باغ ایرانی

مهرداد ایروانیان


باغ ایرانی شناور بودن میان معانی ارائه نشانه منظر، ابهام حجم، تمایز، غلبه بر محیط قرار میگیرد. به ارائه ساختار کالبد خارجی با مشخصات پوسته برآمده از

همرنگی غیرقابل تفکیک با تاجی از عناصر خطی ریز بافت، مغایر مثل تودهای لرزان، مثل همه استعارههائی که به سبد نسبت میدهند دست میازد.

این اصل مغایرت، از خط آسمان کالبد خارجی شروع شده، در زیر، جای برپایی معنای استقرار، به طرز سادهای در میان محیط گم میشود. به نظر میآید که میان

پیوریسم محیط ناشی از حذف چند رنگی و چند گانگی به لحاظ فرسایش همیشگی همه چیز با بادی که شنها را بیشتر جابجا میکند چیزی از زمین زائیده میشود. مثل

رویش گیاه که زمین زیر فشار برپائی و احتزاز آن از میان میشکافد، دیوارهای مایل میشود که معنای آن میان زمین و آسمان در تعلیق است. جلد خارجی باغ تنها

معنای غیر الیت این نوع معماری است. تمامی نشانهها اعم از هجوم پر فشار شاخهها چون تاج بر دیوار. (تنها نشان الیت که از بیرون دیده میشود.) از نوع طبیعی آن

و خالی کردن میان حجم برپا شده چون سیر عبور که به طرز غیر عامیانهای مستقیم و غیر بومی است بعلاوه مرکزیت کلاه فرنگی که نوعی دسپوتیزم تک ساختاری

الیت را نشان میدهد همگی بر گرفته از مونار کیزم منظرهنگاری است. تفوق سبز یا برتری افزون ساختار واقع شده میان بیشمار مش فریم، تقابل میان انبوه مبهم و بنا

با راه به عنوان جسم یک پارچه با قابلیت درک صریح برای قوه ادراک را مطرح میسازد. باغ ایرانی برپائی سازمانی فضائی ارگانیک بهعنوان قالب اصلی و در نهایت

پر سانالیزه کردن حجم با کسر بخشی از آن است. باغ ایرانی جشنواره برپائی طبیعت نیست با الگوهای بیشماری که نشان از همه نرمی و سفتی پراکنده در گستره زمین

یافت میشود کانتکسچوال مثل باغ ژاپنی نمیتواند باشد و سمبلیم تا حد ارائه نشانهها مقیاس درهای ریز و درشت، شکلی و رفتاری و عینی، باغ ایرانی یک تقابل است.

برپائی در بی پایانی حرکت بیسرانجام است. مبهم از درون چون پوسته خارجی جنگل است پدیدهای که حضورش فقط از پشت پرده مبهم یک جلد قابل درک است. پس به

این ترنیب باغ ایرانی به ارائه مناظر دورگماردن شاخص برای اندازهگیری فضا در نمای سطوح نمیپردازد. تمرکز تا حد نماهای روبرو است و قابلیت حرکت پیچیده

کنکاش و محک گردتاگرد را تنها به دست نشانههای متمرکز میسپارد. مثل این است که حجم سبزی دریده شده که کسی بدرون مرکز آن نفوذ کند و بداند معنای باغ

وایرفریم پشت درب به حیات خود ارائه میدهند و معنای حضور را در پشت یک جلد از نوع محیط به دست میآورند در باغ ایرانی تنها ساختار ضد شبکهای حجم سیال

در مقیاس انسانی است حجم سیال نشان متحرک بودن محیط است اما توسعه حرکت آن در حد خطی تا حدودی آرام و به هیچ وجه تمایلات باروک به لحاظ گستاخی و چند

جهتی را در خود ندارد.

آب مثل یک غلطک نرم، سطح سنگینی باغ را به سمتی میبرد. همه صحنه باغ پارینه دریده شدهائی است که بازی در آن به نمایش در میآید یا پولکهای ریز یا هجوم

بیامان در هر حال همه برپائیها برای فرار از این قاعده است باغ باروک سینه آفتاب میخوابد. صحنه ابر شده فرصت به آسمان نمیدهد. اصولاً از نقطه نظر مَجاز بودن

در مکان، باغ ایرانی آسمان ندارد.         

پرده آبی ـ خاکی است بین عناصری که بر سر هجوم میآورند. باغ ایرانی ...  

 

 



چاپ