باغ اعتماد – باغ مائده های زمینی 

فیروز فیروز

مهندس فیروز فيروز متولد سال ۱۳۳۳، از دانشگاه برات نیویورک در رشته معماری در سال ۱۳۶۳ فارغ التحصیل شد. او با ويتوربو جورجینی در سازه های کششی و Hyper Structure در پروژه های مختلف (Genesis و…) همکاری نزدیک داشته است. در سال ۱۳۶۴ دفتر اهری و فیروز را | در نیویورک تاسیس نمود. برخی کارهای انجام شده در این دفتر بین سالهای ۶۷ – ۱۳۶۵ دو بار در مجله نیویورک تایمز به چاپ رسید و این دفتر برای طراحی ساختمان یک مسجد در جده عربستان موفق به کسب جایزه اول مجله بین المللی معمار از سوی بنیاد آقاخان گردید پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۷۰ دفتر فیروز و همکاران را تاسیس نمود. از آن سال به بعد در مباحث مختلف مانند مرمت، بازسازی و نیز طراحی و نظارت خانه های مسکونی، ویلایی، اداری، تجاری و موزه مشغول به کار بوده است. پروژه ” دوخانه برای دو دوست در گنبد، رتبه اول جایزه بزرگ معمار در سال ۸۰ را نصيب او نمود. او در دانشکده معماری دانشگاه آزاد شیراز سال ۸۵ – ۱۳۸۴ تدریس نموده است.

باغ دماوند واقع شده در روستای احمدآباد از توابع شهرستان دماوند در شرق تهران در منطقه ای زیبا و خوش آب و هوا و نسبتا سرد، در دامنه ی کوههای البرز قرار دارد، باغ – ویلایی به مساحت تقریبی ۸۰۰۰ متر مربع است. این باغ در گذشته وسعت بیشتری داشته ولی بعدها بخشی از آن جدا شده و به دیگری واگذار شده است. کار بازسازی این باغ در پاییز ۱۳۸۹ به دفتر فیروز فيروز و همکاران سپرده شد. رویکرد اصلی در بازسازی این باغ، حداقل ممکن تغییرات در وضع موجود بوده است. ساختمانها و تأسیسات موجود در باغ که با توجه به شکل و وضع زمین در گذشته سامان گرفته اند، حفظ شده اند و با توجه به طرح بازسازی بعضا کاربری های جدیدی نیز به خود پذیرفته اند. این ها، به عنوان کالبدی که دربردارنده ی خاطرات است، برای مالک باغ دارای ارزش ذهنی و معنایی اند. در عین حال طراحی باغ با توجه به ویژگیهای باغ سازی ایرانی و بر اساس ایده ی بازآفرینی باغ ایرانی انجام شده است. هنرمندان و پژوهشگران بسیاری تاکنون مجذوب رمز و رازهای باغ ایرانی شده، دربارهی آن نوشته اند و به بازآفرینی آن در آثارشان پرداخته اند. در این بازآفرینیها بیش از هر چیز به هندسه ی نمادین باغ ایرانی که به طرح چهارباغ” معروف است و همچنین به برخی از نقش های نمادین آب و درخت در باغ توجه شده است، چهارباغ، تصویر نمادینی از جهان اسطوره ای است که در آن دریایی در مرکز جهان قرار دارد و دو رود متقاطع که در این دریا به هم می پیوندند، جهان را به چهار بخش تقسیم می کنند (111: 0000,Moghtader).

اگرچه این طرح به عنوان جوهره ی باغ ایرانی شناخته شده و مشهور است، ولی اینکه تکیه بر این ایده تا چه میزان می تواند در بازآفرینی فضای باغ ایرانی نقش ایفا کند، پرسشی است که ما را به مطالعه ی دوباره باغ سازی ایرانی و شناخت ارکان آن دعوت می کند. چرا | که در معماری ما به خلق فضا می پردازیم نه پلان. توجه ایرانیان به این مهم در معماری و بخصوص معماری دورهی اسلامی کاملا مشهود است. فریار جواهریان این مطلب را | این گونه توضیح می دهد: «در معماری ایرانی… جرزهای عظیم دیوارها در نقشه های برداشت شده، هیچ گاه دقیق و مرتب نیستند. گنبدهایی که از داخل، کاربندی بسیار زیبا | دارند و حفره ای در مرکز آن نور داخلی فضا را تأمین می کند و با نهایت ظرافت به جزئیات آن پرداخته شده است، از بیرون با کاهگلی زمخت به شکلی نامنظم پوشانده شده اند…| برای ما مسلمانان آن منظره درونی اهمیت دارد، و هیچ گاه قرار نبوده کسی این جرزها | را اندازه گیری کند یا آن گنبدها را از آسمان نگاه کند. همان طور که قرار نبوده هیچ گاه | تصویر باغ از آسمان دیده شود.» (جواهریان، ۱۳۸۳: ۲۰ و ۱۹) بعلاوه، ایده ی چهارباغ نمی تواند تداوم یک شیوه ی باغ سازی در ایران را در طی چندین قرن در قبل و بعد از اسلام توجیه کند. زیرا زمانی که باورها می میرند و به فراموشی سپرده می شوند، نمادها به سختی می توانند دوام بیاورند و باقی بمانند. به این ترتیب طراحی باغ دماوند بهانه ای برای مرور دوبارهی باغ سازی ایرانی، کشف جوهر درونی باغ و ارزش ها و کیفیات نهفته در آن شد. بدون شک مفاهیم و ویژگی های دیگری در شکل گیری و دوام باغ ایرانی دخیل بوده اند. در ادامه به مهم ترین های آنها که در طراحی باغ دماوند نیز مورد توجه قرار گرفته اند اشاره می شود.

آب

آب از ارکان اصلی هر باغ است. اما در باغ ایرانی مانند دیگر عناصر طبیعی، هم نمادین و هم سود رسان است. در باغ دماوند آب به صورت حوض، استخر و جوی های آب در محورها و در اطراف کرتها به چشم می خورد. این آب، از چشمه ای در نزدیکی باغ و یک حلقه چاه در داخل باغ تأمین می شود. باغ دماوند هر ده روز، به مدت دوازده ساعت از آب این چشمه سیراب می شود. آب به عنوان مظهر پاکی و سرچشمه حیات از زمان باستان در ایران مورد احترام و ستایش بوده است. آناهیتا، رب النوع آب، در ادیان باستانی ایران مورد ستایش بوده و در دوران ساسانی و در دین زرتشت نیز این ستایش و تقدیس آب به گونه ای دیگر ادامه می یابد. در این دوران، آب پس از آتش مقدس ترین عنصر طبیعی بوده است. در اوستا آمده: «ما به سرچشمه های آب، درود میفرستیم و به گذرهای آب… و به کوههایی که از بالای آنها آب روان است… و به دریاچه ها و استخرها… و به مزارع گندم سودبخش درود میفرستیم.» (شاهچراغی، ۱۳۸۹: ۱۰۰) در این زمان به ویژه آب روان و چشمه های جوشان از ارزش و احترام خاصی برخوردار بوده اند و آتشکده ها و بناهای مهم آن دوران در مقابل چشمه ها و دریاچه های جوشان استقرار مییافته اند. پس از ظهور اسلام هم آب صورت تمثیلی خود را به عنوان نماد خلوص و پاکی در باورهای ایرانی حفظ کرده است. میشل فوکو در مقاله ای با عنوان «دگر جاها» می نویسد:

«باغ تاریخی ایرانیان، فضایی مقدس بود که در گستره ی چهارگوش خود چهار تکه ی دنیا را جا میداد، همراه با فضایی مقدس تر از چهار گوشه که حکم مرکز و کانون دنیا را داشت (آن جایی که حوض و جوی آب گرد | هم می آیند… و تمام گیاهان باغ از این جهان کوچک» به یک میزان بهره مند میشدند…» (1967 ,Foucault) در باغ دماوند، بر روی محور اصلی و در مرکز باغ، حوضی مربع شکل طراحی شده است که فضایی کوچک را در اطراف خود تعریف می کند. این حوض «چشم خدا» در باغ، و این فضا محل حضور نمادین آب و ادای احترامی به باورهای عمیق ایرانیان و ستایش و عشق همیشگیشان نسبت به آن است. از سوی دیگر نظام آب در باغ ایرانی نظام پیشرفته و دقیقی است که وظیفه ی آبرسانی به قسمتهای مختلف باغ و آبیاری گیاهان، ذخیرهی آب برای مواقع کم آبی، نمایش آب و تلطیف فضا را همزمان انجام میدهد. | جوی های آب در محور مسیرها و جاری در پای درختان، هم به تقسیم و هدایت آب میپردازند و هم آن را به صورت های مختلف به نمایش در می آورند، بنابراین «جوی» در باغ سازی ایرانی نقشی پررنگ دارد. در باغ دماوند از همان روش سنتی آبیاری در باغ ایرانی استفاده میشود. در این روش کرتها به صورت «غرق آبی» آبیاری می شوند اما در محور اصلی، آب به صورت دائمی در پای درختان روان است. منظرهی خیابان اصلی باغ، که خیابانی متقارن با دو جوی آب در دو سمت آن در پای ردیف منظم درختان است، منظرهای ایرانی است که امروز در خیابان ها و شهرهای ایران هم بسیار دیده میشود.

محور اصلی استخوان بندی اصلی باغ دماوند را یک محور اصلی طولی شکل میدهد که دو ورودی شرقی و غربی را در دو انتهای باغ به هم متصل می کند. این محور، وحدت درونی و انسجام ساختار باغ را تضمین می کند. ورودی غربی باغ که پیش از این به دسترسی سواره اختصاص داشته، محدود به یک دسترسی پیاده خصوصی شده است. با ورود از در غربی به سکویی که محوطه ساختمان اصلی، چنار تنومند روبروی آن و استخر را در برمی گیرد قدم می گذاریم. این محوطه که خصوصی ترین فضای باغ است، در بالاترین نقطه آن واقع شده و به کل باغ اشراف دارد. با پایین آمدن از این سکو، حرکت در مسیر اصلی و نیز گذشتن از میان کرتهای میوه درک ملموسی از فضای باغ شکل می گیرد. | ورودی دیگر باغ در انتهای شرقی این مسیر، به دسترسی سواره و پیاده اختصاص دارد. در مسیر فرعی شمالی- جنوبی در طول باغ، دسترسی به ساختمان های فرعی و فضاهای پشتیبانی مثل سرایداری، گلخانه و پارکینگ را ممکن می سازند.

دیوار باغ

باغ ایرانی محصور است. با دیوارهایی بلند که آرامش درون آن را از هیاهوی جهان پیرامون جدا می کند. «دیوار باغ مرزی است بین طبیعت و انسان، عادی و فوق العاده، بیرون و درون، آشکار و پنهان، مجاز و غیر مجاز، و در نهایت بین فضای عمومی و فضای خصوصی اندرون.» (68 :Porter این دیوار در باغ دماوند حضوری قاطع، صریح و پررنگ دارد. قاب بندی های آجری در همنشینی با سطوح کاهگلی، در عین هماهنگی با زمینه ی روستایی باغ، بافتی ریتمیک به آن داده اند که حضور آن را در سرتاسر محدوده ی باغ به رخ می کشد.

ساختار و هندسه ی باغ

گستره ی چهارگوش: باغ دماوند زمینی با ابعاد نامنظم و کشیدگی شرقی- غربی دارد. بر مرزهای این محدوده با کاشت ردیف درختان تبریزی در چهار کنج باغ تأکید شده است. چهار کنج، نمادی از شکل مستطیلی باغ ایرانی است. چهارگوشی که بدون توجه به اقتضای شکل محیط، توپوگرافی، یا سایر موانع، گستره اصلی باغ ایرانی را تشکیل میدهد و در تقسیمات ریزتر و فرعی هم استفاده می شود. | چهارگوش پیش از هر چیز شکلی است منظم. این نظم، نماد حضور و تسلط انسان است و طبیعت رام شده و باز آفریده شده توسط او را از طبیعت بکر و ناشناخته متمایز می کند. در اینجا تأکید بر این چهار گوش به سبب معانی نمادینی است که در بردارد. چهارگوش، گستره ای مادی و جسمانی است. نماد «انسان» و «طبیعت» است، در مقابل دایره که نماد «الهی» و «آسمانی» است.

منظره پردازی و فضاسازی

شکل و هندسه ی باغ، استقرار بناها و رابطه ی معماری و باغ، منظره پردازی، سلسله مراتب فضایی و سیستم آبرسانی و نحوهی کاشت، همه یکپارچگی و وحدت را در ساختار باغ منعکس می کنند. ولی این ساختار و نظم صریح که کلیت باغ را شکل می دهد، در طراحی جزء فضاها، جای خود را به گوناگونی و تنوع میدهد که نشان از طبیعت گرایی باغ ایرانی دارد. منظره اصلی باغ ایرانی پرسپکتیوی عمیق و یک نقطه ای بر روی محور اصلی است که انسان را به تأمل و تمرکز فرامیخواند و آرامشی را در درون او به وجود می آورد. در این محور، تنوع به حداقل می رسد و توجه به معانی پنهان در ورای زیبایی طبیعت جلب می شود. این منظره، دربردارنده ی حس معنویتی است که در تک تک اجزاء باغ ایرانی حضور دارد. تجربه تماشا، تجربه ای ست که در بطن رابطه متقابل کوشک و باغ اتفاق می افتد. این تجربه در باغ دماوند، با یکی شدن منظره ی باغ با منظرهی کوههای اطراف، غنی تر می شود. در اینجا ساختمان اصلی در محور باغ قرار نگرفته ولی شیب زمین و طرح کاشت به گونه ای است که از ایوان اصلی ساختمان تا کوههای دوردست را میتوان تماشا کرد.

گیاه

گیاه در باغ ایرانی حضوری دوگانه دارد. حضوری نمادین برگرفته از تقدس درخت در فرهنگ ایران کهن و اعتقاد به «درخت زندگی» | در افسانه های ایران باستان، به عنوان درختی که مظهر نابودی بدیها و شفای دردها بوده است (شاهچراغی، ۱۳۸۹: ۱۰۶) و حضوری طبیعی که طراوت، سودمندی و زیبایی را به همراه می آورد. در ایران گیاهان خاصی مقدس شمرده می شدند و یا نماد و نشانه ی مفهوم خاصی بودند، درختان همیشه سبز مثل سرو و کاج نماد بی مرگی و جاودانگی، انار به دلیل دانه های زیاد نشان زایش و باروری (جوادی، ۱۳۹۰) و چنار نشانه ی قدرت، عظمت و نیروی جوانی (بهار، ۱۳۷۷) است. همچنین «برحسب منطقه و جغرافیا درختانی مثل بید، گز و بلوط محترم شمرده می شدند و به آنان دخیل می بستند.» 

به علاوه در فرهنگ ایرانی درختان کهن از ارزش و احترام خاصی برخوردارند. در باغ دماوند استفاده از درختان سرو در محور اصلی، و توجه خاص به | درختان قدیمی به عنوان نشانه های ارزشمند موجود، بازتابی از احترام به باورهای ایرانی درباره درخت و گیاه است. درخت چنار زیبایی که در محور دید اصلی باغ قرار گرفته، و دو درخت تنومند گردو، که دو انتهای محور فرعی را مشخص می کنند، از جمله درختان نشانه ای در باغ هستند، باغ ایرانی باغ میوه است. درختان میوه مثل سیب، گردو، هلو، گلابی، آلبالو و… درختان اصلی باغ دماوند هستند. گرچه گیاهان مختلف به دلایلی مثل زیبایی، سایه اندازی، عطر و بوی خوش، و یا به شکلی معمارانه مثلا برای تعریف کریدور دید یا به عنوان بادشکن، در باغ ایرانی مورد استفاده قرار می گیرند، اما حجم سبز اصلی باغ را درختان مثمر تشکیل میدهند. ریشه ی آن را هم باید در باورهای کهن ایرانیان جستجو کرد که کشت گیاه، آبادانی زمین، و کشاورزی و پرورش محصول را عملی مقدس می دانسته اند. «در اوستا، کاشتن گندم، علوفه، درختان میوه دار و فراهم آوردن وسایل آبیاری برای خوشبخت کردن زمین به مرد پارسا توصیه شده است (شاهچراغی)، به این سبب کاشت درختان میوه و گیاهان سودمند و گیاهان دارویی در باغ ایرانی به عنوان یکی از ارکان اصلی باغ سازی مطرح بوده است.

طرح کاشت

در باغ دماوند، طراحی کاشت با توجه به نحوهی کاشت در باغ ایرانی و نیز وضع درختان و ساختمان های موجود صورت گرفته است. در مسیر اصلی، درختان سرو در لابلای درختان میوهی موجود طوری کاشته می شوند که نظم و پرسپکتیو متقارنی را بر روی محور ایجاد کنند. در قسمت عریض تر مسیر، که به منظور دسترسی سواره ایجاد شده، ردیفی از درختان عنبرسائل در دو سمت محور کاشته می شود که بر تفاوت عرض مسير و سلسله مراتب فضا و تفکیک حوزه های عمومی تر و خصوصیتر در باغ تأکید می کند. در کرتهای میوه از «طرح کاشت پنج نقطه ای» استفاده شده است که بر اساس تقسیمات چهارگوش شکل می گیرد. در این روش در هر یک از تقسیمات مربع شکل، چهار درخت در گوشه ها و یکی در مرکز کاشته می شود. از ویژگیهای این روش این است که در مقایسه با روش کاشت موازی منظره ی انبوهتری از درختان پدید می آید و مهمتر از آن برای رشد ریشه های گیاهان فضای بیشتر و بهتری ایجاد می گردد شاهچراغی، بر اساس روابط دید و منظر و بسته به کارکرد فضا، طرح کاشت در اطراف ساختمان ها متفاوت است: با توجه به محل قرارگیری ساختمان اصلی، که برخلاف هندسه ی شناخته شده ی باغ ایرانی در مرکز و در امتداد محور اصلی قرار ندارد، در کرت روبروی این ساختمان گیاهان کوتاهتر، درختچه ها، گل ها و گیاهان پوششی کاشته می شوند تا دید اصلی ایوان باز بماند. در عین حال درخت چنار قدیم و ردیف درختهای تبریزی کنار استخر با ایجاد تمرکز و حریم، در شکل دادن به این محدوده از باغ به عنوان یک فضای واحد تأثیرگذار هستند. به همین ترتیب در محوطه روبروی ساختمان فرعی و گلخانه، کرت های کوچک صیفی جات و سبزیها ایجاد شده، و در اطراف ساختمان سرایداری از درختچه های خرزهره برای کاهش دید به فضاهای خصوصی باغ استفاده شده است. یکی دیگر از مبانی طراحی کاشت در باغ دماوند نیز، رنگ آمیزی باغ و توجه به چهارفصل بودن باغ ایرانی است. انتخاب و کاشت درختان و گل ها با توجه به رنگ شکوفه ها، فصل گلدهی، میوه ها، رنگ خزان، و برگ ریز یا همیشه سبز بودن آنها صورت گرفته است.

نتیجه گیری

ساختار موجود باغ دماوند، نوعی از طراحی را در پی داشت که علاوه بر حفظ بناها و تعدادی از اتفاقات موجود، مبنای باغ ایرانی را هم شامل شود. این تاکید بر “باغ ایرانی، بیشتر شامل فضاسازی باغ است، تا | شمایل گرافیکی آن. گزینه های قابل اهمیت طراحی، بیشتر از منظر شخص در نظر گرفته شده که تمایل به تجربه ی یک فضای باغ مانند ایرانی را دارد. این تجربه | می بایستی به شکل های مختلف ولی در قالبی یکپارچه انجام شود. این اصول در محورهایی تعریف شده که شامل؛ ماهیت آب / محورها و مسیرها / درختها و گیاهان / هندسه ی باغ | خصوصی سازی درونی می باشد. با توجه به کشیدگی شرقی- غربی باغ و جانمایی موجود فضاها، پررنگ ترین گزینه ای که تمثيل باغ ایرانی را در باغ اعتماد به وجود می آورد تک محوری بودن باغ است. محور اصلی شرقی- غربی، تسلط راستای طولی را تشکیل میدهد، که فضای خصوصی را به فضای عمومی می دوزد و حد فاصل این دو قسمت، | پیکره اصلی کاشت و باغ را ملموس تر می کند. این محور اصلی با دارا | بودن حداقل تنوع کاشت (در نظر گرفتن درختان همیشه سبز سرو و جوی آب دائمی در دو طرف مسیر) تصویری کاملا ایرانی را در ذهن ایجاد می کند که در بیشتر فضاهای ایرانی نیز این تجربه مشهود است. | طول مسیر محور اصلی با تبعیت از کشیدگی باغ، پرسپکتیو یک نقطه ای را با دیواره های سبز اطراف ایجاد می کند و رهگذر را به تعمق و تأمل وا میدارد. عنصر آب چه به شکل نمادین، چه از لحاظ سودرسانی با انشعاب از چشمه اصلی منطقه، در قالب جوی های آبی که کرت های باغ را غرقاب می کنند، کاربردی ترین حالت خود را دارد. مسیر آب هم راستا با محور اصلی، که فارغ از زمان آبدهی باغ، به طور دائم آب در آن جاریست و لذت فضای ایجاد شده در محور اصلی را چند برابر می کند. در محل تلاقی محور اصلی و فرعی باغ دماوند، در جایی که توپوگرافی سایت نیز جهش دارد، بالاتر از چاه آب موجود، حوضی مربع شکل طراحی شده است که به لحاظ معنوی برای طراح اهمیت خاصی دارد. این حوض از لحاظ استراتژیک در نقطه ای از باغ واقع شده که سبب تأمل هر بیننده ای خواهد شد. با کاشت درختان تبریزی در چهار گوشه ی زمین نامنظم پروژه، کنترل هندسه ی باغ مدنظر است. در پی آن، چهار گوشه باغ و حد و مرز آن با رویت قامت تبریزی ها از هر نقطه ای قابل لمس شده است. دیوارهای آجری با قاب های کاهگلی با تفکیک فضای خصوصی از عمومی و نیز آرامش درون از هیاهوی پیرامون، هویتی خاص به باغ دماوند بخشیده است.