سرآغاز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موزه های فضای باز – هوای آزاد – روستایی به موزه هایی گفته میشود که مجموعه متنوعی از خانه های روستایی را که به لحاظ قدمت و ساختار از ویژگی های ممتازی برخوردارند، از مکان اصلی خود واچینی و در محوطه ای همساز با محوطه اصلی، دوبار چینی کنند و به نمایش بگذارند. در این نوع موزهها، منظور فقط انتقال و برپایی دوباره خانه ها نیست، بلکه مجموعه عواملی که شرایط زندگی روستایی در آن شکل می گیرد نیز، باید در نظر گرفته شود. ژرژ هانری ریویر این نوع از موزه ها را جزئی از موزه های مردم شناسی میداند و می نویسد که سکونتگاه دهقانان نه فقط به معنای مسکن بلکه در مجموع در رابطه مستقیم با نوع معیشت و حیات فرهنگی و اجتماعی مردم کامل ترین، کارآمدترین و شاید زیباترین ساخته دست بشر است. همین سکونت گاهها بیانگر شیوه زندگی، رفتار سنتی، مناسبتهای اجتماعی، حیات معنوی و باورها و اعتقادات مذهبی انسان هایی است که در آن به زندگی خود معنا می بخشند. شاید همین موضوع موجب شده است که اندیشه ایجاد موزه های هوای آزاد برای نشان دادن این زندگی خالص و طبیعی به وجود آید (ص ۱۰).

اول بار در تاریخ ۱۱ اکتبر ۱۸۹۱ م / ۱۳۷۱ ش در جزیره اسکانسن در نزدیکی استکهلم موزه فضای باز آرتور هازلیوس تاسیس شد (خارابی: ص۸۳). این موزه شامل مجموعه ای واقعی از خانه های مردم، به خصوص خانه های روستایی است، اما به حالتی تبدیل شده است که عموم مردم می توانند از آن بازدید کنند. تمامی لوازم خانگی و وسایل تولیدی از قبیل کشاورزی، دامداری و هنرهای دستی به همان ترتیب که در زندگی مردم مورد استفاده قرار می گرفته اند، در آنجا جای دارند. هر کدام از این خانه ها با تمام ملحقاتشان یک مجموعه را تشکیل میدهند. (هانری ریویر : ص ۱۰) برپایی این نوع موزه ها بعد از جنگ جهانی دوم، در غرب رشد شایانی می گیرد. برپا کنندگان این موزه ها، نه فقط دولت که گاه مردم منطقه نیز بودند.

آنها در برپایی این نوع از موزه های فضای باز به یکدیگر یاری می رساندند. دکتر طالقانی نگاه ویژه ای به برپایی این نوع از موزه ها دارد: در فردای بعد از جنگ جهانی دوم، دو شیوه نگرش در محافل روشنفکری اروپایی به مسائل انسانی از جمله میراث فرهنگی به وجود آمد. یکی از این دو، شیوه نگرش و توجه به میراث فرهنگی از بعد معنوی بود. به این معنا که آنها میراث جامعه خود را فقط در کاخها، بناهای یادمانی، آثار هنری و … خلاصه نکردند. آنها به این نتیجه رسیدند که توده های مردم و آنچه به آنها تعلق دارند نیز بخشی از میراث فرهنگی محسوب میشوند. بعد از جنگ جهانی دوم بلوک شرق این مفهوم را نسبت به بلوک غرب از آن خود کرد. زیرا که به لحاظ مباحث تئوریک سیاسی، آنها خود را رهبران مردمی میدانستند. برخی از کشورهای بلوک شرق از جمله لهستان، چک – اسلواکی، بلغارستان، روسیه و … به تدریج به فکر جمع اوری و استقرار خانه های سنتی در یک مکان افتادند. این خانه ها پس از جنگ به سرعت در حال نابودی بود. بی دلیل نیست که قدیمی ترین و وسیع ترین موزه های فضای باز را در کشورهای بلوک شرق سابق از جمله لهستان داریم. در لهستان تمدن چوب حرف اول را می زند (ص ۷).

سابقه در ایران پیش از انقلاب برنامه هایی برای برپایی این نوع از موزه تهیه شده بود، ولی هیچ گاه به سرانجام نرسیده بود. میرشکرایی می نویسد که از سال ۱۳۵۰ مرکز مردم شناسی ایران در وزارت فرهنگ و هنر، ایجاد موزهی مردم شناسی در فضای باز را برای معرفی حوزه های گوناگون فرهنگی ایران، در برنامه کار خود قرار داد. این فکر در سال ۱۳۵۳ به مرحله اجرا نزدیک شد. طرحی در این زمینه آماده و محوطه پارک جنگلی چیتگر در جاده تهران – کرج برای این منظور پیشنهاد شد تا به صورت یک موزه یا نمایشگاه دایمی به نمایش گذاشته شود. سپس قرار شد به عنوان نخستین گام از آلاچیق هایی که در پارک چیتگر وجود داشت استفاده شود و سپس نمونه های خانه ها به آن جا منتقل و یا در آن جا از نو ساخته شود، اما این برنامه نیز اجرا نشد. مرکز مردم شناسی ایران در برخی از نمایشگاه های خود نمونه های خانه های روستایی و عشایری را در اصفهان، قزوین و همدان به نمایش گذاشت و در سال ۱۳۵۷ نمونه هایی از خانه های روستایی گیلان واچینی و در اصفهان دوباره چینی شد (۱۳۸۲، ص ۲۸). در سال ۱۳۷۱، برای اولین بار ادبیات موزهی میراث روستایی با نام “طرح مقدماتی تاسیس نخستین موزه ی مردم نگاری مساکن سنتی و بومی در ایران توسط دکتر اصغر کریمی”، در مجلهی موزه ها به چاپ رسید. (ص ۲۲)

موزه میراث روستایی گیلان

زاده زلزله ای دهشتناک

در سال ۱۳۶۹ زلزله ای دهشتناک رودبار، منجیل و طارم – زنجان را در هم کوبید. ۲۴ ساعت بعد از وقوع این زلزله، دکتر محمود طالقانی به همراه گروهی جهت ثبت عکس العمل های مردم و جمع آوری مدارک، به این منطقه اعزام شدند. طالقانی می گوید تخریب خانه های روستایی در این منطقه از گیلان از پیش آغاز شده بود و بعد از زلزله خانه هایی که ۳۰ تا ۴۰ درصد آن از بین رفته بود، توسط صاحبان آنها به صورت کامل تخریب می شد تا خانه هایی با مصالح و مدل روز ساخته شود. در چنین شرایطی دکتر طالقانی به فکر احیای خانه های روستایی می افتد و طرح آن را با پرفسور برومبرژه که بیش از ۳۵ سال مطالعات میدانی و کتابخانه ای درباره فرهنگ و مردم گیلان داشت و نیز با استاد روح الامینی در میان گذاشت. حاصل آن نوشتن طرح اولیه موزه مساکن روستایی گیلان شد. برای اجرایی کردن آن با وجود موافقت مقامات مسئول، بودجه کافی در دست نبود. طرح، طرح ملی بود. پس از چندی طرح بار دیگر بازنگری و کامل شد؛ با این هدف که مجموعه خانه های روستایی یک صد سال پیش تا کنون مورد مطالعه قرار گیرد و بعد در محوطه ای به شکل موزه به نمایش گذاشته شود. از آنجا که دکتر طالقانی صاحب کرسی در یکی از دانشگاههای فرانسه بود، این طرح را نزد سفیر ایران در یونسکو در پاریس برد و برای جلب حمایت از این طرح، آن را با وزارت فرهنگ فرانسه نیز در میان گذاشت. همه با اجرای این طرح موافقت کردند و در نهایت قرار شد تا این طرح با عنوان موزه میراث روستایی گیلان با همکاری سازمان میراث فرهنگی، دانشگاه گیلان، استانداری گیلان و سازمان یونسکو به خود صورت اجرایی بگیرد. در این میان، موافقت نامه ای بین سازمان میراث فرهنگی از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران و وزارت فرهنگ فرانسه امضا شد. بر اساس این موافقت نامه، دانشگاه پرووانس متولی مباحث علمی این طرح شد. با این توضیح که طراحی و مدیریت طرح از آن کارشناسان ایرانی و دولت ایران باشد و فرانسویها در آغاز نام آن موزه مساکن روستایی بود که به موزه میراث روستایی گیا

کوچکترین سرمایه گذاری در این طرح نکنند و فقط همان طور که آمد، دانشگاه پرورانس فرانسه مسئول انتقال دانش علمی این نوع موزه ها به جوانان ما باشد. مهندس سید محمد بهشتی، رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی کشور، با علاقه مندی تمام، پا پیش گذاشت و امکانات سازمان میراث را برای اجرایی کردن این طرح به کار گرفت تا موزه ای در سطح جهانی در ایران برپا شود. در این میان موزه میراث روستایی گیلان متعهد شد تا دو همایش بین المللی در ایران تدارک ببیند. (طالقانی: ص ۱۳-۷). 

اولین همایش بین المللی موزه میراث روستایی گیلان برای اولین بار در ایران، قبل از این که موزهای بنا شود، همایشی حول محور برنامه ها و چشم اندازه های طرح یک موزه برگزار شد. این همایش در خرداد ماه سال ۱۳۸۲ در تهران و رشت برپا گشت (۱). مهندس سید محمد بهشتی، دکتر محمود طالقانی، کریستین برومبرژه، مارک گرودوول و … در این همایش سخنرانی کردند و بعد از آن اولین کارگاه آموزشی موزه در آبان ماه ۱۳۸۲ در روستای رودبندی شهرستان آستانه اشرفیه و نیز در یکی از روستاهای رضوان شهر برگزارشد (۲) و از آن پس طرح مجله کندوج به سردبیری فرامرز طالبی تصویب و اولین شماره ی آن در بهار ۱۳۸۴ انتشار یافت.

مکان موزه مکان موزه یکی از مهم ترین بحث هر موزه به ویژه موزه های فضای باز – با توجه به اهداف و چشم انداز آن – است. مکان موزه میراث روستایی گیلان باید به گونه ای انتخاب میشد تا بتواند نمایی از کل استان و به در حقیقت گیلانی کوچک را به نمایش بگذارد. بعد از بررسی مکانهای مختلف، طراحان موزه بر آن شدند تا مکانی را در پارک جنگلی سراوان به عنوان مکان موزه انتخاب کنند. در نهایت مکان موزه در زمینی به مساحت حدود ۲۶۰ هکتار در پارک جنگلی سراوان، ۱۸ کیلومتری جاده رشت – تهران، جاده کمربندی سراوان – فومن انتخاب شد که از نظر توپوگرافی تا حدود زیادی معرف گونه های مختلف جغرافیای طبیعی گیلان است. به همین لحاظ هر یک از حوزه های فرهنگی – معماری تا حدود زیادی با شرایط توپوگرافی و طبیعی این حوزه ها مطابقت داشتند. این ویژگی منحصر به فرد، موزه میراث روستایی گیلان را از سایر موزه های مشابه در جهان متمایز می کند. مساحت سایت موزه بالغ بر ۴۵ هکتار است که توسط یک کمربند سبز (پوشش جنگلی حفاظت شده است.

موزه میراث روستایی گیلان و حوزه های فرهنگی گیلان موزه برای رسیدن به اهداف خود، به تفکیک حوزه های جغرافیایی در گیلان نیاز داشت تا بتواند بر این اساس حوزه های فرهنگی آن را نیز ترسیم کند. از این رو کارشناسان موزه مبنای کار را بررسی و تفکیک حوزه های جغرافیایی و طبیعی قرار دادند و بر اساس وضعیت جغرافیایی، توپوگرافی و عوارض زمین که خوشبختانه در گیلان مرزهای مشخصی دارند، بخش های جلگه، کوهپایه، کوهستان و ساحل را مشخص کردند. شرایط طبیعی و وضعیت اقلیمی تاثیرات ژرفی بر نوع معیشت، معماری و انتخاب مصالح دارد. از این رو با تغییرات کیفی و اقلیمی هر حوزه، تغییرات قابل توجهی در معماری ایجاد میشود. این موضوع کمک شایانی به تقسیم بندی مرزهای مشخص در زمینه های فرهنگی – معماری می کند. مهم ترین مرز که در عین حال مرز تاریخی شرق و غرب نیز محسوب می شود، رودخانه سفیدرود بود. با توجه به این مهم، کارشناسان موزه، گیلان را به ۹ حوزه ی جغرافیایی بدین بلان در آمد.

شرح تقسیم کردند: جلگه مرکز، شرق، غرب، کوهپایه شرق – غرب، کوهستان شرق، غرب و ساحل شرق و غرب (میریوسفی، ۱۳۸۶: ص ۱۴).

اهداف موزه در مفهوم کلی، موزه بر آن است تا میراث مادی و میراث فرهنگی خانه های روستایی را بر بستر فرهنگی آنها مورد بررسی و پژوهش قرار دهد و در نهایت آن را به نمایش بگذارد. «مسکن، سرپناه انسان است و پیچیده ترین، ملموس ترین و مرئیترین پدیده فنی و مادی است که انسان توانسته است در بستر فرهنگی خود ظاهر کند. زیرا ترکیب عناصر این پدیده از سویی با عوامل مربوط به محیط زیست، نوع معیشت، شکل تولید، سیر تکوینی اجتماعی، سیر اعتلای استعدادها و قدرت فنی انسان پیوند خورده است و از سوی دیگر ذوق هنری، معیارهای اجتماعی، بنیادها و ساختارهای خوشایند، عقاید، سنت ها، پندارها و باورهای انسان هایی که در زمان و مکان معینی میزیسته اند، عمیقا در طول تاریخ و هم مقاطع معین تاریخی و در مکان های گوناگون بر شکل و محتوای مسکن، تاثیر گذاشته اند» (کریمی: ص ۲۳). بدین ترتیب موزه باید هم خانه های تاریخی روستایی را از مکانی به مکان دیگر انتقال دهد و هم شرایط زیست محیطی لازم را به عنوان بستر طبیعی و فرهنگی خانه ها فراهم آورد و هم با نگاه مردم شناسانه از آداب و رسوم مردمی سخن گوید که در این خانه ها زندگی می کردند و نیازهای مادی و معنوی خود را برطرف می کردند.

دکتر طالقانی، مدیر این پروژه می گوید: «هدف از اجرای این پروژه تنها انتقال بناهای روستایی با ارزش معماری خاص نیست، بلکه حفظ فرهنگ بومی، فن ساخت و دانش نانوشته ای است که در روستاهای کلیدی وجود داشته است» (۱۳۹۰، ص۱۸) و این همان دانش سنتی است. این شاخه از دانش که گاه با ویژگی “بومی” و یا “محلی” همراه می شود. یکی از عناصر بسیار مهم میراث فرهنگی معنوی است که بدون توجه به آن نمی توان در مورد توسعه و حمایت از این گونه میراث گفت و گو کرد. این نظام دانش و نیز مهارتهای مربوط به آن، نسل اندر نسل تداوم یافته و پیوسته با محیط طبیعی در تعامل بوده است. در ارتباط با دانش سنتی اساسا “فرهنگ” به عنوان یک ساخت و بن مایه هنری یا زیبا شناختی مورد نگرش قرار نمی گیرد، | بلکه تماما به عنوان شیوه زیست یک جامعه محسوب میشود و از این روی به طور نسبی جنبه هایی از تمامی مصادیق میراث فرهنگی معنوی را دربر می گیرد. از ویژگیهای مهم دانش سنتی این است که به صورت گروهی، از نسلی به نسلی دیگر منتقل می شود. انتقال آن به صورت روایی است و دارای ویژگی فرهنگی است، پویایی دارد و بر پایه ابداع، تطابق با محیط و فرهنگ و تجربه استوار است (عریان: ۱۳۸۲، ص۱۰) موزه میراث فرهنگی روستایی گیلان، جزو موفق ترین موزه های ایران است که توانسته دانش سنتی معماری خانه های روستایی را ثبت کند.

از واچینی تا دوباره چینی در موزه میراث روستایی گیلان، خانه هایی دوباره چینی شده اند که از عمرشان، چند دهه گذشته است. واچینی این خانه ها و دوباره چینی آن، یکی از اساسی ترین کارهای موزه است. که بدین صورت انجام می پذیرد. «اولین گام پس از شناسایی و خرید خانه های منتخب، مستندسازی آنها است. هم زمان مطالعات گسترده ای در زمینه فرهنگ و نوع معماری بنا، انجام می گیرد. همکاری و تعامل منطقی میان معماری، مردم شناسی و محیط زیست لازمه این کار مشترک است. همکاری میان گروههای مختلف به تکمیل اطلاعات مورد نیاز کمک شایانی می کند و موجب می شود تا اطلاعات جامعی از نوع مصالح، وضعیت اولیه بنا و … به دست آید. همکاری گروه با یکدیگر، دید بیشتری برای درک مشخصات بنا فراهم می آورد. شیوه های همکاری بدین گونه است که پس از ترسیم نقشه بنا، آن را در اختیار گروه مردم شناسی قرار میدهد و کارشناسان بعد از مطالعات خود، نقشه چیدمان اشیاء درخانه را تهیه می کنند. این نقشه به گروه معماری این امکان را میدهد تا به پاسخهای ارزنده ای در رابطه با ابعاد فضا و تناسب آنها با عمل کردشان دست یابند» (دهون: ۱۶، ۱۳۶۸). اطلاعات مربوط به شیوه های واچینی و دوباره چینی از دیدگاه فنی، در مرکز اسناد موزه موجود است.

جشن تولد موزه ۲۸ اردیبهشت سال ۱۳۸۵، در روز جهانی موزه و بزرگداشت میراث فرهنگی، فاز اول موزه میراث روستایی گیلان در حضور شخصیت های فرهنگی، علمی و سیاسی در محوطه خانه رفیعی، در بخشی از جنگل سراوان که به موزه اختصاص داده شده بود، افتتاح گردید. این روز اتفاقی در تاریخ موزه داری ایران به حساب می آمد، چرا که موزه، خانه ای روستایی بود و در حیاط آن مراسم افتتاحیه صورت می پذیرفت، موزهای بدون دیوار بتنی و بدون حصار برای بازدید کننده. در این روز، نمونه هایی از خانه های جلگه شرق گیلان به نمایش گذاشته شد. خانه منتظری، خانه رفیعی، خانه میر سپار و خانه ی پرمهر. در این موزه، نام صاحب هر خانه ای که خانه اش برای انتقال به موزه انتخاب می شود، بعد از دوباره چینی آن خانه، به نام صاحب خانه نام گذاری می شود. مجموعه هر خانه جدا از بنای مسکونی، دارای چاه، محل نگهداری ماکیان، آغل و کندوج (محل نگهداری خوشه ی برنج در خانه روستایی گیلان) است. فاز دوم این مجموعه در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ به مناسبت روز جهانی موزه افتتاح شد. این مجموعه مربوط به حوزه معماری – فرهنگی مرکز گیلان بود. در این روز بنای چند منظوره ورودی موزه با پذیرش ۳۰۰ نفر نیز افتتاح شد. این بنای ابداعی بر اساس الگوی معماری سنتی ساخته شد. فاز سوم طرح به حوزه معماری – فرهنگی کوهستان غرب گیلان تعلق دارد. تاکنون – اسفند ۱۳۹۱ – بیست و سه مجموعه مسکونی شامل ۷۸ بنای مسکونی و جانبی، از مناطق مختلف گیلان شناسایی، مستندسازی، واچینی شده و در محل، دوباره چینی شده است و سه قهوه خانه، یک مسجد، یک مدرسه، یک کارگاه آهنگری و یک کورهی زغال گیری سنتی در محل بازسازی گشته است.

در طراحی سایت موزه، محل هایی برای رستوران ها، چایخانه ها، بازارها، مسجدها، مزرعه ها، باغ های چای، شالیزار، کارگاههای آموزش و تولید صنایع دستی، محوطه بازیها و نمایش های سنتی، مراکز تحقیقات کشاورزی و دامپروری، پژوهشگاه معماری و مردم شناسی، پارک کودک، باغ های پرورش گیاهان دارویی و درختان بومی، اردوگاه تفریحی، معماری ملل و دو مجموعه مهمان پذیر با الهام از معماری روستایی گیلان هر یک به ظرفیت ۱۵۰ واحد ۳ تا ۵ نفره در نظر گرفته شده است. طراحی و ساخت تالار اجتماعات، بنای ورودی و خانه پژوهشگران، با الهام از معماری بومی گیلان و با کاربری جدید از جمله تجربه های موزه در راه دست یابی به معماری پایدار به عنوان زمینه ی اعتلای توسعه پایدار ایران است. تاکنون ۳۵ بنای موزه شامل ۲۳ خانه مسکونی، ۳ قهوه خانه، ۲ کندوج و تالار اجتماعات، مسجد کارگاه، کارگاه آهنگری، ذغال گیری، بنای ورودی و خانه ی پژوهشگران در مجموعه موزه در فهرست آثار تاریخی ایران به ثبت رسیده است. (بروشور موزه، اسفند ۱۳۹۰)

غرفه های موزه هر موزه برای جذب هر چه بیشتر مردم و نیز معرفی همه جانبه وظایف خود ، به نمایشگاههای موقتی و دائمی – جدا از مجموعه موزه – نیاز دارد. موزه میراث روستایی گیلان، از آغاز غرفه های زیر را به صورت دائمی برنامه ریزی و عملی کرده است. غرفه صنایع دستی: احیای صنایع دستی به عنوان یکی از وجوه فرهنگ بومی، نقش چشمگیری در بازسازی بخشی از فرهنگ رو به فراموشی گیلان دارد. صنایع و هنرهایی هم چون سفال گری ، رشتی دوزی، حصیر بافی، گلیم بافی، نمد مالی، چادرشب بافی، بامبو و … که آفریده ذوق و قریحه ذاتی هنرمندان گیلانی است در بازار چه سنتی موزه به نمایش و فروش گذاشته شده است. غرفه پوشاک پوشاک محلی یکی از نشانه های فرهنگی و جزئی از میراث نیاکان ماست. لباسهای محلی گیلان، هماهنگ با روح طبیعت و سازگار با عقاید مذهبی مردمان این سرزمین دوخته شده است که در حین سادگی، رنگارنگ و تناسب آن با فعالیت های روزانه بیننده را به تحسین وامیدارد. راهنمایان و کارشناسان موزه با لباس های زیبابه استقبال بازدیدکنندگان می روند. در موزه غرفه پوشاک گیلانی پذیرای میهمانان خود است. غرفه سفره گیلان: از دیگر غرفه های مورد علاقه بازدید کنندگان است. سفره گیلان هماهنگ با طبیعت سرسبز گیلان، متنوع و فراهم آمده از طبیعی ترین محصولات کشاورزی و فراورده های دامی است. برنج، غذای اصلی گیلانیان است. در کنار آن انواع سبزیها، تخم مرغ، گوشت پرندگان شکاری و ماهیان رودخانه ای و دریایی، این سفره را رنگارنگ می کند. نان در مناطق مختلف گیلان با ترکیباتی از قبیل آرد، | گندم، برنج، تخم مرغ، کدو، شیر، شکر و دیگر افزودنیهای طبیعی، گونه های فراوانی دارد. در غرفه سفره خانه گیلانی این موزه، می توانید طعم لذت بخش این غذاها را در محیطی طبیعی و زیبا بچشید. غرفه معماری معماری روستایی گیلان یکی از دریچه های شناخت گیلان و فرهنگ آن است. معماری بومی متاثر از فرهنگ، اقلیم و اقتصاد در منطقه است. تعامل معماری و سازه های روستایی باطبیعت، اقلیم و فرهنگ، پاسخگوی نیازهای مردم است و نشان از خرد ناب این مردم دارد. امروزه این تعامل تا حد بسیاری از بین رفته و در حال فراموش شدن است. هدف مهم نمایشگاه معماری، شناختن و شناساندن دانش نانوشته بومی ورمز و رازهای ناگفته این معماری بدون معماری بود. در این نمایشگاه علاوه بر تصویرهای خانه های روستایی، نحوه عملیات واچینی و دوباره چینی و کلیه مستندات شامل نقشه های فازهای – ۹گانه – ، جزئیات سازه ای و گزارشهای علمی معماری عملکرد گروه و دستاوردهای آن در زمینه ی معماری چوب و ماکتی از یک واحد مسکونی جلگهی سفیدرود شرقی با تمام جزئیات و همچنین فیلمی از مراحل مختلف واچینی و دوباره چینی یک خانه برای علاقه مندان به نمایش گذاشته شده بود. (نمایشگاه معماری: کندوج، ۱۳۶۸، ص ۳۷)

حفظ میراث طبیعی و کشاورزی معماری در محیطی که در آن ساخته شده، هویت می یابد و از شکل حجم گونه به یک فضای زیستی مبدل میشود. موزهی میراث روستایی کوشیده است تا استقرار خانه های روستایی در موزه با حفظ و احیای محیط زیست انجام پذیرد. به همین دلیل هر ساله بیش از ۱۵۰۰ اصله نهال در موزه کاشته می شود. عملیات پرورشی جنگل و احداث باغ گیاه شناسی از دیگر فعالیتهای موزه در جهت حفظ و احیای میراث طبیعی است. جدا از آن باغ های چای، شالیزارها و توتستان با استفاده از روش های سنتی در موزه ایجاد شده و احداث نارنجستان و باغ زیتون در دست اجراست.

صیانت از میراث معنوی طراحان و سازندگان موزه ، همواره سعی نموده اند همسو با حفاظت از میراث مادی، میراث معنوی گیلان را نیز حفظ و احیا کنند. زیرا حفظ میراث مادی بدون ارزش گذاری به میراث معنوی جز کالبدی بی جان نخواهد ماند. در تحقق این هدف تاکنون در موزه جشنواره های متعددی هم چون جشنواره نوروزی، جشنواره تابستانی، موسیقی

پی نوشت

١. اولین همایش موزه میراث روستایی گیلان، ۳ تیر تا ۲۷ خرداد ۱۳۸۴، تهران، رشت برگزار شد. سخنران ها: استاد احمد سمیعی، فرانسوا نیکولو francois Nicoullaud سفیر کبیر فرانسه در ایران، سید محمد بهشتی رییس وقت سازان میراث فرهنگی، دکتر محمود طالقانی مدیر پروژه موزه میراث روستایی گیلان، کریستین برومبرژه Christian Bromberger استاد مردم شناس در دانشگاه پرووانس فرانسه، فرانسوا کالام Francois Calame مشاور مردم شناسی در اداره امور فرهنگی نرماندی علیا – فرانسه، ژان پییر وشورک Jean Piere Wieczorer مشاور معماری شهری و فضای پیرامون فرانسه ، لارنس ژده Lars Roede مدیر پروژه موزه فضای باز اسلو، محمد شکرایی، مسعود کوثری، سید احمد محیط طباطبایی، مژگان خاکپور، سید هاشم موسوی، کیوان محمدی و … نیم نگاهی به:۱۳۸۴، ص۱۷-۱۲) دومین همایش با هدف معرفی دست آوردهای علمی و اجرایی در تاریخ ۲۹-۲۲ مهر ۱۳۶۸ در تهران برگزار شد، دکتر عمید زنجانی رییس وقت دانشگاه تهران، محمود طالقانی مدیر پروژه موزه میراث روستایی گیلان، ماری فرانسواز کورل Marie Francolise Corel رییس بخش علوم انسانی و اجتماعی مرکز ملی پژوهش های علمی فرانسه (CNRS)، دکتر فریبرز دولت آبادی و … بخشی از سخنرانان این همایش بودند.| ٢. اولین کارگاه آموزشی موزه میراث روستایی گیلان، آبان ۱۳۸۲، با همکاری مشترک ایران، فرانسه (دانشگاه گیلان و دانشگاه اکسان پرووانس) در روستای رود بنه از توابع شهرستان لاهیجان و روستای سرک از توابع رضوان شهر برگزار شد. سرپرست کارگاه: دکتر محمود طالقانی. با حضور ۲۰ متخصص ایرانی در زمینه های معماری، مردم شناسی، محیط زیست، اقتصاد، جغرافيا … و ۳ فرانسوی: کریستین برومبرژه، استاد دانشگاه آکسان پرووانس، مارگ گرودوول رییس وقت موزه آلزاس و ژان پی بروشودک، آرشیتک با گرایش مطالعه بر روی بناهای سنتی و معماری کارگاه دوم فروردین ۱۳۸۳ موضوع – تخصصی تر شدن گروهها و اعضای شرکت کننده سرپرست: دکتر محمود طالقانی سرپرست گروه معماری: مارک گرودوول کارگاه سوم: ۱۳۸۳. سرپرست: دکتر محمود طالقانی، با راهنمایی گرودوول، موضوع: دمونتاژ بنا، با همکار و معماران و نجاران محلی آشنا با فناوری های ساخت این گونه بناها کارگاه چهارم آبان ۱۳۸۳، فرانسه، موزه آلزاس، موضوع: چگونگی شکل گیری اداره و مدیریت و تشکیلات سازمانی موزه فضای باز کارگاه پنجم: مرداد ۱۳۶۸، سرپرست گروه، دکتر محمد طالقانی، موزهی میراث روستایی 

زنده محلی، لافند (طناب بازی، کشتی محلی، مراسم آیینی چون شب یلدای گیلانی، عروس بران، جشن خرمن، نمایش عروسه گله، | نوروزخوانی، شب شعر گیلانی و … بر پا شده است و از مفاخر فرهنگ گیلان – همچون استاد فریدون پوررضا، استاد شیون فومنی تجلیل به عمل آمده است.

گیلان، با موضوع شناسایی، مستندسازی ثبت و معرفی میراث فرهنگی در استان آلزاس فرانسه. (پنجمین کارگاه آموزشی: ۱۳۶۸، ص ۳۵). ۳. «میتوانیم به سادگی رو به روی بنایی بایستیم و با دانشی که فرا گرفته ایم و با اصولی که میدانیم، بنا را واچینی و منتقل کنیم. می خواهیم شی به نام “خانه” را جابه جا کنیم اما شدنی است. ولی آیا این تمام چالش ما با معماری پیش رویمان است؟ هستی معماری چه؟ رابطه آن با محیط، زمین، طبیعت و … چه میشود؟ آیا می توان معماری را از بستر اولیه اش (زمین) جدا کرد و خوشبختانه تصور نمود که بی کم وکاست تمام معماری، رها شده و آزاد، انتقال یافته است؟ آیا با این تفکر معماری را در حد یک شی تنزل نداده ایم؟ …» (میریوسفی: ص ۲۵).

منابع

۱. «پنجمین کارگاه آموزشی موزه میراث روستایی گیلان »، کندوج، ش ۴، بهار و تابستان

.۱۳۸۶

۲. خارابی، فاروق، «تجربه احداث موزه بالنبرگ سويس»، کندوج، ش ۴ بهار و تابستان،

.۱۳۸۶

  1. عریان، سعید «شناخت و حفاظت از میراث فرهنگی معنوی با نگرش به پیش نویس کنوانسیون میراث فرهنگی معنوی»، موزه ها ، ش ۳۴

، ۱۳۸۲ . ۴. قربانی ریک، رضا، «مردم نگاری مساکن روستایی جلگه شرق گیلان»، کندوج، ش ۲، پاییز ۱۳۸۵. ۵. طالقانی ، محمود: «موزه مساکن روستایی گیلان در گفت و گو با فرامرز طالبی»، | موزه ها، ش ۳۵، تابستان ۱۳۸۲.

۶. کریمی ، اصغر «طرح مقدماتی تاسیس نخستین موزه مردم نگاری مساکن سنتی و بومی در ایران»، موزه ها ، ش ۱۲، زمستان ۱۳۷۱. ۷.کشوند، ماکسل و ادوین هویلر ؛ موزه فضای باز بالنبرگ ، ترجمه فاروق خارابی ، تهران :روزنه ، ۱۳۸۹. ۸.هانری ریویر ، ژرژ؛ «موزه های مردم شناسی»، ترجمه و اقتباس اصغر کریمی ، موزه ها، | ش ۱، فروردین ۱۳۶۰. ۹. میرشکرایی، محمد؛ «مروری به گذشته موزه ی فضای باز در ایران»، موزه ها ، ش ۳۵، تابستان ۱۳۸۲. ۱۰. میر یوسفی، پویا «حوزه های فرهنگی گیلان» کندوج ، ش ۴، بهار و تابستان ۱۳۶۸۰ ۱۱نوری، طیبه؛ «تقسیم فضا در خانه های روستایی – بخش رود بنه لاهیجان»، کندوج، ش۲، بهار و تابستان ۱۳۸۶. ۱۲. میر یوسفی، پویا؛ «واچینی و دوباره چینی بناهای روستایی جلگه شرق گیلان»، | کندوج، ش ۲، پاییز ۱۳۸۵.