سرمقاله

احمد زهادی

با هدف رشد فضای معنوی حاکم بر معماری در کشورمان و تأکید به ارزشها، زیباییها و عناصر با شکوه آن، این شماره از فصلنامه معماری و ساختمان را به موضوع

تهران ـ شهر، معماری، فرهنگ، اندیشه و میراث ایران با بررسی گذشته ـ حال و آینده پرداختم.

امروزه شهر تهران دارای موقعیت مهمی در دنیا به لحاظ فرهنگی، علمی، اجتماعی، سیاسی و ... است و ایران اسلامی همواره به عنوان یکی از قطبهای مهم اقتصادی با

ارزش در دنیا مطرح بوده و هست، سرمایه داران دولتی و خصوصی ایران زمین در حوزههای حرفهای صنعت و تکنولوژی و در دیگر حوزههای تأثیرگذار در سطح

خاورمیانه و جهان، حرف اول را میزنند و در همین راستا نقش ایرانیان خارج از کشور نیز به عنوان صاحبان مشاغل مهم در زمینههای مختلف و با افتخار آفرینی در

رقابت های علمی، پژوهشی، آموزشی، پزشکی، اقتصادی، هنری و ... به چشم میخورد.

بسیاری از افتخار آفرینان جهان، تهران را به عنوان محل سکونت و یا فعالیت خود برگزیدهاند. تهران بزرگ از گذشته تا بحال محل زندگی بسیاری از هنرمندان، اندیشمندان و

متفکران ایرانی در کلیه شاخههای علمی است که ایشان همگی جایگاه ویژه و حساسی در حوزههای تخصصی حرفهای و مردمی در سطح بینالمللی دارند از این جمله

میتوان بسیاری نقاشان، شاعران، معماران، حقوق دانان، صاحبان اصلی صنعت، مخترعان، فیلمسازان، سیاستمداران، مدیران و ... نام برد و تهران به این لحاظ به مرکز

اصلی صاحبان فکر و اندیشه بدل شده است.

این شهر همجوار دامنه البرز و مشرف به کوه دماوند است، دارای هفت دره است امروزه به عنوان پایتخت مقصد بسیاری از مهاجرین شهرهای دیگر قرار گرفته و علیرغم

زیبایی های بسیار به علت ساخت و سازهای بی رویه، تصویر معماری و شهر نه چندان زیبا را دارد.

براستی چه شخص و یا اشخاصی را میتوان مقصر چنین پیامدی دانست؟

در کنار همه ارزشهای ملی، معمارانی نیز در این شهر زندگی میکنند که اگر کارفرمایان به ایشان مراجعه نمایند و بهطور مثال درخواست نمایند که رشته کوه های البرز را

تبدیل به پارکینگ های طبقاتی نمائید، دور از ذهن نیست که این طراحی انجام شده و اجرایی گردد.

 

نظام معماری:

از گذشته تاکنون شرایط جغرافیایی، باورها و درک اجتماعی، تاریخ ، گروههای نژادی به عنوان بخشهای حائز اهمیت در تقسیمبندی هویت فرهنگی بوده و هست.

پرواضح است که در معماری هر مملکتی تصویری از هویت فرهنگی آن ملت مستتر است و یا به عبارت دیگر همواره و در طول قرنها معماری یکی از عناصر مهم و

تعریف کننده تمدن ملتها بوده است.

در این راستا شهر و معماری آن، محل زندگی انسانها است و اکثر ارزشها در آن بهوجود میآید و البته آلودگیها نیز در آنجا رخ میدهد و این امر باعث شده معماری و

شهر دارای اهمیت ویژه در عملکرد شهروند و تأثیرگذاری آن بر جامعه باشد.

ضمناً بازتاب کمی و کیفی حاصل از نتایج ارزشهای موجود در جامعه نیز به نحوه رفتار شهر و معماری آن بستگی دارد.

این که زندگی در شهرهای بزرگ هر روز سختتر و تحملناپذیرتر میشود، جدای از علتهای جامعهشناختی و غیره، دلایل ساختاری هم دارد که بینظمی در طراحی و ساخت

خانهها و فقدان اندیشه و الگوهای معمارانه در این میان، موضوعی تعمق برانگیز است. امروز در کمتر خانهای حیاط و حوض و عناصری از این دست که ایجاد کننده

معنویت در فضاست دیده میشود.

بیشتر خانههای پایتخت و دیگر شهرهای کشورمان معمار نداشته و ندارند گرچه میدانیم قوانین مدونی در این خصوص وجود دارد که در صورت اجرای درست میتواند

زمینهساز پیوند معماری با فضای شهر و سکونت انسانی باشد و مقام والای انسان را ارج نهد و البته به اینجا خلاصه نمیشود، برای مثال طرح جامع تهران که در سال

۱۳۴۹ تصویب گردید و در ادامه آن، طراحی شهری بدون در نظر گرفتن فضاهای عمومی انجام شد همواره تا امروز توسعه یافته و اکنون به نقطهای رسیدهایم که این طرح

قادر به جوابگویی نیازهای شهروند تهرانی قرن بیست و یکم نبوده و جامعه و شهر دچار اختلالهای فرهنگی، اجتماعی، محیطی و ... گردیده است و به تبع آن، بحرانهایی

بهوجود آمده است.

بدون تردید و در این شرایط، عدم پاسخگویی شهر به نیازهای شهروند خود باعث ایجاد بحرانهای اجتماعی و فرهنگی، امنیتی، اقتصادی و غیره میگردد.

لذا بر آن شدیم که با انتشار این شماره مجله و اختصاص آن به شهر تهران، به تحلیل موارد فوقالذکر پرداخته و بدینوسیله تأکید مینمایم که تمدن و پیشینه ایرانیان به

خصوص در زمینه معماری زبانزد و سرآمد تمام کشورهای غربی و شرقی است و تبعاً پایتخت ایران اسلامی قادر به آن خواهد بود که همچنان به عنوان مهمترین و جدیترین

پایتخت منطقه، اثرات مثبتی معماری شرقی ایجاد نماید.

البته قابل ذکر است این حرکت فرهنگی نیازمند حمایت همه جانبه مسئولین کشور خواهد بود و نحوه مدیریت و هدایت اصولی و رفتاری معماری کشورمان میبایست طبق

اصول و نظام معماری شهر ایدهآل و هوشمند، با ایجاد یک نظام انسجام یافته و با ثبات انجام گردد. این نظام معماری در شهر متکی بر فرهنگ و ارزشهای ایرانی،

زیباییشناختی، پایداری، امنیت و اعتماد شهروندی است.

بهطور یقین و با رعایت این شرایط، موج صلح و آرامش، احترام و اصالت در سرزمینی با بیش از سه هزار سال تاریخ مدون معماری جاری خواهد شد.

 

فرهنگ و معماری:

شهر و معماری را از منظر پایتخت و ریشههای مکانی آن از هر سو که بررسی کنیم، معنای فرهنگ در همه ابعاد آن موج میزند و گویی یکی از اصول بنیادین در ارائه

ارزشها و تعیینکننده اصول طراحی برای مردم محسوب میگردد. ریشههای جامعهشناسی، تاریخ، رسوم، باور و ... در پایهگذاری مبانی طراحی نقش بسزایی دارد و

همچنین اصول مبتنی بر آداب اجتماعی نیز مبتنی بر فرهنگ یک جامعه پایهگزاری شده است.

شهر تهران در سرزمین ما ایران، محل زندگی هنرمندان، روشنفکران و نوآوران، جوانمردان و پهلوانان، مخترعین و صنعت گران، معلمان و اندیشمندان، مبتکران و

خردمندان، سیاستمداران و حقوقدانان و در انتها شهر مهر و دوستی، عشق، معرفت و صلح است، همانطور که ریشه پیشینیان ما نیز اینگونه بوده است.

طراحی و توسعه شهر و معماری در رابطه مستقیم با هویت فرهنگی است و بقاء و رشد آن، جز در سایه فرهنگ آن آب و خاک نخواهد بود، بنابراین شهری که از معماری

بهوجود میآید و بر پایههای فرهنگ نهاده میشود نمیتواند  متولی به جز دست اندرکاران فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته باشد و نقش اینان به جهت مطالب فوق مهمتر و

کلیدیتر از متخصصان راه و شهرسازی است. به راستی اگر مدیریت مقوله معماری و شهر توسط مسئولین فعال در این حوزه باشد و قوانین نیز با هدف پشتیبانی از این نوع

برخورد با حرفه معماری و شهرسازی مصوب گردد، بدون تردید، نقش دیگر حوزههای فنی و مهندسی به عنوان بخش اجرایی بسیار موثرتر خواهد بود و بر این باور هستیم

که زیباییشناسی، نوع قرارگیری و تعریف معماری در شهر، حاصلی جز امنیت و آرامش در سایه کمالات فرهنگی و انعکاس آن در حوزه معماری و شهرسازی نخواهد

داشت.

در این صورت، اساس و مبنای تصمیم گیری های مسئولین بر پایه اصول فرهنگی قرار گرفته و نه تنها دوام و اصالت آن در نظر گرفته شده بلکه زمینههای شور و عشق

توأم با خلاقیت و پیشرفت را فراهم خواهند نمود.

در ادامه تصاویری از معماری ایران از دوره قاجار تاکنون شهر تهران است که در نگاهی کوتاه و گذرا وضعیت معماری را در این شهر به تصویر میکشد.

اینجانب بدلیل سیاستگذاری در روند انعکاس افکار روشنفکرانی که در این شماره مجله سخن گفتهاند، خودم را از قضاوت در این زمینه دور نگه داشته و فقط محورهای

ارزشمند را در این شماره از مجله تعیین میکنم.



چاپ