیان در برپایی مراسم نیز بر این موضوع تأکید میکند. در باغ ایرانی از گذشته دور (و حتی تاکنون)ریختنِ

میوههای فصل در درون آب حوض و جوی، ضمن آنکه جلوه بصری ویژه به وجود میآورد به نوعی لذتبخشی و پاسخ به حس چشایی را نیز یادآوری میکند. هم چنین در

مراسم ویژه در باغها مثل رسم توتچینی (در برخی از شهرها) نیز بر این موضوع تأکید میشود که پاسخ به حس چشایی در باغ برای ایرانیان مهم است. در کمتر فرهنگی در

دنیای معاصر، دیده میشود که حس لذت و تفریح با ارضای حس چشایی همراه باشد.

 

لمس باغ: معماری حس بساوایی

حس لامسه نقش مهمی را در باغ ایرانی بازی میکند، نظام آب در باغ، با ایجاد رطوبت، موجب خنکی هوا میشود، نظام کاشت، با ایجاد سایه، وزش باد را نیز جهتدار

میکند. ترکیب سایه و رطوبت با هم هوای مطلوب وخنک را در کویر به انسان ِدرون باغ هدیه داده و به حس لامسه وی، لذت میبخشد. بافت ریز و درشت گیاهان نیز بر

حس لامسه تأثیر میگزارد.

همچنین بافت و نسج کاشیهای صاف و فیروزهای رنگ نیز بر این حس مؤثر است. در باغ ایرانی کفسازی محورهای حرکتی معمولاً خاک کوبیده شده بوده که رطوبت

حاصل از نظام آب و یا آبپاشی روی آن، محور حرکتی نرم و مطلوبی برای انسان به وجود میآورد. البته در محلهای استقرار نوع کفسازی تغییر میکند. ابنیه نیز با

مصالح صیقلی و یا با بافتهای متنوع ساخته میشده است.

جزییات معماری حواس در باغ ایرانی بسیار بیش از آنچه در اینجا گفته شد، است. یوهانی پالاسما به عنوان نظریهپرداز مشهور قرن اخیر در خصوص معماری حواس

عقیده دارد که: دیدن ـ بینایی ـ ما را از جهان جدا میکند در صورتی که سایر ادراکات حسی ما را با جهان پیرامون متحد میسازد.14 به نظر میرسد بعد پنهان باغ ایرانی

که ما را با هستی و گیتی پیرامونمان پیوند میدهد همین معماری دقیق حواس در آن است.

اگر باور داشته باشیم که معماری قلمروی چندگانه از تجارب حسی است که متقابلا بر روی یکدیگر تأثیر میگذارند و درون هم آمیخته میشود. بر این  اساس باغ ایرانی

عرصهای غنی از این تجارب حسی است.

در نهایت همین معماری حواس در باغ است که به کالبد باغ ایرانی ویژگیهای خاصی میبخشد. در آن حس محصوریت، احساس خلوت، وسعت مجازی، بیکرانگی،

بیمرزی در عین مرزبندی، پیوستگی درعین جدایی فضاها میآفریند و موجبات فرحبخشی و روحافزایی انسان حاضر در آن میشود.۱۵

در آخر، آنچه اهمیت مباحث فوق را دوچندان میکند نه تنها لزوم بازشناسی دقیقتر پدیده باغ ایرانی بر مبنای معماری حواس بلکه کاربرد آن در معماری معاصر در

شرایط نبود و فقدان توجه به طراحی برای همه حواس انسانی در آثار متأخر، است. به بیانی دیگر باغ ایرانی تجربهای بسیار باشکوه در زمینه معماری حواس است که

اگر از این تجربه در طراحیهای معاصر (در مقیاس معماری، منظر یا شهرسازی) استفاده شود نتایج فوقالعاده و مؤثر در محیط زندگی امروز پدید خواهد آورد. در مثالی

از بکارگیری معماری حواس میتوان به طراحی باغهای شفابخش همجوار بیمارستانها یا در فضای باز آنها اشاره کرد که براساس تحقیقات اخیر با حضور بیماران در

این باغهای شفابخش دوره نقاهت ایشان پس از درمان بسیار کوتاهتر شده است. جالب است بدانیم که "معماری حواس" اصلیترین ایده طراحی این باغهای شفابخش

است و حال آنکه در برابر معماری دقیق حواس در باغ ایرانی بسیار ابتدایی به نظر میرسند.

مباحثی که در این نوشتار تقدیم شما شد، تلاش برای سوق دادن توجه طراحان به بعد فراموش شده در فرآیند طراحی معاصر، یعنی طراحی برای تمامی حواس انسان

است. بعدی که در باغ ایرانی پنهان است اما اصالت فضای آن است. چرا که باغ ایرانی با آوایش، رایحهاش، طعمش و لمسش است که باغ ایرانیست و نباید آن را (به

تعبیر هایدگر) به تصویر تنزیل داد. امید است که این سخن آغازی برای بازشناسی دقیقتر بعد پنهان باغ ایرانی باشد.

 

۱. برای مطالعه بیشتر رجوع شود به: شاهچراغی، آزاده (۱۳۹۱) پارادایمهای پردیس ـ درآمدی بر بازشناسی و بازآفرینی باغ ایرانی، انتشارات جهاد دانشگاهی، چاپ

سوم، صفحه ۱۵۶ و ۱۵۷ (اطلس بازخوانی و باز اندیشی باغ ایرانی توسط پژوهشگران معاصر)

۲. توضیحات بیشتر در: شاهچراغی، ۱۳۹۱، پارادایمهای پردیس، صفحه ۴۳و ۴۴ (ساختار هندسی باغ ایرانی)

۳. آشنایی بیشتر با آثار معاصر ملهم از باغ ایرانی در: شاهچراغی، ۱۳۹۱، پارادایمهای پردیس، صفحه ۱۳۵ تا ۲۵۲ (باغ ایرانی در معماری معاصر)

۴. پالاسما، یوهانی ( ۱۹۹۴): چشمان پوست، ترجمه رامین قدس، انتشارات گنج هنر، ۱۳۸۸

۵. همان، صفحه ۴۲.

۶. گیبسون پنج سیستم حسی به جای پنج حس مجزا را پیشنهاد میکند: سیستم بصری، سیستم شنیداری، سیستم چشایی ـ بویایی، سیستم لامسه، سیستم جهت یابی.

۷. حس جهتیابی به عنوان حس ششم علاوه بر بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه، چشایی.

۸. اشتایز ۱۲ حس را شامل این حواس میداند: حس لامسه، حس زندگی،  حس حرکت فردی، حس تعادل، حس بویایی، حس چشایی، حس بینایی، حس حرارت، حس شنوایی، حس گویایی، حس مفهومی، حس نفس.

۹. براساس انتشار تحقیقات اخیر.

۱۰. برای مطالعه بیشتر رجوع شود به: شاهچراغی، آزاده (۱۳۹۱) پارادایمهای پردیس، انتشارات جهاد دانشگاهی، چاپ سوم، صفحه ۱۵۸ تا ۱۶۹ (نظام تمرکز حواس در باغ ایرانی)

۱۱. حوضی کوچک یا بزرگ، جوی باریک یا عریض، حرکت از روی قلوه سنگها، سینه کبکیها و یا کاشیهای فیروزهای کفِ جوی و استخرها.

۱۲. برای  آشنایی بیشتر رجوع شود به: شاهچراغی، آزاده (۱۳۹۱) پارادایمهای پردیس، انتشارات جهاد دانشگاهی، چاپ سوم، صفحه ۶۵ تا ۷۳ (نظام کاشت در باغ ایرانی)

۱۳. زیرا اسپند با آداب و رسوم خاصی در مراسم ویژه جشن وسوگواری در فرهنگ گذشته و معاصر ایرانیان استفاده می‌‌شود ونوعی خاطره فردی و جمعی به وجود آورده، به طوری احساس بوی اسپند میتواند خاطرهای ویژه (مطلوب یا نامطلوب) در ذهن ایرانی به وجود آورد.

۱۴. پالاسما، ۱۹۹۴

۱۵. برای مطالعه بیشتر رجوع شود به : شاهچراغی، آزاده (۱۳۹۱) پارادایمهای پردیس، انتشارات جهاد دانشگاهی، چاپ سوم، صفحه ۸۴ تا ۸۹ (کیفیت نظام معماری)













چاپ