چرا باید از تهران تاریخی حفاظت کنیم؟

مهندس فرزاد رستمی فر

تهران در سابقه  پایتختی خود که عددی اندک بیش از دویست سال است ، افت و خیزهای بسیار زیادی را پشت سر گذاشته و شاید به بتوان ادعا کرد که با ترسیم نمودار این تغییرات تصویر واضحی از تاریخ این دوران خصوصأ دوره معاصر بدست آید. تصویری که نقاط عطف آن با تحولات بسیار مهم بین المللی منطبق بوده و از این دیدگاه نظریه ای اعتبار می یابد با این مضمون که تهران پایتخت ، از همان ابتدا نه پایتختی صرفأ برای مصرف داخلی که پایگاهی برای تعاملات  و نقش آفرینی در مقیاس بین المللی طرح اندازی شده است. با خیزش موج تجددخواهی و تحول  طلبی در دوران پهلوی اول، یعنی همان زمان که سرتیپ تندخوی قشون قزاق، کریم آقاخان بوذرجمهری مأموریت می یابد تا دروازه های این شهر را به سوی دنیای پرجاذبه غرب بازگشاید و در این مسیر از تخریب آثاری از دوران پیشین نظیر دروازه های قدیم تهران نیز صرف نظر نمی نماید تا به امروز، مسیر بسیار پرپیچ و خمی طی شده است. اما در این مسیر همواره روال ثابتی وجود داشته است. تنها روال ثابت و معیوبی که بی هیچ کم و کاست تا به امروز تکرار شده است و آن این بوده است که همواره هر قدرت نوظهور سنگ بنای مفروض قدرت خود را بر جای سنگ پله دوران بیش از خویش بنا نهاده و این بوده است که تخریب تاریخ زدائی همواره پیش نیاز توسعه ، خاصه از نوع ناپایدار آن گردیده است. در این فرایند کمتر اثری  توفیق حیات و راهیابی به دوران پس از خود را داشته و بناهای دوران سنت قربانی پیشامدرن و پیشامدرن قربانی مدرن و مدرن قربانی پسامدرن گردیده و سست و لرزان بوده است همیشه پایه زیرساخت های توسعه در این شهر. مشروطه خواهان در بهارستان قیام می کنند و پیروز می شوند اما در میدان توپخانه سیاست و نظام به جای مانده پس از آن تخریب چی هر دو.

حدفاصل سال های 1308 تا 1312 با گرته برداری از معماری قدیم با سبک پالادین میدان در محل باغات قاجاری میرزا حسن مستوفی الممالک که دیگر در آن روزگار چهارراه حسن آباد شده بود توسط قلیچ باقلیان طرح اندازی می شود که تا مدت ها به نام هشت گنبد در خاطره ها می ماند.

پس از پایان یک دهه سکوت مرگبار بعد از کودتای 28 مرداد سال 1332 معماری مدرنیست، به نام فروغی در سال 1342 طرحی در میدان حسن آباد

برای بانک ملی در می اندازد که به واسطه آن یک گنبد و هفت دهنه از بدنه جنوب شرقی میدان تخریب و  ساختمان مدرن جدیدی برای بانک ملی بنا می گردد که تا به امروز وجود دارد. حکومت وقت حضور مجسمه ملک المتکلمین ، سردار مشروطه را در میدان برنمی تابد و آن را به پارک شهر منتقل می کند. میدان دیگر هشت گنبد ندارد و تا سال ها دیگر نخواهد داشت.

پس از انقلاب و پایان جنگ و فروکش کردن موج مهاجرت از شهرهای مرزی درگیر جنگ به تهران،  تهران دیگرباره به تهران شدن می اندیشد و در نخستین گام می خواهد که خوانا باشد. شهرداری تهران برای ساماندهی میدان سفارشی می دهد که به  واسطه آن در کوتاه مدت حضور سواره در آن تقلیل یافته و ورودی های ایستگاه مترو از بدنه های تاریخی فاصله می گیرند و در دراز مدت قرار است زندگی شبانه به میدان آمده و زندگی از دست رفته را احیاء نماید.

طرح حاوی یک پیام است: همزیستی زندگی جدید با کالبد قدیم.

در سال گذشته باتوجه به عدم تکمیل فرایند احیاء و نجات بخش بدنه شمال غربی میدان در مجاورت ایستگاه آتش نشانی دچار حریق شده و آسیبی بیشتر از قبل به میدان داده می شود. این اتفاق هم حاوی یک پیام بود:

حفاظت از بناهای تاریخی ضروری و انکارناپذیر است برای تهران ماندن تهران وگرنه آتش کاسبکاری ملاحظه ای به فرزندانمان نخواهد کرد.