نقش رسانه در بازآفرینی معماری ایرانی

احمد زهادی

 

۱)

نشریه معماری و ساختمان در آستانهی ده سالگی فعالیت خود قرار دارد. در این یک دهه همواره تلاش کردیم که با ایدهسازی و تبدیل این رسانه به ابزار اثرگذار در میان

معماران، طراحان و مهندسان کشور، به زعم خود فضای تاریخی معماری کشور را در پیوند با الگوها و رویکردهای مدرن تببین کرده و مجله را به حلقهی ارتباطی و هم

اندیشی معماران ایرانی و خارجی تبدیل کنیم. به سخن دیگر اهتمام ما بر این بود که به بازآفرینی معماری ایرانی و زیباییشناسی تاریخی آن امکان بروز و ظهور بدهیم.

نگاهی به شمارههای گذشته مجله بیانگر این حقیقت است که شمار کثیری از صاحب نظران، اساتید دانشگاهها و دانشجویان رشتههای مرتبط با معماری و شهرسازی با

مجله همکاری کرده و دیدگاهها و نقدهای خود را در این نشریه منعکس کردهاند. ضمن اینکه چند سال پس از راهاندازی مجله معماری و ساختمان، نشریه 2A را  نیز در

امارات متحده عربی با گسترهی توزیع بینالمللی منتشر کردیم که مکمل این زنجیرهی تاثیرگذاری و ارتباط متقابل با معماران جهان بوده و هست. انگیزه و هدف ما از

آغاز انتشار نشریه این بود که در حد توان خود به شکلگیری گفتوگویی موثر و جمعی در فضای معماری کشور کمک کنیم و چشمانداز آینده را نیز بر بنیان همین

سویههای خرد جمعی ترسیم نماییم. از سوی دیگر دنبال پاسخ به این پرسش بودهایم که اینکه چه اتفاقی افتاده که سامانه کارکردی، کالبدی و سازهای بخش عمدهای از

بناهای کشور فاقد ارزشهای معمارانه است. هر نشریهای که به صورت تخصصی به مباحث معماری بپردازد - خوشبختانه طی سالیان گذشته این روند در سطح نشریات

حرفهای کشور تشدید شده است - به ناگزیر باید ضمن طرح پرسش، پاسخ های متناسب با وضعیت موجود را نیز جست و جو کند. از این رو ما فقط پرسشگر نبودهایم

بلکه از طریق شکل دادن به مواجههای منطقی و انتقادی تلاش کردهایم که به پاسخهای روشن و فراگیر نیز برسیم. به گفته اسکار نیمایر، معمار بزرگ برزیلی که پاییز

امسال درگذشت، معماری باید بتواند شادی و نشاط را به فضاهای زیست بشری منتقل کند. در همین کشور خودمان، معمارانی که عناصر معمارانه را در بناهایی مانند

عالیقاپو بهکار گرفتند به درستی میدانستند و میتوانستند که عنصر شادمانی را در بنا بگنجانند. تردیدی وجود ندارد که فضای ضد معماری شهرها میتواند همچون

عامل افسردگی و روانپریشی شهروندان قلمداد شود. پس نهادهای مرتبط با ساخت و ساز و معماری جدای از نقش آفرینی در خلق بناها و فضاها، در واقع عامل بهوجود

آورندهی محیط روانی مطلوب در زیستگاههای انسانی نیز هستند و اگر این مطلوبیت حاصل نشود بدیهی است که سویه منفی آن بروز خواهد کرد.

۲)

امسال سومين مسابقهی طراحي و معماری نما همزمان با پنجمين جايزهی معماري داخلي برگزار شد. رويكرد مجله از برگزاری چنين مسابقههايی جهتدهي و هدايت

جريانی است كه امروزه ساختار نماها و معماریهای داخلي در سطح كشور و بخصوص پايتخت از آن تبعيت میكنند. جرياني كه بايد بجای چندگانگی از ويژگیها و

خصوصيات واحدی برخوردار باشد.

برای دستيابی به چنين رويكردی ما اين لايه يعني نما را از سه زاويه بررسی كرديم:

۱- لايهی نما به عنوان ساختار ساختمان، سازه و مهندسی

۲- لايهی نما به عنوان پلی برای نفوذ اتمسفر بيرون به درون و بالعكس

3- لايهی نما به عنوان ” (Facade).فاساد يعنی لايهای كه ساختمان را تبديل به معماری میكند و تاثير طراحی معماری و حجم در آن متجلی میشود.

بايد اذعان داشت كه رويكرد شاخص مسابقهي طراحی و معماری نما بر مورد سوم يعنی فاسادمتمركز بود و تمامي زوايای مورد نظر به همراه شرايط حاكم بر جامعه

و محدوديتها و تبع فرهنگی رايج، به استحضار هيات داوران رسيد و مبناي داوري ايشان قرار گرفت. موارد ياد شده اصول و مبناهايی بودند كه دبيرخانهی

برگزاركنندهی مسابقه با درنظر گرفتن تمامی جوانب، به طور مشخص و بدون ابهام بيان كرده بود و به وضوح در اساسنامهی مسابقه كه در شمارهی ۲۹ مجلهی

معماری و ساختمان به چاپ رسيد، عنوان شده بود. اساسنامهای كه هيچگونه جای ابهامی برای مخاطبان، به عنوان اشخاصی كه بر اساس آن طراحی كردهاند و داوران،

به عنوان كسانی كه بر اساس آن سنجيدهاند، باقی نگذاشته است و آنچنان روشن و مشخص است كه نمايانكنندهي يك برنامهريزي قوي به عنوان پيش زمينهی

شكلگيریاش می باشد. برگزاری مراسم داوری دقيقا در روز اعلام شده در هر پنج دورهی مسابقه سندی برای اثبات چنين برنامه ريزی درست و مستحكمی است.

اميد است با برگزاري چنين مسابقاتی توسط مجلات تخصصي و يا تحت نظارت كامل آنها، قادر به تبيين يك الگوی طراحي باشيم و تا جايی پيش رويم كه در سطح

بينالمللی حرفی برای گفتن داشته باشيم. چراكه همان گونه كه پيشينيانمان توانستند ما نيز میتوانيم.


چاپ