گفتگوی احمد زهادی با هومن بالازاده

 


 گفتگو با هومن بالازاده

معماری مرتبط با فرهنگ، اقلیم و باورها


توسط احمد زهادی


هومن بالازاده کارشناس ارشد معماری پس از دو سال همکاری با بهرام شیردل در شرکت مشاورین شیردل و همکاران، فعالیت مستقل حرفه ای خود را از سال 1384 آغاز و در سال 1387 دفتر شخصی هوبا طرح را تاسیس نمود. وی همچنین در طول سال های فعالیت حرفه ای خود حدود 41 پروژه در ایران و سایر کشورها طراحی و اجرا کرده است. هومن بالازاده در کنار کار حرفه ای خود مدرس دانشگاه آزاد دبی و قزوین نیز بوده است.

 

معماری پایدار در ایران را نسبت به معماری جهان چگونه می بینید؟

جغرافیای معماری مشخص کننده اولیت های معماری هر منطقه می باشد و معماری هر منطقه را نسبت به خودش می توان سنجید. در معماری سنتی ایران از سال های سال معماری پایدار وجود داشته و بحثی است که معماران ایران به خوبی از آن آگاه بوده اند.

در معماری ایران گونه های مختلف ساختمانی )مسکونی  عمومی ( با رعایت اصول اقلیمی، فرهنگی و با استفاده از یک گونه پایدار از نظر

مصالح کل شهر را به صورت یک پارچه و ممتد شکل داده اند و از قرار گیری دانه های یکپارچه کل هماهنگ و یکپارچه ای به وجود آمدهبه گونه ای که در هر جغرافیایی معماری خود را منطبق با نیازهای منطقه نموده.در این راستا اگر معماری معاصرکشورمان  بتواند الگوهای جدیدی را با الهام از تجربیات غنی انجام شده در ایران به وجود بیاورد، می تواند معماری مرتبط با فرهنگ، اقلیم، باورها و رفتارهای ایران را فراهم نماید که در نتیجه به یک الگوی پیشرفته از نظر معماری برسد که نسبت به معماری جهانی نیز جایگاه مشخصی را به وجود بیاورد. شاید ما اگر به جای قیاس معماری ایران نسبت به کشورهای دیگر بیاییم و یک قیاس موشکافانه ای در معماری شهرهای سنتی و شهرهای مدرن مان انجام دهیم نتایج بهتری خواهیم گرفت و می توانیم در موارد زیادی درس هایی از معماری ایران بگیریم که راه کارهای زیادی را که مرتبط با بستر جغرافیایی ایران است به وجود بیاورد. البته استفاده که معماری توسعه یافته در درون خود خواهد داشت و اگر تجربیات گذشته به همراه تکنولوژی های به روز انجام شود، معماری هر منطقه ای می تواند جریان توسعه پایدار را در خود به همراه داشته باشد.

چهارچوب ارزشیابی پایداری به چه معیارهایی است و کدام یک به نظر شما اولویت دارد؟

توسعه پایدار در واقع بازنگری اصلاح طلبان های به مدرنیسم و سنت در جهت یافتن راهی بینابینی است. مشکلات زیست محیطی، تامین انرژی و پیامدهای مختلفی که در اثر اشتباهات بشر نسبت به محیط و زندگی خود داشته، باعث شده که در این عصر نگاهی دقیقتر به عاقبت زمین و انسان شود که معماری نیز بخشی از آن توسعه می باشد.معماری پایدار عکس العملی در برابر مشکلات عصر صنعت محسوب می گردد که در آن معماری توجه خود را به انسان، طبیعت و چرخه طبیعی انرژی نموده. به نظر من بهبود کیفیت محیطی زندگی انسان در روند رشد تکنولوژی بسیار مهم است و در آینده معماری و شهر سازی باید به مساله سلامت روحی و فیزیکی انسان که مصرف کننده شهر ومعماری می باشد توجه عمیق تری شود و شاید لازم باشد ما در بسیاری از موارد بازنگری اساسی در استراتژی هایی مانند ساخت و تکنولوژیِ استفاده از متریا لها الگوهای فضایی  برخورد با طبیعت  نورپردازی و گردش هوا درساختما نها ایجاد نماییم. در معماری پایدار اولویتهای تصمیم گیری عوض شده و جایگاه معماری به عنوان یک استراتژی مهم برای شکل دهی محیطی سالم برای زندگی انسان اهمیت پیدا میکند. معماری آینده علاوه بر ایجاد ارتقا کیفیت فضایی معماری به دنبال کیفیتهای زیست محیطی برای انسان و طبیعت خواهد بود و این دو در کنار هم شرایطی را میتوانند فراهم کند که کمترین صدمه به انسان و زمین بخورد.

ارتباط معماری و شهرسازی پایدار با طبیعت را چگونه ارزیابی می کنید ؟

معماری و شهر برای انسان قبل مدرن، نتیجه محدودیتهای اقلیمی وساز های از طرفی و باورهای فرهنگی از طرف دیگر بوده.

آنچه محیط شهر و معماری در گذشته بوده برخاسته از بستر و محیط طبیعی آن منطقه بوده. عاملی که باعث شده بود معماران گذشته خود را محدود به متریال های سازگار با محیط اثر نمایند.با سرعت گرفتن رشد و توسعه در شهرها سازگاری محیطی با طبیعت اهمیت کمتری پیدا کرد و اشتباهات زیادی نسبت به آلودگی طبیعت در شهرها و روستاها صورت گرفت که باعث شد جهان تامل بیشتری نسبت به این مغوله انجام دهد. زمان بازنگری در اصول برخورد با طبیعت در معماری با هدف، رفع ایراداتی که همگی مربوط به رشد سریع شهرها و جمعیت بوده رسیده. معماری پایدار در جهت رسیدن به اهداف زیر می تواند نقش زیادی داشته باشد:

1: اهمیت دادن کاربرد مصالح در زمان تولید و یا بعد از آن به گونه های که با محیط خود همگن باشد، حداقل استفاده از انرژ یهای سوختی و حداکثر به کارگیری انرژ یهای طبیعی.در این راستا معماری پایدار استفاده حداکثر از تکنولوژی را در جهت رسیدن به همخوانی با طبیعت خواهد کرد.همخوانی با طبیعت را در یک کل باید بررسی کرد و این موضوع در شهرفراتر از مجموعه ای از ساختما نهای منفرد می شود.

تلاش در جهت رسیدن به یکپارچگی بین طبیعت و شهر نیازمند سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های کلان مدیریتی خواهد بود که باید از

کل به جز در شهر ها و محی طهای انسانی اعمال گردد. با توجه به اینکه ما در کار حرفه ای خود زمانی با سایت پروژه رو به رو

می شویم، که تصمیمات زیادی راجع به قوانین شهری و فضای پر وخالی نسبت به سایت پروژه گرفته شده و معمار در عمل تصمیم گیرنده جز در عوامل محیطی مثل رابطه ساختمان و شهر خواهد بود.در این شرایط معمار باید بر اساس پیش فرضهایی که از قبل دیکته شده، طراحی خود را انجام دهد. در جهت رسیدن به یک شهر پایدار تمامی افراد باید خود را سهیم در ایجاد ارتباط درست با طبیعت بدانند.

در این جهت، قبل از هر چیز باید نگاهی دوباره به قوانین شهری بشود تا یک ایده یکپارچه در شهر و فضاهای معماری اتفاق بیفتد.

معماران که طراحی بخش دانه های شهری را به عهده دارند می توانند تعریف کننده الگوهای نوینی از ارتباط بین ساختمان و طبیعت را فراهم نمایند. در این راستا دفتر ما نیز کوشش می کند تا بتواند علی رغم محدودیت های قوانین شهرداری و شهرسازی الگوهایی را در این جهت به وجود بیاورد. که این تلاش می تواند به شرح زیر دسته بندی شود:

۱ ارائه راه حل هایی جهت گردش هوایی و نوردهی در پروژه های آپارتمانی  مسکونی که میان دو یا سه ساختمان دیگر قرار گرفته اند و

اکثرا از یک ضلع تهویه یا نورگیری دارند )دیاگرام 1 و شکل شماره 2 (.استفاده از متریا لهای بومی و پایدار در شکل دهی فضاهای بیرونی و درونی ساختمان و ترکیب آن با فضای سبز )شکل شماره 3 و دیاگرام  3 ) ادغام فضای سبز در سازماندهی فضایی پروژه به عنوان یک بخش کلیدی در ساختمان های مسکونی )شکل شماره 5 و 6 و 7)

ارتباط پایداری با زیبایی و آسایش را چگونه می بینید ؟ آیا با هم درتناقض هستند؟

من منظور این سوال را نمی فهمم.








چاپ