سرمقاله

نما، صورت ساختمان

نگار کلانتر مهرجردی

 

در فاصله میان درون بنا و خارج آن لایهای به عنوان نمای ساختمان با هدف تأمین امنیت، حفاظت ساکنین از شرایط بد جوی و تعیین حدود مالکیت ایجاد میگردد. این

لایه علاوه بر کارکردهای زیباشناسانه از نقطه نظر فرهنگی، اجتماعی و هویت بخشی به محیطهای زیستی نیز واجد اهمیت است.

به گواه تاریخ، نما بیش از سایر اجزای ساختمان مورد توجه قرار گرفته و قرنهاست که توان طراحانه معماران صرف خلق ظاهری متناسب برای بناها میگردد، اما در

دهههای اخیر به صورت بیسابقهای به این لایه توجه شده است. مرور سریع معماری معاصر مبین به چالش کشیدن تصورات سنتی از نما، به کارگیری مصالح نوین و

تکنولوژیهای هوشمند است. در این بررسی آنچه که بیش از همه جلب توجه مینماید تنوع قابل ملاحظه بناها و نماهای آنهاست که بیانگر تلاش و جستجوی معماران

برای داشتن بیان شخصی است.

در عصر ارتباطات و هجوم تصاویر رنگی پر زرق و برق و جذاب، ساختمانها به تدریج از LED، نئون و صفحات نمایشگر غول پیکر پوشیده میشوند تا در هر لحظه

چهره متفاوتی از خود به نمایش بگذارند. طراحان این ساختمانها اصرار میورزند که تغییرات جهان معاصر را پذیرفتهاند و پایاپای تحولات تکنولوژی خواهان گسترش

مرزهای طراحیاند و با خدمت گرفتن تجربیات جدید تفاوت چندانی میان طراحی معماری و طراحی مد قائل نیستند. در مقابل گروهی از معماران با بکارگیری مواد طبیعی

و با تأکید بر کیفیت مصالح، تناسبات و نفاست اجرا سعی در اثبات حضور فیزیکی بنا در این دنیای مجازی دارند.

یکی از علل توجه مضاعف به نمای ساختمان در سالهای گذشته، بدون شک مربوط به اهمیت پوسته ساختمان در میزان مصرف انرژی است. امروزه بناهایی با قابلیت

پاسخگویی به تغییرات بیرونی و ارتقاء شرایط آسایش درونی بنا، در نماهای خود از بازشوهای قابل کنترل، سایبانهای متحرک و سطوح چند لایه ای استفاده میکنند که

به راحتی از سایر انواع ساختمانها قابل تشخیصاند که با ورود مصالح هوشمند به تدریج از ظاهر متفاوت آنها کاسته میشود. در این گونه بناها با وجود تحول در

شکل، اندازه و قابلیتهای فنی ابزارهای کنترلکننده نما، همچنان نحوه ارتباط درون و بیرون ساختمان و نقش محوری لایه واسط میان این دو از اهمیت برخوردار است.

تاریخ تحولات لایه واسطه میان درون و بیرون ساختمان، تاریخی به گستردگی کل تاریخ معماری دارد. شیوه باز نمود درون بنا در هیأت بیرونی آن و تأثیر صورتبندی

پوسته ساختمان بر نحوه ادراک فضای داخلی، از فراز و فرودهای بسیاری برخوردار بوده است1. این لایه گاه به عنوان لایه ای صرفاً تزئیناتی، مستقل و غیر وابسته به

عملکردهای درونی در نظر گرفته شده و همزمان با خلق ایده معمارانه شکل نگرفته است و حتی گاهی زودتر از خود بنا طراحی و اجراء و یا بعد از اتمام آن روی آن

کشیده شده است. در این حالت نمای ساختمان همچون صحنه تئاتر و یا صفحه تبلیغاتی است که سایر اجزا بنا در پشت آن پنهان شدهاند و هدفی جز افزایش جلب توجه به

بنا و یا بازاریابی منطقهای ندارد.

در مخالفت با چنین رویکردی، معماري مدرن خواهان بروز صریح و روشن عملکردها و فعالیتهای درونی بنا در نمای ساختمان شد و بر این نکته اصرار ورزید که

شکل بیرونی بنا باید نتیجه شکل درونی آن باشد و خواهان تعامل میان فرم/ عملکرد و بیرون/ درون ساختمان شد. تلاش معماران مدرن آن بود که معماری را چنان که

هست و ساخته میشود به دیده بیاورند. امروزه به چنین نگرشی نیز به دیده تردید نگاه میشود. حتی برای پیشگامان معماری مدرن  نیز پایبند بودن به حقیقت درونی بنا

در هنگام طراحی پوسته بیرونی آن امر سادهای نبود. معماری مدرن رها از الزامات سازهای توجه خود را صرف خلق فضاهای انعطافپذیر نمود و بدنبال تحقق این ایده

بود که داخل بنا بتواند در طول عمر یک ساختمان پذیرای کاربریهای متفاوتی باشد ( ایدهی پلان آزاد ). تردید نسبت به ایدهآل معماری مدرن در مورد نمای ساختمان با

این پرسش آغاز شد که چگونه یک نما میتواند بیانگر درونی باشد که احتمال تغییر آن هر لحظه وجود دارد. علاوه بر این معماری مدرن مجبور به خلق فضاهای بزرگی

چون سینماها، انبارها، سالنهای ورزشی و فروشگاههای بزرگ بود که از یک طرف به واسطه بزرگی ابعاد آنها امکان باز نمود درونشان بر لایه بیرونی بنا وجود

نداشت و از طرف دیگر به واسطه مشخصات فضای درونی آنها برقراری حداقل ارتباط میان درون و بیرون آنها ضروری بود. امروزه نیز با ارتقاء استانداردها و

معیارهای عایق بندی و افزایش الزامات تکنیکی گاه باز نمایی داخل ساختمان امری غیر ممکن است.

به هر روی نمای ساختمان برآیند تعامل نیروهای متعددی است که از داخل و خارج اعمال میشوند و بدون کنش و واکنش این نیروها پوسته خارجی بنا از انجام وظایف

اصلی خود ناتوان است. در بررسی و ارزیابی نما، علاوه بر تبیین نحوه ارتباط درون و بیرون بنا، می توان آن را از چهار جنبه عملکرد، ساختار، فرم و نحوه

پاسخگویی به مسائل اقلیمی نیز مورد سنجش قرار دارد. به عنوان مثال میتوان عملکرد اصلی نمای ساختمان و چگونگی تحقق توقعات مورد انتظار از نما را مطالعه

کرد و یا اجزاء اصلی و فرعی نما را دستهبندی کرده و نحوه همنشینی آنها را به صورت جداگانه تحلیل نمود و یا اینکه از شکل، فرم و ارتباط بصری مابین عناصر نما

سؤال نمود و یا نحوه برخورد نمای ساختمان با مسائل زیست محیطی (در تمام مراحل ساخت، بهرهبرداری و تخریب بنا) را مورد بررسی قرار داد.

به واسطه اهمیت موضوع نما مجله امعماری و ساختمانب با اعلام فراخوان به جامعه معماری کشورمان و دعوت از کارشناسان ایرانی و غیر ایرانی اقدام به برگزاری

دومین مسابقه جایزه طراحی و معماری نماب نمود که همچون اولین دوره این مسابقه مورد توجه معماران حرفهای و دانشگاهی قرار گرفت. در این دوره از مسابقه با

هدف ارتقاء دانش حرفهای شرکتکنندگان و تبادل آراء و افکار ما بین اهل حرفه، برای نخستین بار اکارگاه آموزشی و سمینار طراحی و معماری نما از منظر شهریب نیز

برگزار شد. که گزارش آن به همراه اسامی برندگان و آثار منتخب هیئت داوران در این شماره مجله منتشر گردیده است. علاوه بر این، در مجله بینالمللی 2A نیز

گزارش این مسابقه به چاپ خواهد رسید.

           





چاپ