37-38

سودای شکست آسمان . . .

بابیلونیسم ایرانی

شهاب میرزاییان

نخستین باری که انسان سودای فتح آسمان را داشت، نه به واسطه سود اقتصادی بلکه به سبب به رخ کشیدن قدرت پادشاه زمین به خدای آسمان بود. صحنه دراماتیک شلیک نافرجام تیر به سوی آسمان برای کشتن خدای آسمان و نفرین آسمان بر زمینیان که سبب ناتمام ماندن برج بابل شد، شاید صحنه ای ماندگار در حافظه آدمی باشد. بناهای بلند در طول تاریخ نمادی از تسلط گروه یا فردی خاص بر سرزمین یا قوم مشخصی بوده است. اهرام مصر، کلیساهای گوتیک، مقابر و ساختمان های عصر مغول در ایران نمونه هایی از جریان های بلند مرتبه سازی بوده اند.

پیشرفت فن ساخت، فشرده سازی فضای شهری به دنبال تملک عرصه و زمین های مرغوب شهری از اواخر قرن نوزدهم موجب رشد چشمگیر بلند مرتبه سازی در جهان بوده است. مسابقه مرتفع سازی در جهان از اواسط قرن گذشته سرعت بیشتری گرفت. اندیشه های نقادانه بر بلند مرتبه سازی چون فریادهای بی نتیجه و تقلاهای نافرجام گوریل عظیم الجثه ای می ماند که سرانجام در برابر جهان مدرن مغلوب شد.

روزگاری بلندترین ساختمان تهران شمس العماره بود که شاه قاجار بر فرازش تهران را می نگریست و نقل است که به واسطه ارتفاعش نخستین ساختمانی بود که در شهر تهران آفتاب به آن می تابید. سودای شاه ایران نه تسخیر آسمان بود و نه نقد ساختار کوتاه شهر و یا تملک عرصه های مرغوب شهر، شاید صرفا میلی شخصی بود برای نظاره رعیت . . .اما رعیت کوتاه نشین مالکی شد که نه تنها شمس العماره دیگر تنها برایش ساختمانی کوتاه بود بلکه به دنبال تسخیر هر چه بلندتر آسمان است. رقابت رعیت های دیروز برای ربودن عرصه آسمان شهر، امروز چالشی است که موافقان و مخالفان خود را دارد. تجربه امروز ما در ایران نشان می دهد که چه اندازه، از دست دادن منظرهای طبیعی شهری و جایگزین شدن آن با انبوه ترکیب های عمودی توانسته ظاهری مناسبی برای شهر خلق کند.

تجربه اندک معماران ایران در مواجه با موضوع بلند مرتبه از یک سو و موانع مختلف درشکل گیری و مدیریت بلند مرتبه ها از سوی دیگر در این شماره بدون القای نظری مشخص پیشروی مخاطبان است.

شاید همچنان آدمی در سودای شلیک تیری بی بازگشت است . . .

تجربه های معماران در برخورد با موضوع بلند مرتبه:

این که بلند مرتبه یا ساختمان بلند به چه ساختمانی اطلاق میشود دارای دو جنبه تعریفی متفاوت است:

نخست به لحاظ ضابطه و مقررات در شهر و تعریف عام که ساختمان یازده طبقه به عنوان ساختمان بلند قلمداد میشود و تعریف دوم که شاید، تعریف منطق های و محدود باشد هر ساختمان شاخص در بافت اطراف شاخص باشد و دارای دید محلی متمایز را نیز م یتوان به عنوان ساختمانی بلند قلمداد کرد.

تجربه معماران معاصر در موضوع بلند مرتبه سازی، نشان از نحوه برخورد با یک ترکیب عمودی دارد؛ موضوعی که به علت ماهیت افقی بیشتر پروژ ههای معماری، چالشی متفاوت برای معماران است. معیار انتخاب پروژه ها بر اساس موقعیت، تاثیر گذاری، تعداد طبقات پروژ ه ها و نیز قابلیت های ذهنی و حرفه ای معماران در برخورد با موضوع بلندمرتبه بوده است.


 


چاپ