ایران و افغانستان؛ معماری مشترک فراسوی تفاوتها

احمد زهادی

Iran and Afghanistan, Common Architecture Beyond the Differnt

Ahmad Zohadi

سرمقاله شماره 31 فصلنامه معماری و ساختمان

Afghanistan, the neighboring Muslim country, which speaks the same language and has unique tradition, customs, history, culture and spiritual values, and most importantly with its kind, cordial and spiritual people have not been adequately studied nor focused on as it should, at international level due to its political problems and continuous wars in the past 40 years. These are the sufficient reasons among others that we decided to dedicate an issue specifically to Afghanistan, with the hope to re-introduce and present various social, traditional, cultural and spiritual and specially the architectural aspects of this often internationally unknown and less discovered but rich, friendly and unique Country.

افغانستان، کشور همسایه و همزبان ما ایرانیان است که از دیرباز مناسبات تاریخی و فرهنگی گسترده ای با هم داشته ایم. در واقع جدای از عناصر و تعلقات مشترک دینی و آیینی، زمینه های همگرایی در کشور همواره وجود داشته تا جایی که مقاطعی از تاریخ مشترک دو کشور را نمی توان به گونه یی منفک از دیگری بازخوانی کرد. افغانستان، کشوری است که مردمانش سرشار از مهر و محبت و عاطفه و صمیمیت و معرفت و معنویت اند و همین کافی است تا خود را بر آن داریم که هرچند کوتاه و مختصر، در فرصتی که به وجود آمده به زمینه های شکل گیری فرهنگ و معماری مشترک میان دو کشور بپردازیم. به این امید که بتوانیم راهگشای تحقیقات و پژوهشهای هرچه بیشتر در این زمینه باشیم که خلاء منابع و مراجع قابل استناد در آن به شدت احساس می شود. در برخی از شماره های مجله ی معماری و ساختمان، رویکرد اصلی ما تبیین هویت فرهنگی کشورهای همسایه بوده که عبارت است از بررسی تاریخ، گروههای نژادی، دین و سنت، باورها و آداب و رسوم. در شماره پیشین مجله نیز به بررسی هویت فرهنگی ایران و هند پرداختیم. بنابرین در این شماره بر آن شدم تا این رویکرد را در خصوص افغانستان پیگیری کنم و با این محوریت مشخص، همکاران، هیات علمی و نویسندگان مجله و همچنین نویسندگان مهمان، مقالاتی را تهیه و ارائه کرده اند. به امید آنکه روزنه ای هر چند کوچك به فرداهای پایدار بگشایند. جمعیت افغانستان بیش از ۳۰ ملیون نفر است که به طور تقریبی ۲ ملیون نفر از آنها در ایران و ۲/ ۵ تا ۳ ملیون نفر نیز در پاکستان و تعدادی از کشورهای اروپایی و اسکاندیناوی زندگی می کنند که دارای سه گروه اصلی نژادی تاجيك، پشتو و ازبك هستند که هريك به شاخه های مختلفی تقسیم بندی می شوند. مردم افغانستان با وجود تفاوت در سنتها، باورها و آداب و رسوم از منطقه ای به منطقهی دیگر، شباهت هایی نیز با ایران دارند که نوروز، چهارشنبه سوری و سیزده بدر از جمله ی آنهاست. زندگی قبیلهای افغانها با تاجگذاری احمدشاه دورانی در سال ۱۷۴۷ در شهر قندهار رنگ و بوی دولتی و درباری به خود گرفت و این برای نخستین بار بود که نام افغانستان به عنوان سرزمین افغان ها در بین ملل جهان شناخته شد؛ سرزمینی که معیشت جامعه ی شهرنشین اش از طریق تجارت داخلی و خارجی تامین می شود و جامعه ی روستایی اش هنوز هم به واسطه ی دامداری و کشاورزی سنتی و صنایع دستی که عمدتا شامل قالی و گلیم است امرار معاش می کنند.

و اما الگوهای مشترک معماری دو کشور نیز در جای خود تامل برانگیز است چنانکه در شهرهای تاریخی کابل، مزارشریف، غزنه و هرات می توان نشانه های تاثیر پذیری از دوره های مختلف معماری ایران و منطقه اسلامی را مشاهده کرد. به عنوان مثال معماری مسجد جامع هرات نمونه ای برجسته از تزئینات اسلامی، خشت کاریهای غوری متعلق به سده دوازدهم میلادی تا کاشیکاری های تیموری متعلق به سده پانزدهم و شانزدهم میلادی است. در غزنه نیز دو منار بلند که یادگار دوره غزنویان است به روشنی حاکی از سنت عمیقا اسلامی معماری در این کشور است هر دو منار از خشت پخته و در بالای پلان یک ستاره هشت ضلعی پدید آمده اند. در همین شهر غزنه، قصر موسوم به مسعود سوم نیز شکوه معمارانه غریبی دارد. در این بنا تزئینات باشکوه، از خشت پخته و گچ، با رنگ های روشن رنگ آمیزی شده و نقش های هندسی و متن های فارسی حکاکی شده نشانگر عظمت کار معماران افغانی در دوره های گوناگون تاریخی است. لایه ی دیگر معماری افغانستان را نیز باید در سنت شرقی، معابد بودایی و زیبایی شناسی آن دنبال کرد. البته همچون بسیاری از کشورهای شرقی که میراث معماری شان را فرهنگ غرب به تاراج برده، هویت معماری افغانستان نیز از گزند این تاراج در امان نبوده است و ما برآنیم تا در این مجال اندك به با زنده سازی ارزشهای هویتی، فرهنگی و معماری این کشور بپردازیم تا بتوانیم زمینه را برای نیل به هدف اصلی خویش که همانا آشتی دادن گذشته، حال و آینده است، هموار کنیم. ضمنا همین جا یادآوری می کنم که موضوع شماره ی بعد مجله ” گزارش و ارائه ی پروژه های شرکت کننده در پنجمین جایزه ی معماری داخلی ایران و سومین جایزه ی طراحی و معماری نما خواهد بود.