Back to Fundamentals                                       
14th Venice Architecture Biennale
Milad Zabeti
۱ بازگشت به بنیادها
چهاردهمین دوسالانه‌ی معمـاری ونیز
میلاد ضابطی

دوسالانهی چهاردهم۲

تابستان گذشته دو سال انتظار برای مهمترین اتفاق دنیای معماری به پایان رسید. این بار اما ونیز تاریخی، با قایقها، کانالها، جزیرهها و میدان سن مارکو یش میزبان

دوسالانهای ویژه است. شهر جشنها این بار میزبان مهمترین کارناوال اندیشه در معماری است. انتظارها از اتفاق این دوره با حضور رم کولهاس (لکوربوزیهی

دوران) در جایگاه ایدهپرداز و مدیر بیش از دورههای پیشین است. نمایشگاه چهاردهم در سه بخش عناصر معماری، موندیتالیا و جذب مدرنیته برگزار میشود.

چهاردهمین نمایشگاه بینالمللی معماری با عنوان "بنیادها" با هدایت رم کولهاس و سازماندهی دوسالانهی ونیز به مدیریت پائولو باراتا۳ از روز هفتم ماه جون سال

گذشته بر روی عموم گشوده شد و تا بیست و سوم ماه نوامبر در جردینی و ارسناله ادامه داشت. روزهای پنج و شش جون به پیش بازدید اختصاص داشتند و در روز

هفتم مراسم افتتاحیه و جوایز برگزار شدند. ۶۵ شرکت کننده در سطح ملی آثار خود را در پاویونهای تاریخی واقع در جردینی، ارسناله و در سطح شهر به نمایش

گذاشتند. از میان شرکتکنندگان این بخش ده کشور کوستاریکا، جمهوری دومنیکن، امارات متحدهی عربی، اندونزی، ساحل عاج، کنیا، مراکش، موزامبیک، نیوزیلند و

ترکیه برای نخستین بار در این اتفاق مهم دنیای معماری شرکت کردند.

در این دوره پاویون کشور ایتالیا در ارسناله قرار دارد و توسط وزارت میراث و فعالیتهای فرهنگی ایتالیا و PaBAAC (مدیریت کلان منظر، هنرهای زیبا، معماری

و هنرهای معاصر) برگزار میشود و مدیریتش بر عهدهی چینو زوکی۴ است. عنوان نمایشگاه در این بخش "پیوند دادن۵" است. به موازات نمایشگاه ۲۲ اتفاق مرتبط

هم در سطح شهر عرضه شده است.

"هم آوازی در پژوهشی برای معماری"؛ دوسالانه این بار به لطف حضور کولهاس در نقش هدایتکنندهی آن ماهیتی پژوهشی دارد. ایدهی دوسالانه این بار تمام بخشها

و البته طیف وسیعی از پژوهشگران را در بر میگیرد. "جذب مدرنیته ۱۹۱۴ـ۲۰۱۴": عنوانی که برای تمام پاویونهای شرکتکننده برگزیده شد تا در کنار ارائهی آثار

خود بخشی از ایدهی کلی پژوهش در نمایشگاه تحت عنوان "بنیادها" باشند. رقص، موسیقی، تئاتر و سینما بخشهای دیگر دوسالانه را در طول شش ماه برگزاری آن

شکل میدهند.

پائولو باراتا در مقدمه خود بر دوسالانهی چهاردهم میگوید: "در کنار رم کولهاس هدف ما برگزاری یک دوسالانهی منحصر به فرد و پژوهش محور استطرحی که

رم برای برگزاری این دوسالانه در انداخت تمامی بخشهای نمایشگاه را شامل میشود و جنبههای نو به آن میافزاید."

 

مروری بر تاریخچه دوسالانه معماری

نخستین نمایشگاه که به موضوعات مرتبط با معماری پرداخت بین سالهای ۱۹۷۸ـ۱۹۷۵ و توسط مدیر بخش هنری یعنی ویتوریو گرگوتی۶ به وقوع پیوست. اما در

سال ۱۹۸۰ بود که بخش مستقل معماری توسط پائولو پورتوگزی۷ برای نخستین بار در مکان کوردریه دل ارسناله۸ ونیز به روی بازدیدکنندگان گشوده شد و ایدهی

خیابان پست مدرن خود یعنی "استرادا نوویسیما" ۹ را جامهی عمل پوشاند. تاریخ دوسالانه معماری از آن پس شکل گرفت و تا به امروز در سال۲۰۱۴ که

چهاردهمین دورهی خود را با مدیریت رم کولهاس تجربه میکند ادامه یافته است.

 

نمایشگاه نخست به سرپرستی ویتوریو گرگوتی، ۱۹۷۸ـ۱۹۷۵ 

در سال ۱۹۷۵، نخستین قدمها به منظور برگزاری یک نمایشگاه معماری توسط دوسالانه ونیز برداشته شد. این توسعهی قابل توجه انتخاب ویتوریو گرگوتی به

عنوان مدیر بخش هنرهای بصری در طی ریاست چهارسالهی کارلو ریپا دی مئانا۱۰ را به دنبال داشت. در حقیقت بخش معماری در دل نمایشگاه هنرهای بصری

واقع شد و تا سال ۱۹۸۷ ادامه پیدا کرد.

نهایتا دپارتمان معماری در دورهی چهارسالهی ریاست جوزپه گالاسو۱۱ در سال ۱۹۸۰ مستقل شد. گالاسو، پائولو پورتوگزی را به عنوان مدیر نمایشگاه برگزید و وی، پس از ساخت تئاتر جهان۱۲ توسط الدو روسی۱۳ بین سالهای ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰، عنوان حضور گذشته۱۴ را برای اولین دورهی نمایشگاه بینالمللی معماری در ۱۹۸۰ برگزید.  

 

نخستین دوره ۱۹۸۰؛ حضور گذشته

موضوع برجستهای که در نخستین نمایشگاه بینالمللی معماری مورد توجه مدیر آن، یعنی پائولو پورتوگزی، واقع شد جنبش پست مدرن بود. مکتب فکری که

مدرنیزم را با آن همه آیندهنگری افسانهای، فنآوری و فرمهای هندسی به چالش کشید. از آنجایی که دیگر به نظر نمیرسید که زمان حاضر قادر به ارائهی تفسیری

نوین از گذشته باشد، پست مدرنیزم تصویری همزمان۱۵ از تاریخ پیش روی ما نهاد، که نهایتا تبدیل به مخزنی۱۶ نا متناهی از تصاویر و پیشنهادات شد. مخزنی که

معماران با توسل به آن میتوانستند با آزادی به ترسیم اشکال، سبکها و عناصر تزئینی بپردازند. این همان ایدهای بود که پورتوگزی بر اساس آن "استرادا نو

ویسیما"ی خود را بنا نهاد. "استرادا نو ویسیما" به لطف مدیران دوسالانه نخستین اثری بود که در مکان ارسناله چیده میشد. "استرادا نو ویسیما" از بیست نمای

مختلف تشکیل میشد که هر کدام توسط یک معمار برجسته طراحی شد و نهایتا  به صورت چیدمان دو بال کناری به مانند صحنهی تئاتر یک "خیابان۱۷" فرضی

پست مدرن را تداعی میکرد. نمایشگاه این امکان را برای بازدیدکنندگان فراهم آورد که بتوانند برخوردی بیواسطه و قابل لمس با معماری داشته باشند و همانگونه

که پورتوگزی اذعان داشت "با معماری، نه دربارهی معماری". برای واقعیت بخشیدن به ایدهی "استرادا نو ویسیما" ، که بعدها خود تبدیل به نماد جنبش شد و فتح

بابی بود بر بحثهایی جالب توجه حول پست مدرنیزم، اسامی بزرگی گرد هم آمدند از جملهی آنان فرانک.اٌ.گری۱۸، رم کولهاس۱۹، آراتا ایسوزاکی۲۰، رابرت

ونچوری۲۱، فرانکو پورینی۲۲، ریکاردو بوفیل۲۳، کریستیان دو پوتزومپرک۲۴ بودند. در پشت هر نما، هر معمار مجموعهای از آثار و فعالیتهای خود را به

نمایش گذارده بود.

به لطف نمایشگاه، دوسالانه از همان گامهای نخستین تبدیل به اتفاقی پیشقدم در عرصهی بحثهای بینالمللی معماری شد. این امر بدلیل جلب توجه شخصیتهای

مشهور و تاثیر گذار و کشاندن آنها به ونیز بود. پس از "استرادا نو ویسیما" و "تئاتر جهان" آلدو روسی جنبش پست مدرن، مدعی جریانی پیشرو و شناخته شده

در سطح بینالمللی شد

"حضور گذشته" همچنین میزبان سه استاد مسلم معماری یعنی، فیلیپ جانسون۲۵، ایگداتزیو گاردلا ۲۶ و ماریو ریدولفی۲۷ بود، سه معماری که شجاعت گذار از

الگوهای دیکتهشدهی مدرنیزم و پیگیری الگوهای جایگزین نوین را داشتند. در نمایشگاه آن سال، بخشی مجزا به آثار ۷۳ معمار جوان و بخشی به مرور آثار ارنستو

بازیله۲۸ معمار مکتب مدرنیزم و آر نووی ایتالیا اختصاص یافت.         

 

دوره چهاردهم و نقشی جدید برای پاویون ملل

باراتا میگوید: "بیایید با بخشی از نمایشگاه که مستقلا توسط کشورهای شرکتکننده اداره میشود آغاز کنیم، کشورهایی که حضورشان امتیازی ویژه و منحصر به

فرد برای دوسالانه به حساب میآید. این بار اما، فقط آگاهی مسئولان و مدیران هر پاویون از موضوع انتخاب شده توسط مدیر دوسالانه برای نمایشگاهش مطرح

نبود، بلکه مدیر دوسالانه موضوعی ویژه را برای پاویونها در نظر گرفته؛ "جذب مدرنیته ۱۹۱۴ـ۲۰۱۴". این پیشنهاد به صورت عمومی مورد پذیرش قرار گرفت

و پاویونهای ملی این موضوع را مورد بررسی قرار میدهند و به ارائهی موضوع دوسالانه که همان" بنیادها" باشد میپردازند و این بخش قابل ملاحظهای از آثار

را شکل میدهد. با این ابتکار ما قصد داریم انگیزهای نو در رابطه با ساز و کار میان پاویونها و موضوع نمایشگاه اصلی ایجاد کنیم. در طول سالها برگزاری

دوسالانه پاویون ملل همواره منعکسکنندهی ویژگیهای منحصر به فرد هویت ملی یا نمایشدهندهی قابلیت یک کشور به عنوان یک پیشرو در عرصهی بینالمللی هنر

و معماری بوده است. با قواعد اتخاذ شده در این دوره, در پاویون ملل دو هدف عمده دنبال میشود: یکی تاریخ خود کشورها و  دیگری حضور و نقششان در

جامعهی مدرن، این دو در ترکیب با یکدیگر به تکثرگرایی خاص مورد نظر دوسالانه جانی تازه میبخشند. شاید به همین دلیل است که تعداد کشورهای شرکتکننده در

این دوره از ۵۵ به ۶۵ کشور ارتقا یافته است."

 

نمایشگاه دوسالانه

باراتا میافزاید: "تاریخ صد سال گذشته به همراه شیوههای مختلفی که توسط هر کشور برای جذب مدرنیته اتخاذ کردهاند مقدمهای میشوند برای بخش عناصر

معماری در پاویون مرکزی. جایی که مدیر نمایشگاه به جهان معاصر عناصری را پیشنهاد میدهد که نقاط مرجعی هستند برای دانش معماری و گفتمانش با مشتریان

و جامعه. مشارکت بسیار نوآورانه و شجاعانه بود. به این مطلب باید مشارکت ویژهی مدیر نمایشگاه در بخش مجزای موندیتالیا را هم افزود، جایی که وجوهی از

وضعیت ایتالیا در قالب ۴۱ پروژهی پژوهشی گرد هم آمده. این ۴۱ پروژه حقایقی را فرایاد میآورند که در همه جای دنیا به شکل یک الگو در حال وقوع است،

حقایقی پیچیده که باید با آغوشی باز بدون پیشداوری به سراغشان رفت و به عنوان مراجعی برای باز تولید آثار تجربهشان کرد."

در این دوره نقش و عملی که کولهاس متصور شده است با ارائههای پیشین عمیقا متفاوت است. ارائههایی که از معماران دعوت میکرد تا دربارهی خود، آثارشان و

افکارشان به صحبت بپردازند، همان طور که در دورههای گذشته شاهد آن بودیم. در این دوره اما نمایشگاه حاصل پژوهشی است که زیر نظر مدیر هدایت شده.

سوابقی تاریخی شبیه به این رویکرد در دورههای نخستین دوسالانه وجود دارد اما هیچ کدام قابل مقایسه با شیوهی حاضر نیستند. روح پژوهش همان چیزی است که

همواره دغدغهی دوسالانه بوده، اما این بار این خود دوسالانه است که آستین بالا میزند و شروع به پژوهش میکند. اهمیت این توسعه و پیشرفت و این موقعیت

فوق العاده که کولهاس به ارمغان آورده برای مسئولان متقاعد کننده بوده است.

باراتا میافزاید: "اهمیت نیاز به پژوهشهایی عمیق نسبت به صرفاً ارائهای به روز از آخرین اثر معماران در چیست؟ این نیازی است که در حوزهی هنر و اخیرا در

حوزهی معماری احساس شده. برای سال‌‌ها ما بر فاصلهای که میان معماری و جامعه ی مدنی (افراد و نهادها) وجود دارد تاکید کردیم، که این جامعهی مدنی میبایست

خواستار معماری باشد. ما بر دوگانگی میان زیادهروی و بیتفاوتی در توسعههای اخیر و در همین جا تاکید میکنیم، ما خطر پیروی کورکورانه را میبینیم، متابعتی که

نتیجهی اقتصاد و فنآوری است. برای معماری و همین طور هنر، هر توسعهای میبایست بر مبنای آن توانایی آگاهانه که نشانگر نیازها و آرمانهاست باشد. در

اینجا، با شجاعت و جاهطلبی قابل توجه، کولهاس تاریخ مدرنیته را در صد سال گذشته مرور کرده و چشماندازی نو از "عناصری" که میبایست نقاط مرجع را شکل

دهند تا رابطهی جاری میان خود ما، تمدنمان، و معماری را باز زندهکنند ارائه میدهد. ما دلایلی که موجب شد به سوی پژوهش برویم تا نمایشگاهی فراتر از صرفا

یک بهروزسازی اتفاقات داشته باشیم را ارائه کردهایم. در حالی که اطلاعات ابزار نوینی در اختیار دارد و به روزسازی آسانتر شده است، اما این دقیقا همان خطر

پیروی، متابعت و بیتفاوتی است که ما را مشغول خود میکند. پیروی و بیتفاوتی به انفعال منجر میشود و میل به هنر و معماری را میکشد. نمایشگاه دوسالانه این

وظیفه را دارد که مقابل این جریان بایستد، دوسالانه باید بر چگونگی تغییر این مسیر که به سمت پیروی است آگاه باشد و آن خواستهها را باز زنده کند. باز اکتشاف

آن "نقطهها"ی مرجع برای بیان بهتر آن خواستهها و آرمانها یکی از اهداف پژوهش حاضر است، پژوهشی که البته درعین مخاطب قرار دادن متخصصین به عموم

مردم مینگرد."                  

به گفتهی کولهاس: "پس از چندین دوره از دوسالانهی معماری که به تجلیل از هر آنچه معاصر است گذشت، "بنیادها" به تاریخ مینگرد، برای بازسازی اینکه

معماری چگونه خودش را در شرایط جاری مییابد و به آینده میاندیشد. "بنیادها" از سه نمایشگاه در هم تنیده که هر کدام به نحوی در اصول متفاوت از دورههای

پیشین هستند تشکیل شده است."

پاویون کره جنوبی، برنده‌ی بخش جذب مدرنیته

عناصر معماری۲۹

عناصر معماری در زیر یک میکروسکوپ به بنیادهای تشکیل دهندهی ساختمانهای ما که توسط معماران در هر جا و هر زمان به کار گرفته میشوند مینگرد. کف،

دیوار، سقف، بام، در، پنجره، نما، ایوان، راهرو، اجاق شومینه، سرویس بهداشتی، پله، پله برقی، آسانسور و سطح شیبدار. نمایشگاه در این بخش منتخبی است از

آشکارکنندهترین، شگفتآورترین، و ناشناختهترینها از کتابی نو با عنوان "عناصر معماری" که به بازسازی تاریخ جهانی هر عنصر میپردازد. در این نمایشگاه

نسخهی باستان، گذشته، اکنون، و آیندهی هر عنصر در فضایی مختص آن به نمایش در آمده است. برای خلق تجربیات گوناگون تعداد زیادی محیطهای متفاوت خلق

شده، محیطهایی شامل آرشیو، موزه، کارخانه، آزمایشگاه، ماکت و شبیهسازی.

کولهاس در پی ارائهای فوق مختصر از تاریخ عناصر معماری است. او ۱۵ عنصر تشکیلدهنده معماری را در۱۵ فضا به نمایش میگذارد. روند فضاها از غرفهی

سقفها شروع میشود، جایی که تقابل کنایهآمیز یک سقف گنبدی پر نقش و نگار اثر گالیلئو کینی۳۰ در سال ۱۹۰۹ با یک سقف کاذب و معلقِ پر تاسیسات دههی

۱۹۵۰ جلب توجه میکند. غرفهی بعدی پنجرهها است که شامل مجموعهای فوقالعاده از مجموعهی ملی بروکینگ۳۱ است. در ادامه راهرویی زیرزمینی و سورئال

متعلق به قرن نوزدهم قرار دارد، راهرویی که برای دوک پنجم پورتلند در ولبک ابی۳۲ ساخته شد تا سرور هر آنچه فرو دست است باشد. در پی آن کفها و ایوانها

هستند، در آنجا میآموزیم که ایوانهای کنسول شدهی باهاس نه تنها ایدهی فضا ـ زمان شفافیت گیدیون را الگوسازی میکنند بلکه اشاره دارند که چگونه اوا پرون۳۳،

خانوادهی سلطنتی و جولیان آسانژ از آن به عنوان بستری برای خطاب قرار دادن جهان استفاده میکنند. اجاق شومینه، سیر تحول این عنصر را طی ۲۲۸,۰۰۰ سال

در قالب ۲۹ ریز عملکرد مجزا در دیاگرامی نمایش میدهد. نما در غرفهی بعدی به کمال عرضه شده است و در سقف تضاد انتزاعیهای پارامتریک حدید با ماکتها و

تحلیلهای باورنکردنی پژوهشگران و دانشجویان چینی از ساختمانهای کهن سرزمینشان به چشم میآید و اینجا جایی است که گذشته مطلوبتر از جریان امروز است.

غرفهی بعدی در، از نمادگرایی آغاز میشود و به درگاه اسکن امنیتی که در هر فرودگاهی با آن روبرو میشوید میرسد. دیوارها، غرفهی بعدی، به هیچ میرسند چرا

که با پیشرفت فنآوری فقط عنصری میشوند برای حضور تاسیسات سیمکشی، لولهها، عایقها و مهندسی آکوستیک. پلهها در تمامی گونههای خود به نمایش درآمدهاند

و سطوح شیبدار، همان طور که کولهاس در پروژهی خود نیز آن را نمایش میدهد، میتوانند عنصری شوند که بر روی خود زندگی را ببینند و به خوبی مورد استفاده

قرار بگیرند. سرویسهای بهداشتی به تکاملی سفید و مینیمالیستی که لکوربوزیه در بحث سال ۱۹۲۵ خود پیشبینی کرده بود رسیدهاند اما اکنون مهمتر از آن برای

مسائل زیست محیطی و سلامت مورد توجهاند. پله برقی شاید روزی بتواند در کنجها قابل استفاده شود، همان طور که در یک مورد خاص در لندن سال ۱۹۰۲ـ۶

استفاده شدند. و نهایتاً آسانسورها روزی آسمانخراشهای دو مایلی را فتح خواهند کرد چنانکه امروزه چاههای دو مایلی معادن را فتح کردهاند.


موندیتالیا۳۴ (جهان ایتالیا)

کولهاس دربارهی بخش موندیتالیا میگوید: "در زمان تغییرات سخت و اساسی سیاسی، ما تصمیم بر آن گرفتیم تا به ایتالیا به عنوان کشوری "بنیادی" بنگریم. کشوری

کاملاً ویژه اما در عین حال تحت تاثیر موقعیت جهانی که در آن بسیاری از کشورها در تلاش برای حفظ تعادلی میان آشفتگی و درکی کامل از تواناییهای خود هستند.

ارسناله اسکنی از ایتالیا را شامل ۸۲ فیلم، ۴۱ پروژهی معماری، و ادغامی از معماری با دوسالانهی رقص، موسیقی، تئاتر و فیلم را ارائه میدهد. هر پروژه در

موندیتالیا دغدغهی وضعیتی ویژه را در سر دارد اما در عین حال در کنار یکدیگر چهرهای جامع و دربرگیرنده از کشور میزبان را ترسیم میکنند. "در موندیتالیا این بار

تاریخ و جغرافیای ایتالیا زیر و رو میشوند. حجم قابل توجهی از تولیدات هنری و مستندات در کنار یکدیگر به مخاطب تصوری واقعیتر از وضعیت کنونی ایتالیا، از

اوضاع اجتماعی، منظر، وضعیت زیست محیطی، مدرنیسم و عواقبش در این کشور میدهند. موندیتالیا به نقاط گوناگون این کشور با ظرافت مینگرد و نتیجهگیری را به

مخاطب واگذار میکند. از شاهکارهای متروک مدرنیسم نروی۳۵ در شهر شمالی تورین، تا پناهجویی افریقاییان به لامپدوزا در جنوب.

 

جذب مدرنیته۳۶

۶۵ کشور در جردینی، ارسناله و مکانهایی در سطح شهر لحظههایی کلیدی از یک قرن مدرنسازی را میآزمایند. آثار آنها در کنار یکدیگر به آشکار ساختن این مطلب

میپردازد که چگونه فرهنگهای مادی۳۷ گوناگون و محیطهای سیاسی ایدهی عمومی مدرنیته را هر یک به محصولی ویژه تبدیل کردهاند. کشـورهای شرکتکننده هر

کـدام به شیوهی خود انشعابات رادیکال مدرنیته در یک قرن را نشان میدهند، جایی که فرآیند یک شکل سازِ جهانی سازی به عنوان روایت چیره دیده میشود. پروژهی

دو پاویون کره جنوبی و فرانسه به همراه پاویون ایران که توجه زیادی را جلب کردند در ادامهی مطلب آمده است


پاویون ایران: "گذشتهی آنی۳۸ "

پاویون ایران در چهاردهمین دورهی دوسالانهی ونیز به مدیریت آزاده مشایخی در ارسناله برگزار شد. " گذشتهی آنی" به انتخاب الیور وین رایت۳۹، نویسندهی

گاردین، در بین ۱۰ پاویون برتر ملل قرار گرفت. آزاده مشایخی معمار و محقق از دانشگاه فنی دلفت۴۰ ایران قرن بیستم را در سه بازهی زمانی، یعنی دورهای که این

سرزمین به دنبال احیای هویت تاریخی خود بود را به نمایش گذاشته است. نمایشگاه شامل تصاویر و محصولاتی از سه دورهی پهلوی اول (۱۹۲۵ـ۱۹۴۱)، پهلوی

دوم (۱۹۴۲ـ۱۹۷۹)، و دورهی پس از انقلاب اسلامی (۱۹۷۹ تا کنون) است. برای هر دوره، بناها و سایتها نمایانگر کیفیتی از گذشته هستند. به عنوان مثال در

سالهای ۱۹۲۵ تا ۱۹۴۱، دورهی حکومت پهلوی، که ساخت مقبرههای نمادین بر اساس فرمهای کهن برای محترم شمردن قهرمانان ملی تاریخی در عین استفاده از

زبان فرمی مدرن نگاهی به آینده نیز داشته است به نمایش در آمده است. مشایخی میگوید: "در قرن اخیر با شناخت بهتر فرآیند بازسازی گذشته در معماری معاصر،

این نمایشگاه به دنبال آماده کردن بستری است برای بحث و جدلهای آینده حول توسعهی معماری در ایران."


پاویون کره جنوبی: "چشمانداز دید کلاغ۴۱"

هیونگمین پای۴۲ و مینسوک چو۴۳، مدیران پاویون برگزیده در دوسالانهی چهاردهم،  ایدهی جذب مدرنیته را در شبه جزیرهی کره و دو رویکرد متضاد و متناقض

شمال و جنوب به آن را بررسی کردهاند که نتایج جالب توجهی داشته است. هیونگمین پای میگوید: "ایدهی پاویون به هر دو کرهی شمالی و جنوبی نگاه میکند، عنوان

پاویون، "چشمانداز دید کلاغ"، اما اشاره به قطعه شعری متعلق به سال ۱۹۳۶ دارد، شعری که اثر هنرمندی است نه چندان مشهور که ابتدا معمار بود و بعد شاعر شد، به نام یی سانگ۴۴. این نخستین بار است که هر دو کره برای نمایشگاهی کنار یکدیگر قرار میگیرند. پاویون چهار بخش اصلی دارد، نخست بازسازی زندگی۴۵، که

به وقایع پس از جنگ کره میپردازد، زمانی که هر دو کره ویران از جنگ بودند و خرابیهای گستردهای برای آنها مانده بود، بخش دوم وضعیت مانیومنتال۴۶، که بر

معماری مانیومنتال در هر دو سوی مرز تمرکز دارد. بخش سوم مرزها۴۷ است، یعنی معنای فیزیکی و فضایی کرهی جنوبی و شمالی چیست، دی.ام.زی۴۸ نمادی است

از یک مرز، جایی که در آن مجزاسازیهای مختلفی را شاهد هستیم, پژوهشهای زیست محیطی و پژوهشهایی بر شبکههای اجتماعی انجام شده است تا بدانیم دو کره

چگونه در دی.ام.زی از یکدیگر جدا میشوند و در عین حال چگونه پیوستگی دارند. بخش آخر سیاحتهای آرمانشهری۴۹ نام دارد. در این بخش مجموعهی ویژهای از

شخصی جالب توجه به نام نیک بانر۵۰ است. از این جهت جالب توجه چون او زمانی یک دفتر گردشگری به راه انداخت. کسب و کار گردشگری او در اوایل دههی ۹۰

میلادی در پکن شکل گرفت، بیش از ۲۰ سال از آن زمان میگذرد. اکثر خارجیهایی که از کره بازدید میکنند برای زمان بسیار بسیار کوتاهی در آن اقامت میکنند و در

نتیجه یک خلاء تجربی پنهان در آنها شکل میگیرد، اما نیک در مدت زمانی طولانی به این تجربه افزوده است، تجربهی او وسیع و فراگیر است." مینسوک چو میگوید:

"ایدهی اساسی در واقع استعارهای است که چهارچوبی میشود برای این نمایشگاه، ایدهای که در مقابل چشمانداز دید پرنده قرار میگیردچشماندازی واحد که ایدهی

مدرنیته را برای عالمگیر کردن همه چیز تشکیل میداد. ۱۰۰ سال پیش کره یک کشور بود، شبهجزیرهی کره یک کشور بود، این به ما این امکان را داد تا سرگذشت

مدرنیته در ۱۰۰ سال گذشته را در هر دو سوی مرز بررسی کنیم و روایتی از هر دو روی داستان داشته باشیم." 

 

پاویون فرانسه؛ "مدرنیته، یک وعده یا یک تهدید؟۵۱"

ژان لویی کوهن۵۲، مورخ هنر و معماری اهل کشور فرانسه در مورد پاویون کشورش در دوسالانه میگوید: "در اینجا من قصد دارم دو جنبهی متضاد در مدرنیته را

روبروی یکدیگر قرار دهم، جنبهای که به پروپاگاندا و تبلیغات مربوط میشود و بدین وسیله تظاهر میکند که برای تمام معضلات اجتماعی و انتظارات برخاستهی

مردم برای زندگی شاد در خانههای نو و محلههای نو در حاشیهی شهر راهکارهایی دارد. نکتهی مورد نظر من تاکید بر انتظاراتی است که مدرنیسم در زمینهی

فرانسه با آن رو به رو شد و نهایتاً رهایی از خواب و خیالی که به بسیاری از مردم ارزانی داشته بود به وقوع پیوست. نمیتوان گفت که مدرنیته در زمینهی فرانسه

جذب شد چرا که بسیاری از جنبههای آن در واقع از فرانسه آمد، از چهرههایی چون آگوست پره یا لکوربوزیه در ساعات پس از جنگ. این داستان در چهار موضوع

یا گالری تقسیم میشود، در بخش اصلی ماکتی ساخته شده از خانهای در سال ۱۹۵۸ که برای فیلم خارق العادهی ژاک تاتی۵۳، "دایی من۵۴" قرار دارد. "دایی من"

یک کمدی هزل است که خانهای را نشان میدهد، خانهای که در واقع شیئی است برای فریفتگی، شیئی است آرمانی که تمام راهکارهای ممکن برای زندگی مدرن را

در خود دارد اما از آن سو به یک دیکتاتور تبدیل میشود که محدود میکند و دست و پا گیر میشود و موقعیتهای مضحک میآفریند که باعث نارضایتی مردم است.

با مرور فیلمهای ژاک تاتی از اوایل دههی پنجاه تا اواسط دههی هفتاد میتوان تاریخ معماری مدرن و شهر مدرن را قرائت کرد. به عنوان مثال تمام چهار عملکرد

شهر مدرن (خانهسازی، کار، بازی و حمل و نقل) در فیلمهای او حضور دارند. "تعطیلات آقای اولو۵۵" درباره بازی است، "زنگ تفریح۵۶" دربارهی کار است،

"دایی من" دربارهی خانهسازی است و "ترافیک۵۷" دربارهی ترافیک است! پس تاتی یک ناظر دقیق شهر مدرن بوده است. در مورد "دایی من" خانهای که او در

فیلم استفاده کرد توسط ژاک لاگرانژ۵۸ هنرمندی که همکار تاتی بود طراحی شد. خانهی طراحی شده در این فیلم بتی است برای فخر فروشی! ما نمادی از خانههای

مدرنیستی را میبینیم که در تصویر اغواگرند اما اغلب درست عمل نمیکنند و ساکنین خود را نا امید میکنند."

 

نگاهی به حضور آیزنمن در دورهی گذشته

تغییرات پیرانزی۵۹

آیزنمن آرکیتکتز۶۰، دوگما۶۱، دانشکدهی معماری دانشگاه ییل۶۲، جفری کیپنس۶۳ و دانشکدهی معماری نولتون دانشگاه ایالتی اوهایو۶۴ تحت تاثیر عنوان

دوسالانهی سیزدهم پیتر آیزنمن گروهی را به منظور بازدید، بررسی و بازپنداری مجموعهای از طراحیهای سال ۱۷۶۲ پیرانزی با نام کمپو مارتزیوی رم کهن۶۵ را

تشکیل داد. نتیجه مجموعهای است از واکنشها نسبت به اثر پیرانزی که در قالب مدلها و ترسیمات نمایش داده شده است و سوالات مهمی را پیش روی معماری

معاصر قرار میدهد. به طور خاص، آنها رابطهی معماری با زمین و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و فلسفی را که از پی همین رابطه توسعه پیدا میکنند را کاوش

کردهاند.

آیزنمن در مورد این اثر میگوید: "این فرم شهری بوده است که پیرانزی در ۱۷۶۲ ارائه کرده، یک ایدهی رادیکال برای بازسازی رم، از رم دورهی کلاسیک، قرون

وسطی و باروک. این طرح در واقع تحمیلی بوده است از جانب پیرانزی برای تغییر ساختار اجتماعی رم و این چیزی است که این پروژه انجام میدهد، فرم آن یک

ساختار اجتماعی جدید خلق میکند و نه بالعکس آن، به این معنی که نمی آید ساختار اجتماعی موجود را بگیرد و برای آن فرمی پیشنهاد دهد میگوید بیاییم فرم را بدهیم

و ببینیم که چه ساختار اجتماعی از آن نتیجه میشود. ما با دانشجویانمان در دانشگاه ییل طی سمیناری با موضوع کمپو مارتزیو روی آن کار کردیم. ۱۲ هفته تحلیل

روی آن و اینکه چگونه میتوانسته باشد و اینکه امروز چگونه میتواند باشد. زمانی که خبر موضوع دوسالانه به گوش ما رسید تصمیم به ارائهی این پروژه گرفتیم.

اینکه کمپو مارتزیو خود یک زمینهی مشترک اصیل است و یک فضای عمومی در رم بوده. آنها به ما گفتند که به معماران جوان نیاز داریم، من ۸۰ سالهام، کیپنس

۶۰ ساله و پیر ویتوریو آئورلی۶۶  ۴۰ سال دارد و در نتیجه ما سه نسل متفاوت را عرضه کردهایم و من از آنها خواستم تا به دانشجویان من از ییل ملحق شوند برای

انجام یک کار تحلیلی و برای ساخت پروژهای بر اساس کمپو مارتزیو به عنوان یک زمینهی مشترک برای هر سهی ما، در نتیجه شما سه تفسیر میبیند، از کیپنس،

آئورلی و ما. این هدف مد نظر ما بود که سه نسل را در یک زمان و در یک پروژه نمایش دهیم." در ادامه آیزنمن در مورد دانشجویانش در ییل میگوید: "همه

دانشجویان من باید ادبیات بخوانند، باید فیلم تماشا کنند، میدانید باید مطلع و آگاه باشند. شما نمیتوانید معماری کنید تا هنگامی که آموزش ندیده باشید و آموزش دیدن به

این معنی نیست که یاد بگیرید چگونه با کامپیوتر ترسیم کنید. برای تغییر قاعده در ابتدا باید بدانید که آن چیست، بسیاری از معماران، معلمان و دانشجویان معماری چیزی

در مورد معماری نمیدانند و در نتیجه آنها نمی توانند معماری کنند. اهمیت این مطلب در همین جا است که شما چگونه بتوانید از تاریخ درس بگیرید و آن را امروز به

کار ببندید یا به عنوان مثال اگر تاریخ بسیار پر اهمیت این پروژه را ندانید و ندانید که این پروژه نه از ذهن یک فرد بلکه از ذهن افراد زیادی در طول تاریخ معماری

نتیجه شده است." 

 

پایانی بر پست مدرنیسم

تفاوت دورهی چهاردهم با دورههای پیشین همان تاکید مجدد بر پژوهش در معماری است. پژوهش مدام و مستدام تاریخ معماری و گرد و خاکگیری مستمر آرشیوها.

هدف این دوره صرفاً یک گزارش و به روز سازی از فعالیتهای معماری نیست، دوسالانه این بار تمام ظرفیت خود را به کار میگیرد تا پارادایم بسازد (یا پارادایم را

بشکند) و جریان ساز باشد. به نظر میرسد کولهاس، در کسوت لکوربوزیه، به دنبال اگر نه تقسیم تاریخ به قبل و بعد از این اتفاق، بلکه حداقل تعریف سرانجامی است

بر هر آنچه از آغاز مدرنیسم بر معماری گذشته. با پژوهشهای کولهاس و همکارانش عناصر معماری در بستر تاریخ نبش قبر میشوند و تحول معنای معماری در

تحول معنای عناصر معماری جست و جو میشود، معماری که حاصل همنشینی عناصر ۱۵ گانه است. از درون این پژوهش بنیادین کولهاس به دنبال یافتن آغازی است

برای معماری، آغازی که بر پایان عصر پست مدرنیته استوار شود. پیتر آیزنمن دربارهی این دوسالانه میگوید: "در ۱۹۶۴، یعنی پنجاه سال قبل، همه بر این امر متفق

بودند که مدرنیسم به پایان رسیده است، که پروژهی مدرن در هنر، موسیقی، معماری و ادبیات به پایان رسیده است. در آن مقطع ما نمیدانستیم کدام راه را باید پی

بگیریم، چهره‌‌ی نمادین در آن زمان لکوربوزیه بود اما میدانیم که او در ۱۹۶۵ از دنیا رفت. هم اکنون پنجاه سال از آن زمان گذشته و چهرهی نمادین این سالها رم

کولهاس است. حائز اهمیت است که امسال او مسئول دوسالانه است، اما آنچه در پایان عصر پست مدرن به آن رسیدهایم، آنچه که او بزرگترین اسطورهاش بود، با

برگزاری این دوسالانه میبینیم که ما به خط پایان معماری در عصر پست مدرن رسیدهایم و او یک نقطه، یک علامت تعجب، بر پایان این عصر میگذارد. ما

نمی دانستیم در سال ۱۹۶۸ چه اتفاقی قرار است بیافتد، سال ۶۴ هیچ کس از اتفاقات ۶۸ با خبر نبود، اتفاقاتی که جهان را دگرگون کرد. پس شاید در ۲۰۱۸، چهار

سال آینده، ما یک انقلاب، یک انقلاب فرهنگی را تجربه کنیم که یک معماری نو از آن نتیجه شود. در عین حال، این یک اختتامیهی فوقالعاده است بر دوسالانهی

معماری و رم بر آن مهر تایید گذاشت."   

 



Fundamentals 1.

۲. برای مطالعه‌ی بیشتر درباره‌ی تاریخچه‌ی برگزاری دوسالانه و گزارش دوره‌ی پیشین

در سال ۲۰۱۲ به شماره‌ی ۳۳، زمستان ۹۱ فصلنامه‌ی معماری و ساختمان و همچنین وبلاگ

“معماری آگاه” به آدرس: miladzabetifarsi.wordpress.com  رجوع کنید.

3. Paolo Baratta                                         

4. Cino Zucchi                          

5. Grafting

6. Vittorio Gregotti                

7. Paolo Portoghesi                 

8. Corderie dellArsenale                   

9. Strada Novissima                      

10. Carlo Ripa di Meana

11. Giuseppe Galasso              

12. Teatro del Mondo                

13. Aldo Rossi                 

14. La Presenza del Passato     

15. Synchronic Vision

16. Warehouse                

17. Street                

18. Frank O. Gehry               

19. Rem Koolhaas               

20. Arata Isozaki              

21. Robert Venturi

22. Franco Purini                  

23. Ricardo Bofil                   

24. Christian de Portzamparc                   

25. Philip Johnson    

26. Ignazio Gardella

27. Mario Ridolfi                 

28. Ernesto Basile

29. Elements of Architecture         

30. Galileo Chini          

31. Brooking National Collection   


 

32. Welbeck Abbey         

33. Eva Peron          

34. Monditalia

35. Pier Luigi Nervi         

36. Absorbing Modernity        

37. Material cultures         

38. Instant Past              

39. Oliver Wainwright              

40. TU Delft             

41. Crows Eye View

42. Hyungmin Pai

43. Minsuk Cho

44. Yi Sang               

45. Reconstructing Life              

46. Monumental State               

47. Borders

۴۸. نوار مرزی میان دو کره: DMZ

49. Utopian Tours               

50. Nick Bonner               

51. Modernity, Promise or Menace?                 

52. Jean-Louise Cohen            

53. Jacques Tati

54. Mon Oncle                   

55. Les Vacances de Monsieur Hulot                      

56. Play Time                     

57. Traffic                     

58. Jacque Lagrange

59. Piranesi Variations             

60. Eisenman Architects             

61. Dogma             

62. Yale University School of Architecture           

63. Jeffrey Kipnis

64. Ohio State University Knowlton School of Architecture                            

65. Campo Marzio dellAntica Roma                

66. Pier Vittorio Aureli 

منابع

وبسایت رسمی دوسالانه ونیز

The Architectural Review Magazine

Abitare Magazine




چاپ